تأثیر گوش فرادادن ناروا بر روی قلب

قسمت: ب 9 - فصل دوم

تأثیر گوش فرادادن ناروا بر روی قلب

 

گوش فرا‌دادن به باطل به تضعیف حق می‌انجامد

خداوند متعال می‌فرماید: ﴿أُوْلَٰئِکَ ٱلَّذِینَ لَم یُرِدِ ٱللَّهُ أَن یُطَهِّرَ قُلُوبَهُم﴾ [المائده: ۴۱].

«آنان کسانی هستند که خداوند اراده نفرموده که دل‌هایشان را پاک گرداند».

خداوند متعال آن آیه را بعد از آیه زیر بیان فرموده است:

﴿سَمَّٰعُونَ لِلکَذِبِ سَمَّٰعُونَ لِقَومٍ ءَاخَرِینَ لَم یَأتُوکَ یُحَرِّفُونَ ٱلکَلِمَ مِن بَعدِ مَوَاضِعِهِۦ﴾ [المائده: ۴۱- ۴۲].

«پیوسته به سخنان دروغ گوش فرا می‌دهند و سخنان یاوه گروه دیگری را گوش می‌دهند که نزد تو نمی‌آیند و سخنان را از جایگاه اصلی آن منحرف می‌سازند».

این موضوع بیانگر این حقیقت است که به هراندازه انسان به سخنان باطل گوش فرا بدهد و به آن‌ها عادت کند و یا آن‌ها را بپذیرد، به همان میزان حق را از جایگاه خویش تحریف خواهد کرد. زیرا زمانی که باطل را بپذیرد و دوست بدارد و به آن راضی بگردد، هرگاه حقی که در مقابل آن قرار دارد و مطرح شود، را نمی‌پذیرد و در حد باطلی که پذیرفته خود آن را تحریف می‌نماید.

درست همان روشی که «جهمیه» در مورد آیات و احادیث مربوط به صفات خداوند عمل کرده‌اند. آنان آن آیات و احادیث را به گونه‌ای کاملاً ناسازگار با حقایق آن‌ها تأویل و تفسیر کرده‌اند، زیرا که احادیث مربوط به صفات خداوند احادیث آحادند و در باب معرفت خداوند و اسماء و صفات او دلایل استوار و قابل اعتمادی به شمار نمی‌آیند.

آنان و هم مسیران ایشان از جمله آنانی هستند که خداوند اراده نفرموده قلب ایشان پاک و تزکیه شود، زیرا اگر قلب‌شان پاک می‌گردید، باطل را جایگزین کلام خداوند و پیامبر او صلی الله علیه وسلم نمی‌نمودند.

همانگونه که گمراهان هدایت نایافته بعد از آن که قلب ایشان تطهیر و تزکیه نشده. شنیدن از شیطان را بر استماع ایمانی قرآن ترجیح داده‌اند.

عثمان بن عفانس می‌گوید:

«اگر قلب‌های ما پاک می‌شد هیچگاه از معرفت کلام خداوند سیر نمی‌گردید».

قلب پاک – به خاطر کمال حیات و نور آن و رهاییش از آلودگی و ناپاکی‌ها – از شنیدن کلام خداوند سیر نمی‌شود و تنها به وسیله حقایق آن تغذیه می‌شود، و با ادویه آیاتش معالجه می‌گردد.

اما قلبی که خداوند – به خاطر سلوک و رفتار صاحبش آن را پاک نگردانیده، از غذاهای متناسب با ناپاکی خویش تغذیه می‌کند. زیرا قلب نجس مانند بدن بیمار است و غذاهای مناسب با بدن آدم‌های سالم، برای بیماران متناسب نیست.

آن آیه بیانگر این حقیقت است که «تطهیر و تزکیه» قلب موکول به اراده خداوند (و سنت‌ها و قوانین او) است، و از آنجا که نخواسته قلب پیروان باطل را پاک بگرداند، آن طهارت برای ایشان حاصل نشده است.

در اینجا تفسیر اراده به اراده ازلی – اجبار و تقدیر – تفسیر صحیحی نیست، زیرا خداوند پاکی و تزکیه را از طریق امر به آن و دوست‌داشتنش – برای ایشان اراده فرموده، و آنان را بالاجبار از آن رویگردان نکرده است. بلکه ایشان را به آن امر فرموده، اما خود آنان به خاطر باورها و رفتارها و اهداف انحرافی خود، سدهایی را میان خود و تزکیه قلب و نفس خویش ایجاد کرده‌اند، و اراده خداوند از طریق سنت‌ها و قوانین قرار داده شده و غیر قابل تغییر خود بوده است و ما در کتاب «شفاء العلیل» به تفصیل در مورد آن سخن گفته‌ایم.

 

بدان را به بهشت راه نمی‌دهند!

آیه‌ای که پیشتر آورده شد، بیانگر این حقیقت است که هرکس خداوند قلبش را پاک نگرداند،  هیچ راهی به غیر از روبه‌روشدن با خواری دنیا و عذاب آخرت پیش روی او نیست. و این پیامد طبیعی آلودگی و خیانت قلب او است.

به همین علت است که خداوند متعال رفتن به بهشت را بر آنانی که دارای قلب‌های خبیث و قسوت گرفته‌ای هستند حرام نموده و تنها پس از پالایش و تزکیه آن است که به بهشت راه داده می‌شوند. زیرا بهشت جایگاه پاکان و پرهیزکاران است، و به همین سبب است که به بهشتیان گفته می‌شود:

﴿طِبتُم فَٱدخُلُوهَا خَٰلِدِینَ ٧٣﴾ [الزمر: ۷۳].

«پاک شدید پس برای همیشه به آن وارد شوید (و شما را مبارک باد)».

و تنها به ایشان است که در دم مرگ بشارت داده می‌شود. همانگونه که خداوند متعال می‌فرماید:

﴿ٱلَّذِینَ تَتَوَفَّىٰهُمُ ٱلمَلَٰئِکَهُ طَیِّبِینَ یَقُولُونَ سَلَٰمٌ عَلَیکُمُ ٱدخُلُواْ ٱلجَنَّهَ بِمَا کُنتُم تَعمَلُونَ ٣٢﴾ [النحل: ۳۲].

«کسانی که فرشتگان در حال پاکی ایشان را می‌میرانند، به آنان سلام می‌کنند و می‌گویند: به خاطر اعمال (نیکی) که انجام داده اید وارد بهشت شوید».

بدان و ناپاکان و آنانی را که خباثتی در دل دارند به بهشت راه نمی‌دهند، هرکس خود را در این دنیا پاک گرداند. و با پاکی قلب به حضور خداوند برود، هیچگونه مانعی بر سر راه‌رفتن او به بهشت وجود ندارد.

اگر کسی در این دنیا پاک نگردد و نجاست و خباثت او عمیق و عینی باشد، مانند کافران هیچگاه به بهشت راه نخواهند یافت.

اما اگر آلودگی قلبی کسی عارضی باشد، پس از پاک‌شدن از آن ناپاکی، به بهشت راه پیدا می‌نماید، و پس از آن هیچگاه از آن بیرون رانده نمی‌شود.

حتی اهل ایمان پس از گذر از صراط، در نقطه‌ای میان بهشت و دوزخ نگاه داشته می‌شوند، و از آلودگی‌هایی که بر آنان باقیمانده و مانع از رفتن مستقیم ایشان به بهشت گردیده و سبب رفتن‌شان به دوزخ نمی‌شده پاک می‌گردند، و پس از پاکی و طهارت به ایشان اجازه رفتن به بهشت داده می‌شود.

 

دوگونه پاکی:

خداوند متعال براساس حکمت خویش بازیابی به حضور خود را مشروط به طهارت و پاکی فرموده است، نمازگزار تنها پس از طهارت و پاکی از «حدت اکبر و اصغر» است که در پیشگاه او به نماز می‌ایستد. به همین صورت رفتن به بهشت و ملاقات با خداوند مهربان مشروط به سلامت قلب و طهارت نفس است، او تنها پاکان را به بهشت راه می‌دهد.

پس دوگونه طهارت وجود دارند:

  • طهارت و پاکی بدن و لباس
  • طهارت و سلامت قلب و نفس

به همین خاطر است که وضوگیرنده پس از وضو می‌گوید: «أَشْهَدُ أَنْ لاَ إلَهَ إلاَّ اللَّهُ وَأَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّدًا عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ، اللَّهُمَّ اجْعَلْنِی مِنْ التَّوَّابِینَ، وَاجْعَلْنِی مِنْ الْمُتَطَهِّرِینَ»([۱]).

«گواهی می‌دهم که هیچ فرمان‌روا و فریادرسی به غیر از خداوند حقانیت و مشروعیت ندارد، و گواهی می‌دهم که به درستی محمد بنده و فرستاده خداوند است. پروردگارا مرا از توبه‌کنندگان و پاکان قرار بده».

  • زیرا طهارت قلب به وسیله توبه
  • و طهارت بدن به وسیله آب تحقق پیدا می‌نماید.

هرگاه هردو طهارت برای کسی فراهم گردید، صلاحیت باز یافتن به حضور خداوند و ایستادن و مناجات در حضورش را پیدا می‌نمایند.

معنای دعای «اللهم طهرنی…»!

در مورد این دعای رسول خدا صلی الله علیه وسلم که فرموده‌اند:

«اللهم طهرنی من خطایای بالماء والثلج والبرد»([۲]).

«خداوندا! به وسیله آب و برف و تگرگ خطاهای مرا پاک بفرما!»

از شیخ الاسلام ابن تیمیه پرسیدم که خطاهای انسان با این چیزها چگونه پاک می‌گردند؟! اختصاص‌دادن پاک گردیدن به آن امور چه فایده‌ای را در بر دارد؟ در حالی که آب گرم بهتر از آب سرد آلودگی‌ها را پاک می‌نماید؟!

فرمود: خطاها و گناهان باعث پدیدآمدن حرارت، ناپاکی و ضعف در قلب می‌شوند، به همین خاطر سست و کرخت می‌شود، آتش شهوت در آن شعله‌ور می‌گردد و آن را سیاه و آلوده می‌گرداند، اما خطاها و گناهان نیز همچون هیزم آن آتش‌اند و آن را شعله‌ورتر می‌سازند.

به همین خاطر به هر میزان که خطایا و گناهان بیشتر شوند، همچون آن است که هیزم بیشتری بر روی آتش شهوات انداخته شود، آن آتش بیشتر شعله‌ور می‌گردد و قلب را داغ‌تر و سوزان‌تر و ضعیف‌تر می‌گرداند، اما آب آتش را خاموش و آلودگی‌ها را پاک می‌نماید. چنانچه سرد باشد، بهتر و زودتر آن را خاموش نموده و جسم را قوی‌تر می‌گرداند و به هراندازه که سردتر باشد، مانند: برف و تگرگ بهتر قلب سوزان و شعله‌ور را به حالت طبیعی خود باز گردانیده و جسم را قوت بخشیده و اثرات خطایا را از بین می‌برد».

این مفهوم سخنان او بود که به توضیح و بیان بیشتری نیازمند است.

باید دانست که در اینجا چهار موضوع موجود است:

  • دو موضوع ظاهری و محسوس
  • و دو موضوع دیگر معنوی و غیر محسوس

نجاست و آب که پاک‌کننده آن است هردو محسوس‌اند، خطایا و گناهان و اثر آن‌ها که به وسیله توبه و استغفار پاک می‌شوند، هردو معنوی و غیر محسوس‌اند و اصلاح و حفظ سلامت و تأمین سعادت قلب به هردوی آن‌ها نیازمند است.

رسول خدا صلی الله علیه وسلم از هردو نوع آن‌ها بخشی را بیان فرموده که بیانگر بخش دیگری است، و آن فرموده او هر چهار نوع را در نهایت اختصار و حسن بیان در بر دارد.

همانگونه که در دعای پس از وضو می‌فرماید:

«اللَّهُمَّ اجْعَلْنِى مِنَ التَّوَّابِینَ وَاجْعَلْنِى مِنَ الْمُتَطَهِّرِینَ» که هرچهار نوع را در ضمن خود دارد.

این نمونه‌ای از کمال شیوایی و رسایی و حقیقت آن اموری است که رسول خدا صلی الله علیه وسلم از آن‌ها خبر داده و امر فرموده و موضوعی معنوی را به وسیله مثال آوردن از موضوعی محسوس و مادی تبیین فرموده است.

اینگونه موارد در احادیث نبوی بسیار یافت می‌شوند. همانگونه که خطاب به حضرت علی بن ابی طالبس می‌فرماید: «سَلِ اللَّهَ الْهُدَى وَالسَّدَادَ، وَأُذْکُرْ بِالْهُدَى هِدَایَتَک الطَّرِیقِ، وَبالسَّدَادِ سَّدَادِ السَّهْمَ»([۳]).

«هدایت و اصلاح را از خداوند بخواه! و به وسیله گام‌نهادن در راه درست، هدایت را و به وسیله به هدف خوردن تیر درستی و صحت را به خاطر بیاور!»

این یکی از رساترین و بدیع‌ترین فرموده‌های تعلیمی و تربیتی رسول خداست. زیرا به علیس فرموده است که هرگاه از خداوند هدایت به راهی را که به بهشت و رضایت او منتهی می‌شود، درخواست نمود، خود را به عنوان مسافری راه گم کرده که نمی‌داند به کدام طرف حرکت کند، و ناگهان کسی خبره و آشنا به راه پیدا شود و راه درست را به او بنمایاند، به خاطر بیاورد. راه هدایت، سعادت و بهشت نیز به همین صورت است، و می‌توان راه محسوس را برای آن مثال آورد.

نیاز انسانی که راه مسافرت به سوی خداوند را می‌خواهد در پیش بگیرد، به هدایت و راهنمای او، به مراتب از نیاز مسافری که به شهر و دیاری قصد سفر دارد و در میانه سفر راه را گم کرده به راهنمایی که راه‌رسیدن به آن شهر و دیار را به او بنمایاند به مراتب مهم‌تر و بیشتر است.

«سداد» نیز که به معنای کردار و گفتار صحیح و صواب است، همچون آن است که کسی بخواهد تیری را به سوی هدفی بیندازد، اگر تیر او به همان هدفی که مورد نظر او بوده اصابت کند، روش درستی راه برای نشانه‌گیری در پیش گرفته و تیر او به هدف برخورد کرده است. و انسانی هم که در کردار و گفتار خود حق و صواب را مراعات نموده همچون کسی است که تیر او به هدف خورده باشد.

در قرآن نیز در بسیاری از موارد هردو در کنار یکدیگر قرار می‌گیرند، برای مثال خداوند متعال می‌فرماید: ﴿وَتَزَوَّدُواْ فَإِنَّ خَیرَ ٱلزَّادِ ٱلتَّقوَىٰ﴾ [البقره: ۱۹۷].

«و توشه را فراهم کنید، همانا بهترین توشه به راستی توشه تقواست».

در این ایه خداوند متعال به حاجیان دستور فرموده که توشۀ سفر خویش را فراهم کنند و بدون توشه بار سفر نبندند، و به دنبال آن ایشان را به ضرورت فراهم‌نمودن توشۀ سفر آخرت که «تقوا» و پرهیزکاری است یادآور شده است.

همانگونه که بدون توشه مسافری در این دنیا به مقصد خود نمی‌رسد، آنانی که می‌خواهند به دنیای پس از مرگ و رسیدن به حضور خداوند و کسب سعادت ابدی برسند، بدون توشه تقوا به این هدف خود نخواهند رسید. می‌بینیم که خداوند هردو را در کنار یکدیگر قرار داده است.

خداوند متعال همچنین می‌فرماید: ﴿یَٰبَنِی ءَادَمَ قَد أَنزَلنَا عَلَیکُم لِبَاسٗا یُوَٰرِی سَوءَٰتِکُم وَرِیشٗا وَلِبَاسُ ٱلتَّقوَىٰ ذَٰلِکَ خَیرٞ﴾ [الأعراف: ۲۶].

«ای فرزندان آدم! به درستی لباس را بر شما نازل کردم (و آفریدم که عورت‌هایتان را بپوشاند و وسیله زیبایی شما بشود، اما لباس تقوا بهتر است».

خداوند متعال هردو زیبایی و آراستگی، یعنی آراستگی بدن به وسیله لباس و زیبایی بخشیدن به قلب به وسیله «تقوا» یعنی زیبایی ظاهر و باطن را با یکدیگر بیان فرموده است.

همچنین خداوند متعال می‌فرماید:

﴿فَمَنِ ٱتَّبَعَ هُدَایَ فَلَا یَضِلُّ وَلَا یَشقَىٰ ١٢٣﴾ [طه: ۱۲۳].

«هرکس راه هدایت مرا در پیش بگیرد به هیچوجه گمراه و اهل شقاوت نمی‌شود».

خداوند گمراهی را که مایه عذاب قلب و روح، شقاوت را که سبب عذاب روح و جسم می‌شود، از آن‌هایی که از هدایت او تبعیت می‌نمایند، نفی فرموده است، در واقع آنان از نعمت‌های قلبی، جسمی و روحی به خاطر هدایت و رستگاری برخوردار می‌شوند.

یکی دیگر از آن موارد سخن همسر عزیز مصر در مورد حضرت یوسف علیه السلام، در جواب به سرزنش و ملامت دیگر زنان به خاطر عشق او به حضرت یوسف علیه السلام است.

﴿فَذَٰلِکُنَّ ٱلَّذِی لُمتُنَّنِی فِیهِ﴾ [یوسف: ۳۲].

(ای خانم‌ها! )«این همان کسی است که به خاطر او مرا ملامت می‌کردید».

او جمال ظاهری حضرت یوسف علیه السلامرا به ایشان نشان داد و سپس گفت:

﴿وَلَقَد رَٰوَدتُّهُۥ عَن نَّفسِهِۦ فَٱستَعصَمَ﴾ [یوسف: ۳۲].

«(زن عزیز مصر یوسف را) به ایجاد رابطه با خود وسوسه می‌کرد، اما او راه پاکی را برگزید».

به این وسیله پاکدامنی حضرت یوسف علیه السلام یعنی پاکی و زیبایی باطنش – را نیز به آنان یادآور شده است.

رسول خدا صلی الله علیه وسلم با این دعای خویش که فرمود: «اللهم طهرنی من خطایای بالماء والثلج والبرد».

آیه ایمان را به نیاز شدید جسم و قلب به آنچه که آن دو را پاک و توانا و نور و بصیرت بدهد، یادآوری فرموده است. و در این دعای او هم این و هم آن آمده است.

چیزی که به این موضوع نزدیک است، این است که رسول خدا صلی الله علیه وسلم هنگام بیرون‌آمدن از محل قضای حاجت، می‌فرمود: «غُفْرَانَکَ»([۴]).

«خداوندا! سبکی بار و بخشش را از تو می‌خواهم».

در این کلام رسول خدا سری نهفته است و ظاهر آن سر این است که فضولات بدن را سنگین می‌کنند و آن را آزار می‌دهند.

گناهان نیز بر روی قلب سنگینی می‌نمایند و با جمع‌شدن‌شان آن را آزار می‌دهند. پس فضولات بدن و معاصی یکی بر بدن و دیگری بر قلب تأثیر منفی دارند و برای آن زیانبارند.

رسول خدا پس از خارج‌شدن از محل قضای حاجت به خاطر نجات از آنچه بدن را آزار می‌دهد و سبک‌شدن و راحت‌گردیدن بدن خداوند را حمد و ستایش فرموده‌اند.

همچنین از او خواسته است که او را از آن آزاردهندۀ دیگر نجات بدهد و قلبش را راحت و سبک و آسوده بگرداند.

اسرار فرموده‌ها و دعاهای او بالاتر از همه آن چیزهایی است که به ذهن ما بروز می‌کند.


[۱]– بروایت مسلم وغیره.

[۲]– متفق علیه.

[۳]– مسلم شماره (۲۷۲۵).

[۴]– بروایت ابوداود.


جهت دانلود کتاب طب القلوب تالیف ابن قیم رحمه الله برروی جلد کتاب کلیک کنید

فهرست کتاب