جایگاه اجتماعی ابوبکر رضی الله عنه و عوامل برجستگی شخصیت او در جامعه جاهلی

قسمت: 05

جایگاه اجتماعی ابوبکر رضی الله عنه و ویژگی‌های اخلاقی او در جامعه‌ی جاهلی پیش از اسلام

 

ابوبکر صدیق رضی الله عنه، در دوره‌ی پیش از اسلام، یکی از افراد برجسته و بلکه از اشراف و بزرگان قریش بود؛ درمیان قریشیان پیش از ظهور اسلام ، ده نفر از طوایف خاص، دارای وجاهت و شرافت ویژه‌ای بودند: *عباس‌ بن عبد‌المطلب از بنی‌هاشم، سقایت ( آب رساندن) حج‌گزاران آن دوره را بر عهده داشت که این منصب، پس از اسلام نیز برایش ماندگار ماند. *ابوسفیان‌ بن‌ حرب از بنی‌امیه، پرچم‌دار قریش بود. *حارث‌ بن‌ عامر‌ بن‌ بنی‌نوفل، مسؤول اموالی بود که قریشیان در زمان جاهلیت جمع می‌کردند و به نیازمندان و درراه‌ماندگان، می‌دادند. *عثمان‌ بن‌ طلحه‌ بن‌ زمعه ‌بن‌ اسود از بنی‌اسد، مسؤول شورای قریش بود که اگر قریش، در مورد مسأله‌ای اتفاق نمی‌کردند، رأی و نظر او را اجرا می‌نمودند. *ابوبکر صدیق رضی الله عنه از بنی‌تیم، مسؤولیت پرداخت دیه‌ها و بدهی‌های قریش را بر عهده داشت؛ او، همواره در این مورد، به‌قدری امین و مورد اعتماد قریشیان بود که در پرداخت خون‌بها یا تاوان و غرامت، با او همراهی می‌کردند و اگر شخصی غیر از ابوبکر، برای کسی خون‌بها و یا غرامتی تعیین می‌کرد، مورد قبول قریش واقع نمی‌شد. *خالد بن ‌ولید رضی الله عنه از بنی‌مخزوم، مسؤولیت پشتیبانی مالی و عملیاتی لشکر‌ها را عهده‌دار بود؛ قریش، پولی را جمع می‌کرد و مسؤل پشتیبانی، آن را برای تجهیز لشکر قریش، هزینه می‌نمود؛ پشتیبانی عملیاتی جنگ‌های قریش نیز با خالد رضی الله عنه بود که در دنباله‌ی لشکر به همراه دسته‌ای از سوارن حرکت می‌کرد. *عمر بن خطاب از بنی‌عدی، سفیر قریش در دوره‌ی جاهلی بود. *صفوان‌‌‌ بن‌ امیه از بنی‌جمح، مسؤول بخت‌آزمایی و چوبه‌های تیری بود که عرب‌ها، پیش از اسلام با آن، فال می‌گرفتند. *حارث‌ بن قیس از بنی‌سهم، مسؤولیت امور اداری و مالی خدایان قریش را بر عهده داشت.
ابوبکرصدیق رضی الله عنه پیش از ظهور اسلام، یکی از بزرگان قریش و از سرآمدان آنان بود که برای رسیدگی به بسیاری از مسایل و یا مشکلاتشان از او کمک می‌خواستند. ابوبکر رضی الله عنه، آن‌قدر مهمان‌نواز بود که در مکه، مهمانی‌های بی‌نظیری می‌گرفت

 

عوامل برجستگی شخصیت ابوبکر رضی الله عنه

 

عوامل و زمینه‌های شهرت و برتری ابوبکر رضی الله عنه عبارتنداز:

 

۱ـ نسب‌شناسی و آگاهی از نسب و تبار افراد

 

ابوبکر رضی الله عنه، یکی از نسب‌شناسان و تاریخ‌دانان عرب بود؛ وی، در این زمینه توانایی و دانش چشم‌گیری داشت که او را در رتبه‌ی استادی نسب‌شناسانی چون عقیل‌ بن‌ ابی‌طالب قرار داده‌ بود. او، در این پهنه، از مزیت و امتیازی برخوردار بود که او را در دل عرب‌ها، محبوب و دوست‌داشتنی می‌کرد؛ آن امتیاز، این بود که وی، هرگز بر نسب و تبار کسی خرده نمی‌گرفت و بر خلاف دیگران، از نسب و تبار مردم عیب‌جویی و عیب‌گویی نمی‌کرد. ابوبکر رضی الله عنه بیش از سایر قریشیان، از اصل و نسب آن‌ها آگاه بود و خوب و بد هر تباری را می‌دانست. در این‌باره عایشه ‌رضی‌الله‌عنها می‌گوید: رسول‌خدا صلی الله علیه وسلم فرموده‌اند: (إنّ أبابکر أعلم قریش بأنسابها) یعنی: «ابوبکر رضی الله عنه، داناترین فرد قریش در برشماری و توصیف اصل‌ و ‌نسب قریش می‌باشد.»

 

۲ـ تجارت و بازرگانی

 

ابوبکر رضی الله عنه، پیش از ظهور اسلام تاجر بود؛ وی، به قصد تجارت به بصری در سرزمین شام و سرزمین‌های دیگری سفر کرده‌است. سرمایه‌ی تجاری او، چهل هزار درهم بود؛ او، چنان سخاوتمندانه از ثروتش بذل و بخشش می‌کرد که در دوره‌‌ی جاهلیت نیز به سخاوت و بخشندگی معروف و مشهور شده بود.

 

۳ـ عزت و احترام ابوبکر در نزد دیگران

 

ابن‌اسحاق در سیرتش چنین نگاشته که خویشاوندان ابوبکر رضی الله عنه، دوستش داشتند و همواره به فضیلت و جایگاه والای او و هم‌چنین اخلاق سترگش اعتراف می‌کردند. هنگامی که ابوبکر رضی الله عنه به قصد هجرت، از مکه بیرون شد، با شخصی به نام ابن‌دغنه ملاقات کرد؛ او، که ابوبکر رضی الله عنه را می‌شناخت، چنین گفت: «تو، به خوبی پیوند خویشاوندی را بر قرار می داری و در سختی‌های ناگوار، دیگران را یاری می‌ر‌سانی؛ به آسیب‌دیدگان و بلازده‌ها کمک می‌کنی و همواره، کارهای نیک و شایسته انجام می‌دهی.» ابن‌حجر رحمه الله پیرامون گفته‌های ابن‌دغنه درباره‌ی ابوبکر رضی الله عنه، چنین می‌گوید: «این از مناقب، فضایل و افتخارات ابوبکر رضی الله عنه می‌باشد که ابن‌دغنه، سردار قبیله‌ی قاره، ابوبکر رضی الله عنه را به همان ویژگی‌هایی توصیف کرده که خدیجه‌ی کبری رضی‌الله‌عنها، درباره‌ی رسول‌خدا صلی الله علیه وسلم به هنگام بعثت آن حضرت، گفته‌ است؛ سخنان ابن‌دغنه درباره‌ی ابوبکر رضی الله عنه و گقته‌های خدیجه ‌رضی‌الله‌عنها درباره‌ی رسول‌خداصلی الله علیه وسلم، بی‌آن‌که با هماهنگی و یا هم‌دستی قبلی باشد، هم‌سان و یک‌نواخت شد. همین، بیان‌گر نهایت آراستگی و فضیلت ابوبکر می‌باشد؛ چراکه ویژگی‌های رسول‌اکرم صلی الله علیه وسلم، همیشه برترین و کامل‌ترین صفات بوده‌است.

 

۴ ـ ابوبکر رضی الله عنه، پیش‌از اسلام نیز شراب ننوشید

 

ابوبکر رضی الله عنه، در دوره‌ی جاهلیت پیش‌ از اسلام، فرهیخته‌ترین و پاکدامن‌ترین مردم بود. پرهیز ابوبکر رضی الله عنه از شهوات و پستی‌ها به حدی بود که پیش‌از اسلام نیز، شراب را بر خود حرام کرده‌ بود. عایشه‌رضی‌الله‌عنها می‌گوید: «ابوبکر رضی الله عنه، شراب را خود حرام کرده بود؛ او، نه در دوره‌ی جاهلیت و نه در زمان ظهور اسلام، شراب ننوشید. دلیل‌این‌که، ابوبکر رضی الله عنه شراب را بر خود حرام کرد، این است که یک بار مرد مستی را دید که دستش را در کثافت فرو می‌بُرد و به دهانش نزدیک می‌کرد، آن را می‌بویید و باز می‌گرداند؛ ابوبکر رضی الله عنه با دیدن آن صحنه، گفت: او نمی‌داند که چه می‌کند؟ و بدین ترتیب شراب را بر خود حرام نمود.» در روایت دیگری از عایشه‌ رضی‌ الله‌ عنها آمده‌است: ابوبکر و عثمان رضی‌الله‌عنهما، در دوره‌ی جاهلیت شراب‌نوشی را بر خود حرام کرده بودند. شخصی از ابوبکر رضی الله عنه پرسید: «آیا پیش‌از اسلام، شراب نوشیده‌ای؟» فرمود: «پناه بر خدا» گفت: چرا؟ ابوبکر رضی الله عنه فرمود: «من همواره به فکر حفظ آبرو و حیثیت خود بوده‌ام؛ چراکه هر کس، شراب بنوشد، آبرو و حیثیتش را در معرض نابودی قرار می‌دهد.» این گفتگو، به گوش رسول‌خدا صلی الله علیه وسلم رسید؛ آن حضرت صلی الله علیه وسلم دوبار فرمود: «ابوبکر راست گفته است.»

 

۵ ـ ابوبکر رضی الله عنه ، در دوره‌ی جاهلیت، برای بت سجده نکرد

 

ابوبکر رضی الله عنه هرگز برای بتی سجده نکرده‌است. خود ابوبکر رضی الله عنه درمیان جمعی از صحابه فرمود: «هرگز برای بتی سجده نکردم؛ وقتی که اندکی بزرگ شدم، پدرم، دستم را گرفت و به اتاقکی برد که در آن تعدادی بت بود و رو به من کرد و گفت: این‌ها، خدایان تو هستند و مرا تنها گذاشت و رفت. من نزدیک بت رفتم و گفتم: من، گرسنه‌ام؛ به من غذا بده و پاسخم را نداد. گفتم: برهنه‌ام، پس به من لباس بده و باز هم پاسخی نشنیدم؛ سنگی روی بت انداختم که بت به جلو افتاد.»
آری! این‌چنین فکر روشن، خوی پسندیده و سرشت سالم و آگاه، ابوبکر رضی الله عنه را فراتر از هر عمل و منش جاهلانه‌ای قرار داد که کرامت و مقام والای انسانی را خدشه‌دار می‌کند و با فطرت سالم، سازگاری ندارد و با عقل درست و کمال راستین و حقیقی، در تناقض است. بنابراین از چنین کسی، جای شگفت و تعجب نیست که با این منش و اخلاق سترگش به قافله‌ی دعوت حق بپیوندد و بلکه در رأس آن قرار گیرد و با مسلمان شدن، برترین شخص پس از رسول‌خدا صلی الله علیه وسلم گردد. رسول‌اکرم صلی الله علیه وسلم فرموده‌اند: (خیارکم فی الجاهلیهِ خیارُکم فی الإسلامِ إذا فقهوا) یعنی: «بهترین شما در دوره‌ی جاهلیت، بهترین شما در دوره‌ی اسلام هستند بدان‌گاه که دانشمند و فقیه گردند.»
استاد رفیق‌العظم درباره‌ی زندگانی ابوبکرصدیق رضی الله عنه چنین گفته‌است: واقعاً جای تعجب است که شخصی درمیان بت‌ها پرورش یابد و بدون وجود رهنما و رهبری، این‌چنین با اراده‌ی قلبی و وجدان خویش، بدون پروا، فرهیخته و جوان‌مرد باشد و به چنین جایگاه پرفضیلتی دست یابد؛… به شایستگی و با تمام وجود و از ته قلب، از اسلام استقبال نماید و نخستین مؤمن به پروردگار هدایت‌گر، شود و خیلی زود، اسلام را بپذیرد و بینی متکبران و سرکشان را به خاک بمالد و زمینه‌های ره‌یابی و هدایت‌یافتگی به دین استوار الهی را فراهم کند؛ آری، او، راهِ ره‌یابی به دین استوار الهی را نشان داد و چنان، الگویی است که اگرکسی، راه او را بپیماید و به رشته‌ی محکم و استوار او درآویزد، ریشه‌های رذالت و پستی از وجودش، کنده و ریشه‌کن می‌گردد.
آفرین و مرحبا بر ابوبکرصدیق رضی الله عنه که پیش‌از ظهور اسلام و در دوره‌ی جاهلی و در جامعه‌ی قریش، دارای ارزش‌های والا و اخلاق ستوده و نهاد و سرشتی نیکو بود که اهل مکه را بر آن داشت تا به تهور وتقدم وی در عالم اخلاق، ارزش‌ها و نمونه‌ها و الگو‌های اخلاقی و رفتاری، گواهی دهند.ابوبکر رضی الله عنه آن‌چنان بزرگ و نیکو‌نهاد، بود که هیچ یک از قریشیان بر او خرده نگرفت و آن‌گونه که بر مؤمنان ضعیف، عیب‌جویی می‌کردند، بر او عیبی نگرفته و خوارش نداشته‌اند. قریشیان، تنها عیب و خرده‌ای که به گمان خودشان بر ابوبکر رضی الله عنه، گرفتند، این بود که او، به خدا و رسولش ایمان آورد.

 

فهرست کتاب