حیات قلب در گرو ادراک حق

قسمت: ب 7 - فصل دوم

فصل دوم: حیات قلب در گرو ادراک حق

 

دو نیروی علم وارده:

از آنجا که قلب از دو گونه نیرو برخوردار است:

  • نیروی علم و تشخیص.
  • نیروی اراده و محبت.

کمال، خیر و صلاح آن در گرو استفاده از این دو نیرو در جهت تحقق خیر و منافع و تحقق صلاح و سعادت آن است.

کمال، رشد آن در به کارگیری نیروی علم در ادراک و معرفت حق و برتری‌دادن آن بر باطل قرار دارد.

  • هرکس حق را نشناسد، در گمراهی گام برمی‌دارد و «ضال» و پریشان است.
  • هرکس حق را شناخت و باطل را بر آن برتری داد، مورد خشم خداوند قرار خواهد گرفت و جزو «مغضوب علیهم» است.

اما هرکس که حق را بشناسد و از آن پیروی نماید اهل نعمت و سعادت است و جزو «منعم علیهم» می‌باشد.

خداوند متعال به ما امر فرموده که در نمازهایمان از او بخواهیم که ما را به راه آن‌هایی که از نعمت او برخوردار می‌شوند، راهنمایی فرماید، نه راه آن‌هایی که مورد خشم و غضب واقع شده و یا در راه گمراهی گام برداشته‌اند.

به همین خاطر، مسیحیان به علت چند خدایی در جهالت قرار دارند، به گمراهی و ضلال نزدیک‌ترند، اما یهود که ملتی اهل عناد و حق‌ناپذیرند، به امت «مغضوب علیهم» و مورد خشم واقع شده نزدیک‌تر می‌باشند.

اما امت اهل هدایت، ایمان، توحید و عدالت است که امت اهل نعمت و «منعم علیهم» هستند.

در همین رابطه است که سفیان بن عیینه/ گفته است: «هریک از مسلمانان که دچار گناه و معصیت شود، به مسیحیان مشابهت پیدا خواهد کرد و هریک از علما که دچار فساد و معصیت بگردد، به یهودیان مشابهت پیدا خواهد نمود، زیرا مسیحیان بدون علم عبادت می‌کنند، اما یهودیان حق را شناخته، اما برخلاف آن عمل می‌کنند و راه کفر و عناد را در پیش گرفته‌اند».

در مسند امام احمد و سنن ترمذی از عدی بن حاتمس روایت شده که رسول خداج فرموده‌اند:

«الْیَهُودُ مَغْضُوبٌ عَلَیْهِمْ، وَالنَّصَارَى ضَالُون»([۱]).

«یهودیان ملت مورد خشم خداوند قرار گرفته و نصاری مردمی راه‌‌گم کرده اند».

 

معرفت و تبعیت از حق:

خداوند در بسیاری از آیات قرآن این دو اصل – معرفت حق و تبعیت از آن را – در کنار هم بیان فرموده است.

از جمله می‌فرماید: ﴿وَإِذَا سَأَلَکَ عِبَادِی عَنِّی فَإِنِّی قَرِیبٌ أُجِیبُ دَعوَهَ ٱلدَّاعِ إِذَا دَعَانِ فَلیَستَجِیبُواْ لِی وَلیُؤمِنُواْ بِی لَعَلَّهُم یَرشُدُونَ ١٨۶﴾ [البقره: ۱۸۶].

«هرگاه بندگانم در مورد من از تو سؤال کنند، بگو: من به راستی نزدیکم و دعای دعاکنندگان را پاسخ می‌دهم، پس دعوت مرا استجابت کنید و به من ایمان بیاورید، شاید که راه هدایت را در پیش بگیرند».

در این آیه خداوند استجابه حق و ایمان به آن را باهم آورده است.

همچنین می‌فرماید: ﴿فَٱلَّذِینَ ءَامَنُواْ بِهِۦ وَعَزَّرُوهُ وَنَصَرُوهُ وَٱتَّبَعُواْ ٱلنُّورَ ٱلَّذِی أُنزِلَ مَعَهُۥ أُوْلَٰئِکَ هُمُ ٱلمُفلِحُونَ ١۵٧﴾ [الأعراف: ۱۵۷].

«کسانی که به او ایمان بیاورند، از او حمایت کنند، وی را یاری بدهند و از نوری که برای او فرستاده شده تبعیت نمایند، آنانند که رستگارند».

و در سوره بقره می‌فرماید: ﴿الم ١ ذَٰلِکَ ٱلکِتَٰبُ لَا رَیبَۛ فِیهِۛ هُدٗى لِّلمُتَّقِینَ ٢ ٱلَّذِینَ یُؤمِنُونَ بِٱلغَیبِ وَیُقِیمُونَ ٱلصَّلَوٰهَ وَمِمَّا رَزَقنَٰهُم یُنفِقُونَ ٣ وَٱلَّذِینَ یُؤمِنُونَ بِمَا أُنزِلَ إِلَیکَ وَمَا أُنزِلَ مِن قَبلِکَ وَبِٱلأخِرَهِ هُم یُوقِنُونَ ۴ أُوْلَٰئِکَ عَلَىٰ هُدٗى مِّن رَّبِّهِم وَأُوْلَٰئِکَ هُمُ ٱلمُفلِحُونَ ۵﴾ [البقره: ۱- ۵].

«الف – لام – میم این کتاب (قرآن) است که در آن هیچ شک و تردیدی نیست و راهنمای پرهیزکاران است. آن‌هایی که به امور غیب ایمان دارند و نماز را برپا می‌دارند و از آنچه به ایشان داده‌ایم انفاق می‌کنند (و زکات می‌دهند) و آنانی که به آنچه بر تو و بر (پیامبران) پیش از تو نازل گردیده ایمان می‌آورند و به دنیای پس از مرگ یقین دارند، آنان به راستی بر راه هدایت پروردگارشان قرار دارند و آنانند که رستگارند».

همچنین در اواسط سوره بقره می‌فرماید:

﴿وَلَٰکِنَّ ٱلبِرَّ مَن ءَامَنَ بِٱللَّهِ وَٱلیَومِ ٱلأخِرِ وَٱلمَلَٰئِکَهِ وَٱلکِتَٰبِ وَٱلنَّبِیِّ‍ۧنَ وَءَاتَى ٱلمَالَ عَلَىٰ حُبِّهِۦ ذَوِی ٱلقُربَىٰ وَٱلیَتَٰمَىٰ وَٱلمَسَٰکِینَ وَٱبنَ ٱلسَّبِیلِ وَٱلسَّائِلِینَ وَفِی ٱلرِّقَابِ وَأَقَامَ ٱلصَّلَوٰهَ وَءَاتَى ٱلزَّکَوٰهَ﴾ [البقره: ۱۷۷].

«.. اما نیکی این است که کسی به خداوند و جهان آخرت و ملائکه و کتاب و پیامبران ایمان آورده باشد، و در عین دوست‌داشتن مال آن را به نزدیکان و یتیمان و مستمندان و از راه‌ماندگان و گدایان و بردگان بدهد، و نماز را برپا دارد و زکات اموالش را بپردازد».

و در سوره «العصر» می‌فرماید: ﴿وَٱلعَصرِ ١ إِنَّ ٱلإِنسَٰنَ لَفِی خُسرٍ ٢ إِلَّا ٱلَّذِینَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ ٱلصَّٰلِحَٰتِ وَتَوَاصَواْ بِٱلحَقِّ وَتَوَاصَواْ بِٱلصَّبرِ ٣﴾ [العصر].

«سوگند به عصر و زمان! قطعاً همه انسان‌ها در زیانند، مگر آنانی که ایمان آورده و اعمال نیک را انجام داده و یکدیگر را به پیروی از حق» و «در پیش‌گرفتن» صبر توصیه نمایند».

خداوند به عصر و زمان که فرصت اقدام به اعمال سودمند و سعادتبخش و یا زیانبار و شقاوت آفرین است، سوگند یاد فرموده که همه انسان‌ها به غیر از آنانی که توانایی علمی و ایمانی و اعمال صالحه خویش را به وسیله اطاعت خداوند تقویت نموده‌اند، در خسران و زیان قرار دارند، و کمال نفس ایشان در این معرفت و ایمان و عمل صالح نهفته است.

پس از آن دیگران را به ایمان و عمل صالح فرا بخواند و آنان را در مسیر رشد و تکامل قرار بدهد که شرط آن صبر و شکیبایی در برابر مشکلات و موانع آن است.

اهل ایمانی که به وسیله علم و ایمان و عمل صالح نفس خویش را در راه رشد و تکامل قرار داده و به وسیله تعلیم و تربیت و توجیه دیگران نیز به آن راه راهنمایی نموده باشند، و صبر و شکیبایی را اساس کار خود قرار بدهند.

به همین خاطر است که امام شافعی/ فرموده‌اند: «اگر مردم در سوره عصر فکر می‌کردند (و به محتوای آن عمل می‌نمودند) آنان را کفایت می‌کرد».

در موارد بسیاری قرآن به این موضوع اشاره نموده و خدا وند این حقیقت را به همه انسان‌ها خبر داده که اهل سعادت تنها کسانی هستند که حقیقت را شناخته و از آن تبعیت نموده باشند و اهل شقاوت هم آنانی هستند که حق و حقیقت را در عین آشنایی با آن نمی‌پذیرند و با آنان مخالفت نموده و راه باطل را در پیش می‌گیرند.

باید دانست که آن دو نیرو هیچگاه در قلب تعطیل نمی‌شوند. اما اگر قوت و استعداد علمی آن در راه معرفت حق و ادراک آن به کار گرفته نشود، حتماً در راه جهالت و امور باطل متناسب با آن به کار گرفته خواهد شد.

همچنین اگر نیروی ارادی عملاً در جهت عمل به حق و حقیقت مورد استفاده قرار نگیرد، قطعاً آن را در راه باطل و جهالت به کار خواهد گرفت.

انسان طبیعتاً نگاهبانی است صاحب اراده و همت، همانگونه که رسول خدا صلی الله علیه وسلم فرموده‌اند:

«أَصْدَقُ الأَسْمَاءِ: حَارِثٌ وَهَمَّامٌ»([۲]).

«مناسب‌ترین نام برای انسان این است که او کسب‌کننده‌ای است صاحب اراده».

نفس انسان به وسیله اراده حرکت می‌کند و حرکت ارادی جزئی از لوازم ذاتی آن است. لازمه‌ی اراده هم این است که دارای مرادی قابل تصور و تشخیص و تمایز باشد. اگر حق و حقیقت را نتواند تصور کند و در پی کسب آن نباشد، باطل را درخواهد یافت و آن را خواهد طلبید، غیر از برگزیدن یکی از این دو راه علم و اراده را چاره‌ی دیگری نیست.

در بخش بعدی این موضوع بیشتر بررسی خواهد شد.


[۱]– بروایت ترمذی ۲۹۵۴٫

[۲]– بروایت ابوداود.

 


 

جهت دانلود کتاب طب القلوب تالیف ابن قیم رحمه الله برروی جلد کتاب کلیک کنید

 

دانلود کتاب طب القلوب

فهرست کتاب