زیان‌های دلبستگی به غیر خداوند

قسمت: ب 11 - فصل ششم

زیان‌های دلبستگی به غیر خداوند

 

یکی دیگر از عوامل مربوط به سعادت انسان معرفت این حقیقت است که دلبستگی به غیر خداوند – چنانچه بیش از حد نیاز و خارج از حدود شرعی باشد – زیان‌های بسیاری را برای انسان به دنبال خواهد داشت، و او را در راه بندگی خداوند دچار مشکل خواهد کرد.

هرگاه انسانی بیش از حد نیاز و ضرورت به خوردنی، پوشیدنی و هم‌بستری با همسر دلبستگی و وابستگی پیدا نماید، آن امور در مسیر اطاعت، عبادت، تزکیه، و اصلاحش مشکلاتی را پدید خواهند آورد.

انسان هرچیزی و هرکسی غیر از خداوند را دوست داشته باشد، روزی باید آن را ترک کند یا از دست بدهد. هیچ چارۀ دیگری هم وجود ندارد، اگر آن را در جهت غیر رضایت خداوند دوست می‌داشته قطعاً آن عشق و محبت به زیان او بوده است و همان محبوب در دنیا یا آخرت مایه رنج و عذاب او می‌گردد، و غالباً در هردو دنیا آن عذاب گریبانگیرش می‌شود.

خداوند متعال می‌فرماید: ﴿وَٱلَّذِینَ یَکنِزُونَ ٱلذَّهَبَ وَٱلفِضَّهَ وَلَا یُنفِقُونَهَا فِی سَبِیلِ ٱللَّهِ فَبَشِّرهُم بِعَذَابٍ أَلِیمٖ ٣۴ یَومَ یُحمَىٰ عَلَیهَا فِی نَارِ جَهَنَّمَ فَتُکوَىٰ بِهَا جِبَاهُهُم وَجُنُوبُهُم وَظُهُورُهُم هَٰذَا مَا کَنَزتُم لِأَنفُسِکُم فَذُوقُواْ مَا کُنتُم تَکنِزُونَ ٣۵﴾ [التوبه: ۳۴- ۳۵].

«آن‌هایی که طلا و نقره (و ثروت‌هایی دیگر) را می‌اندوزند، و آن‌ها را در راه خدا (و خیر و مصلحت مردم) به کار نمی‌گیرند، به عذابی دردناک بشارت بده! روزی که آن (طلا و نقره) در آتش دوزخ گداخته می‌شوند و به وسیله آن‌ها پیشانی و پهلو و پشت‌های ایشان سوزانیده می‌شود. و به آنان گفته می‌شود این همان (مال و ثروتی) است که برای خود انبار کرده بودید، پس اکنون عذاب آنچه را که اندوخته بودید بچشید».

همچنین خداوند متعال می‌فرماید: ﴿فَلَا تُعجِبکَ أَموَٰلُهُم وَلَا أَولَٰدُهُم إِنَّمَا یُرِیدُ ٱللَّهُ لِیُعَذِّبَهُم بِهَا فِی ٱلحَیَوٰهِ ٱلدُّنیَا وَتَزهَقَ أَنفُسُهُم وَهُم کَٰفِرُونَ ۵۵﴾ [التوبه: ۵۵].

«اموال و اولاد ایشان تو را شگفت‌زده نکند، خداوند فقط می‌خواهد ایشان را به وسیله آن اموال و اولاد در دنیا عذاب بدهد و در حال کفر جان بدهند و بمیرند».

 

زیان‌های دلبستگی دنیوی:

دلبستگان به دنیا مدام به سه چیز مبتلایند:

  • دلمشغولی بر دوام
  • رنج و مشقت همیشگی
  • حسرت و ندامت بی‌پایان

این از آن جهت است که دوستدار آن به هراندازه که مال و ثروت بیندوزد، چشم او در پی به دست‌آوردن ثروت بیشتر است و به ثروتمندان بالاتر از خود می‌نگرد.

همانگونه که در حدیثی صحیح از رسول خدا صلی الله علیه وسلم روایت شده است:

«لَوْ کَانَ لاِبْنِ آدَمَ وَادِیَانِ مِنْ مَالٍ لاَبْتَغَى لَهُمَا ثَالِثًا»([۱]).

«اگر بنی آدم را دو درّه ماه و ثروت باشد، آرزو می‌کند که درۀ سومی را هم بر آنان بیفزاید».

ابن ابی الدنیا نقل می‌نماید که حسن بصری/ نامه‌ای را بدین مضمون برای عمر بن عبدالعزیز نوشت:

«دنیا راه مسافرت است، نه خانۀ اقامت، آدم برای مجازات بر آن فرود آمده بود! ای امیرالمؤمنین! بهترین توشه دنیا ترک (دلبستگی و وابستگی به) آن است، بی‌نیازی در آن عین نیازمندی است، دنیا هرچند گاهی کسی را قربانی می‌کند، آنکس که آن را مهم می‌شمارد، خوار می‌گرداند، و آنکس را که در پی جمع‌آوری مال و ثروت (بدون مراعات موازین شرعی در نیت و دخل و خرج) برمی‌آید، در آخرت محروم و مستمند می‌نماید.

دنیایی (که همه هم و غم و مایه دلبستگی آدمی شود و بیش از حد به آن وابستگی پیدا نماید) همچون آن است که کسی از ما آگاهانه جام زهری را سر بکشد، و جان خویش را از دست بدهد.

ای امیرالمؤمنین! تو در آن همچون کسی باش که زخم خویش را مداوا می‌کند، و برای گریز از مشقت و دردی طولانی‌تر داروهای تلخ و دردآور را تحمل می‌نماید.

ای امیرالمؤمنین! از این سرای فریبنده، پر نیرنگ و خیال و ملال‌آور برحذر باش! دنیایی که با انواع فریبندگی‌ها و نیرنگ‌ها خود را آراسته و انسان‌ها را دچار فریب نموده است و به سختی شوق دیدار خواستگارانش را دارد و همچون دختر آراسته‌ای است که چشم‌ها را حیران و دل‌ها را واله و شیدای خویش گردانیده است، و همه خواستگاران خویش را به خاک و خون می‌کشد، اگر عاشقی را اندکی فرصت وصال دهد، او را فریب می‌دهد و دچار غرور و سرکشی می‌نماید و دنیای دیگر را از یاد او می‌برد.

دل او را به خود مشغول می‌دارد، و او را در راه گمراهی به پیش می‌برد، و در نهایت کوهی از حسرت و ندامت را بر دوش او می‌نهد، و او را در زیر سختی‌های دم مرگ و حسرت‌های از دست‌دادن همه چیز نیست و نابود می‌گرداند.

اما دوستداری که به وصال او دست نیابد، زندگی خود را غرق در غم و غصه می‌گرداند، و به همه سختی‌ها دچار می‌شود، اما هیچگاه به مقصد خویش دست پیدا نمی‌نماید و در نهایت بدون زاد و توشه از آن خارج می‌گردد و در آخرت هم از جایگاه مطلوب محروم می‌شود.

ای امیرالمؤمنین! به جای حرص و ولع برای به دست‌آوردن دنیا، به سختی از آن برحذر باش! زیرا هرگاه دنیا دوستان در لذتی قرار می‌گیرند، دیری نمی‌پاید که در مشقت و زحمتی واقع می‌شوند. آلودگی و آزردگی و ثروتمندی و نیازمندی در آن باهم گره خورده‌اند، و بقای آن با فنای در آن فاصله اندکی دارند، و شادمانی و غم آن باهم درآمیخته‌اند.

آرزوهای آن همه دروغ و دغل، و امید به ناامیدی است، زلالی آن چیزی جز گل‌آلودگی و زیستن در آن چیزی به جز رنج و آزردگی نیست.

اگر خداوندش هم از آن خبری نمی‌داد، و مثالی نمی‌زد، زوال آن خود خوابیده‌ها را بیدار و غافلان را هوشیار می‌کرد، در حالی که خداوند در مورد دلبستگی و وابستگی (بیش از ضرورت و مصلحت و به عنوان اسباب در مسیر عبودیت) هشدار فرموده است.

از نظر خداوند دنیای (منهای دینداری) از ارزش و منزلتی برخوردار نیست، و از همان زمانی که آن را آفریده، به دنیاپرستان خداناپرست نگاه رحمت نفرموده است، و کلید همه ثروت و گنج‌های دنیا را به رسول خدا صلی الله علیه وسلم عرضه داشتند، اما حاضر به قبول آن نگردید، زیرا نمی‌خواست چیزی را دوست بدارد که دوستی خداوند را در دل او کم کند، و آن را در جایی بالاتر از آنچه خداوند قرار داده، بگذارد.

به همین خاطر آن را از پاکان و پرهیزکاران دور گردانیده، اما برای فریب دشمنان خود آن را فراخ نموده، و فریب‌خوردگان ثروت به دست آورده، گمان می‌برند که خداوند به وسیله ثروتمندی ایشان را گرامی داشته است، و فراموش کرده‌اند که رسول خدا گاهی از فرط گرسنگی سنگی را بر روی شکم خود می‌بست».

حسن/ در جایی دیگر گفته است:

«مردم که دنیا را بیش از حد دوست بدارند، دنیا آنان را به صلیب می‌کشد! دنیا را خوار و خُرد بشمارید، زیرا آسوده‌ترین وضع و حال را برایتان فراهم می‌نماید».

سخن در مورد دنیا و عذاب و عقاب عاشقان دنیا و دنیاپرستان (که همه هم و غم ایشان جمع‌آوری دنیاست و بس) بسیار گسترده است.

از آنجا که بزرگ‌ترین غم و اندوه آن‌هایی که به دنیای پس از مرگ و ملاقات خداوند باور ندارند، این است که به میزان حرص و طمع و تلاش‌شان برای ثروت‌اندوزی دچار حسرت و ندامت می‌گردند.

اگر می‌خواهی از رنج و عذابی که دنیاپرستان به آن دچارند باخبر شوی، حال و وضع ایشان را همچون وضع و حال آدم عاشق و واله‌ای تصور کن که هرگاه به معشوق خود نزدیک می‌گردد، معشوق از او روی برمی‌تابد، به وعدۀ خویش وفا نمی‌کند، او را ترک می‌نماید، و جلو چشمان آن عاشق با دشمن او دوست می‌شود، او در آن حال در بدترین و عذاب‌آورترین شرایط زندگی خویش قرار می‌گیرد! زیرا معشوقی که او حاضر است جان خویش را فدایش کند، بی‌وفا و پرجفاست. با هرکسی دوست می‌شود، به سرعت او را مجذوب خویش می‌کند، بسیار خیانت‌پیشه، و بدون رگ و ریشه است و هر بار به نوعی رنگ عوض می‌کند.

معشوقی که به جان و مال عاشق خویش – که واله و بی‌قرار است – خیانت می‌کند، عاشقی که هیچ چیزی و هیچکس را به غیر از او نمی‌بیند و نمی‌شناسد، و جز وصال و بودن با او هم و غمی ندارد. اگر آن عاشق به غیر از همین شیدایی و دلبستگی به آن معشوق از دست‌دادنی غم و اندوه دیگری نداشت، همین برای عذاب او کفایت می‌نماید، در حالی که آن معشوق او را از همه لذت‌ها و شادی دیگر محروم نموده و صدها بار بیش از لذت عشق او در رنج و عذاب قرار دارد و بدتر از همه او را از اندوختن توشه آخرت و تلاش برای مصلحت دنیا و سعادت عقبی غافل گردانیده است.

 

درد و رنج دوستی با غیر خداوند:

هدف این است که اگر کسی و چیزی را در غیر راستای محبت خداوند دوست دارد و آن را در مسیر عبودیت، و قبل از فرارسیدن دنیای پس از مرگ، او را در همین دنیا دچار دردسرها و عذاب‌های بسیاری می‌نماید.

هرگاه که روز موعود فرا برسد، خداوند همه محبان غیر خود را به محبوبان‌شان می‌سپارد و آنان را با ایشان در عیش یا عذاب و بهشت یا دوزخ همراه می‌گرداند.

در همین ارتباط است که دارایی صاحب ثروت – بی‌ایمان و ناپرهیزکار – را به صورت ماری و حشتناک درمی‌آورند. و به او می‌گوید: من همان ثروت و دارایی تو هستم شراره‌ای از آتش را بر او وارد می‌کند که پیشانی و پهلو و پشت او را برشته می‌نماید»([۲]).

آنانی که همه هم و غمشان عشق و علاقه به زیبارویان از راه حرام است و برای آن از راه‌های نامشروع و ناصواب بهره می‌گیرند، آنان را با معشوقان خویش در جهنم در کنار هم قرار می‌دهند.

خداوند متعال می‌فرماید: ﴿ٱلأَخِلَّاءُ یَومَئِذِ بَعضُهُم لِبَعضٍ عَدُوٌّ إِلَّا ٱلمُتَّقِینَ ۶٧﴾ [الزخرف: ۶۷]. «دوستان و هم‌نشینان در آن روز دشمن همدیگرند، به غیر از پرهیزکاران (که دوستی و محبت ایشان ادامه می‌یابد)».

خداوند متعال به این حقیقت اشاره فرموده کسانی که در این دنیا بر پایه شرک و کفر دوست و هم‌پیمان می‌شوند، در روز قیامت همدیگر را لعن و نفرین می‌کنند، و بدون آن که کسی و چیزی از آنان حمایت کند، در آتش دوزخ جای داده خواهند شد.

عاشق در دنیا و آخرت با معشوق خود همراه خواهد بود. به همین علت است که خداوند متعال در آخرت به بندگان خویش می‌فرماید: «مگر غیر عادلانه است که هرکس را با کسی که او را در دنیا ولی و دوست خود گردانیده همراه و همنشین بنمایم».

رسول خدا صلی الله علیه وسلم نیز فرموده‌اند: «المرء مع من أحبه»([۳]).

«انسان با محبوب خویش هم‌نشین خواهد بود».

خداوند متعال می‌فرماید:

﴿وَیَومَ یَعَضُّ ٱلظَّالِمُ عَلَىٰ یَدَیهِ یَقُولُ یَٰلَیتَنِی ٱتَّخَذتُ مَعَ ٱلرَّسُولِ سَبِیلٗا ٢٧ یَٰوَیلَتَىٰ لَیتَنِی لَم أَتَّخِذ فُلَانًا خَلِیلٗا ٢٨ لَّقَد أَضَلَّنِی عَنِ ٱلذِّکرِ بَعدَ إِذ جَاءَنِی وَکَانَ ٱلشَّیطَٰنُ لِلإِنسَٰنِ خَذُولٗا ٢٩﴾ [الفرقان: ۲۷- ۲۹].

«در آن روز ستمکار (کفرپیشه) هردو دست خود را (از روی حسرت و ندامت) با دندان می‌گزد و می‌گوید: ای کاش با رسول خدا راه (دینداری و سعادت ابدیت) را در پیش می‌گرفتم! ای کاش فلانی را به عنوان دوست خود برنمی‌گزیدم. او بعد از آن که قرآن برای من آمده بود، مرا از یاد خداوند غافل گردانید، این چنین شیطان انسان را خوار می‌گرداند».

همچنین خداوند متعال فرموده است: ﴿۞ٱحشُرُواْ ٱلَّذِینَ ظَلَمُواْ وَأَزوَٰجَهُم وَمَا کَانُواْ یَعبُدُونَ ٢٢ مِن دُونِ ٱللَّهِ فَٱهدُوهُم إِلَىٰ صِرَٰطِ ٱلجَحِیمِ ٢٣ وَقِفُوهُم إِنَّهُم مَّس‍ُٔولُونَ ٢۴ مَا لَکُم لَا تَنَاصَرُونَ ٢۵﴾ [الصافات: ۲۲- ۲۵].

«(ای فرشتگان) کسانی را که (با کفر و گمراهی) بر خود ستم کرده‌اند، همراه با همراهان‌شان و آن‌هایی را که غیر از خداوند پرستش می‌کردند، گرد آورید و به راه دوزخ راهنمایی کنید! و آنان را نگاه دارید، باید که بازپرسی شوند، (و به آنان گفته می‌شود) چرا اکنون همدیگر را یاری نمی‌دهید؟».

حضرت عمر بن خطابس فرموده‌اند:

«وَأَزوَٰجَهُم! یعنی همانند و هم مسیران ایشان».

همچنین خداوند متعال فرموده‌اند: ﴿وَإِذَا ٱلنُّفُوسُ زُوِّجَت ٧﴾ [التکویر: ۷].

«آنگاه که نفس‌ها (جسم و روح) باهم پیوند داده می‌شوند».

همسانان و هم‌مسیران را در کنار هم قرار می‌دهند و قرین و هم‌نشین یکدیگر می‌گردانند، نیکان را با نیکان و بدان را بدان.

مقصود این است که هرکس کسی و چیزی غیر از خداوند را (بیش از حد مشروع و لازم) دوست بدارد، اگر آن را به دست بیاورد، یا نتواند به آن برسد، به میزان تعلق خاطرش به آن دچار رنج و اندوه خواهد گردید.

برای به دست‌آوردن رنج و دردهای بسیاری را متحمل می‌شود، و چنانچه آن را از دست بدهد، به عذاب حسرت از دست‌دادن آن ده‌ها برابر بیش از لذتی که از آن برده دچار خواهد شد.

فما فی الأرض أشقى من محب

وان وجد الهوی حلو المذاق

تراه باکیاً فی کل حال

مخافه فرقه أو لاشتیاق

فیبکی أن نأوا شوقا إلیهم

ویبکی إن دنوا حذر الفراق

فتسخن عینه عند التلاقی

وتسخن عینه عند الفراق

«بدبخت‌تر از عاشق بر روی زمین کسی وجود ندارد، هرچند پیروی از هوای نفس را شیرین گمان می‌کند. اما در هرحالی او را گریان می‌یابی! زیرا به سبب اشتیاق به دیدار یار یا فراق او مدام در هراس است. هرگاه معشوق از او روی برمی‌تابد از شدت اشتیاق گریان می‌شود. و هرگاه یار در کنارش قرار گرفت به خاطر هراس از فراق نالان و نگران می‌گردد. به هنگام دیدار چشمانش از اشک گرم می‌گردد و به هنگام فراق باز چشمانش گریان می‌شود».

تحقیق، بررسی، تجربه و عبرت پذیری بر روی این حقیقت مهر تأیید می‌نهند. به همین سبب است که رسول خدا صلی الله علیه وسلم فرموده‌اند:

«به غیر از ذکر (و بندگی و تبعیت از هدایت الهی) و هرآنچه که سبب سربلندی و سعادت انسان می‌شود، همه دنیا و آنچه در آن قرار دارند، نفرین شده‌اند».

ذکر خداوند به معنای همه انواع بندگی‌ها و اطاعت‌هاست.

هرکس در زمینه‌ای اوامر خداوند را اطاعت نماید و از نواهی او پرهیز کند، کار او ذکر و یاد خداوند است، اگرچه زبان او به ذکر مشغول نباشد.

اما هرکس که در زندگی راه بندگی خداوند را در پیش بگیرد، (و در کار معیشت خویش موازین دینی را مراعات کند) به هیچوجه مشمول آن لعن و نفرین نخواهد بود.

خواری دلبستگی به مخلوقات:

عامل هفتم در ارتباط با سعادت انسان، این است که از توکل و توجه به غیر خداوند – که قطعاً مفاسد و مضرات بسیاری را در پی خواهد داشت – باید دوری کند.

کسانی که برای جلب مصالح و دفع مفاسدی در معاش و معاد به غیر دین و هدایت خداوند در اعتقاد و عمل متوسل می‌شوند، برخلاف امید و انتظارشان به مشکلات، موانع و عواقب بسیاری بدی رو به رو خواهند شد. و از همان جهتی که انتظار پیروزی را داشته‌اند دچار شکست خواهند گردید، و به جای مدح و تعری، مذمت و تمسخر خواهند شنید.

همه آنچه که گفته شدند، دارای دلایلی از قرآن و سنت‌اند و تحقیق و تجربه آن‌ها را اثبات نموده است.

خداوند متعال می‌فرماید: ﴿وَٱتَّخَذُواْ مِن دُونِ ٱللَّهِ ءَالِهَهٗ لِّیَکُونُواْ لَهُم عِزّٗا ٨١ کَلَّا سَیَکفُرُونَ بِعِبَادَتِهِم وَیَکُونُونَ عَلَیهِم ضِدًّا ٨٢﴾ [مریم: ۸۱- ۸۲].

«غیر از خدا خدایانی را برگزیده‌اند. تا مایۀ عزت و سربلندی ایشان بگردند. به هیچوجه اینگونه نیست و آنان عبادت ایشان را نادرست می‌شمارند و علیه ایشان سخن می‌گویند».

همچنین می‌فرماید:

﴿وَٱتَّخَذُواْ مِن دُونِ ٱللَّهِ ءَالِهَهٗ لَّعَلَّهُم یُنصَرُونَ ٧۴ لَا یَستَطِیعُونَ نَصرَهُم وَهُم لَهُم جُندٞ مُّحضَرُونَ ٧۵﴾ [یس: ۷۴- ۷۵].

«غیر از خداوند خدایانی را برگزیده‌اند، به این امید که ایشان را یاری بدهند. اما نمی‌توانند ایشان را یاری بدهند، و این عبادت‌کنندگانند که سربازان آماده ایشانند».

یعنی آنان به خاطر خدایان دروغین خود خشمگین می‌شوند، و درست همانگونه که سربازی از میهن و مردم خویش دفاع می‌کند، با مخالفان خود می‌جنگند، در حالی که آن خدایان کاذب به هیچوجه توانایی دفاع از خود و پیروزگردانیدن ایشان را ندارند و جز باری بر دوش ایشان چیزی دیگری نیستند.

خداوند متعال می‌فرماید: ﴿وَمَا ظَلَمنَٰهُم وَلَٰکِن ظَلَمُواْ أَنفُسَهُم فَمَا أَغنَت عَنهُم ءَالِهَتُهُمُ ٱلَّتِی یَدعُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ مِن شَیءٖ لَّمَّا جَاءَ أَمرُ رَبِّکَ وَمَا زَادُوهُم غَیرَ تَتبِیبٖ ١٠١﴾ [هود: ۱۰۱].

«ما به آنان ستم نورزیده ایم، این خود ایشان بوده‌اند که به خود ستم کرده و خدایانی را غیر خداوند که آن‌ها را فرا می‌خواندند و ایشان را از هیچ چیزی وقتی فرمان خدا فرا رسید بی‌نیاز نکردند، و جز ضرر و نابودی چیزی را برایشان نیفزودند».

و در سوره الشعراء می‌فرماید:

﴿فَلَا تَدعُ مَعَ ٱللَّهِ إِلَٰهًا ءَاخَرَ فَتَکُونَ مِنَ ٱلمُعَذَّبِینَ ٢١٣﴾ [الشعراء: ۲۱۳].

«پس با خداوند هیچ خدای دیگری را فرا مخوان (و به یاری طلب مکن) در غیر این صورت ملامت شده و خوار می‌گردی».

همچنین می‌فرماید:

﴿لَّا تَجعَل مَعَ ٱللَّهِ إِلَٰهًا ءَاخَرَ فَتَقعُدَ مَذمُومٗا مَّخذُولٗا ٢٢﴾ [الإسراء: ۲۲].

«با خداوند خدای دیگری را قرار مده! در غیر این صورت ملامت شده و خوار و درمانده می‌شوی».

آدم مشرک از خدایی که برای خود برگزیده گاهی انتظار نصرت و حمایت و گاهی هم توقع ستایش و تشویق را دارد. خداوند متعال ما و ایشان را مطلع فرموده که درست خلاف توقع و انتظارش را خواهد دید و به خواری و مذمت دچار خواهد شد.

مقصود این است که توجه و توکل به دین و هدایت خداوند در اعتقاد و عمل (اعتقاد توحیدی و عمل شرعی) عامل و پایه اصلی پیروزی و سربلندی انسان در هردو جهان است، اما روی‌نمودن به سوی غیر او و بوییدن سعادت در غیر طریق هدایتش مایه و پایه خواری و درماندگی و عذاب دنیوی و اخروی است.

به حقیقت خیر و صلاح قلب و سعادت و رستگاریش در «عبودیت و استعانت» خداوند است و بس!

و هلاکت و شقاوتش و زیان‌هایی که در حال و آینده گریبانگیر او خواهند شد، از «عبودیت و استعانت» از مخلوق سرچشمه می‌گیرند.


[۱]– متفق علیه.

[۲]–  بروایت بخاری شماره ۱۴۰۳٫

[۳]– به روایت  مسلم شماره ۲۶۴۰٫


جهت دانلود کتاب طب القلوب تالیف ابن قیم رحمه الله کلیک کنید

فهرست کتاب