سعادت حقیقی کدام است؟

قسمت: ب 11 - فصل یکم

سعادت حقیقی کدام است؟

 

برداشت کلی از نفع و ضرر:

این موضوع بسیار واضح است که همه موجودات – غیر از خداوند – اعم از ملایک و انسان و جن و حیوان به جلب سود و منافع و دفع زیان و مضار محتاج می‌باشند.

اما چنین چیزی زمانی ممکن است که آن‌ها تصور درستی از منفعت و مضرت داشته باشند. با یادآوری این نکته که منفعت از جنس نعیم و لذت و مضرت از نوع درد و رنج است.

برای داشتن تصوری درست در مورد نفع و ضرر، توجه به دو موضوع ضرورت دارد:

یکم: شناخت آن چیزی که محبوب و مطلوب است و از آن منفعتی حاصل می‌شود و درک و معرفت آن لذتی را در پی دارد.

دوم: اسباب و عواملی که انسان را برای رسیدن به آن شناخت و معرفت یاری می‌دهند.

در برابر آن دو موضوع دو قضیه دیگر نیز مطرح می‌باشند:

یکم: امور ناپسند و مضر

دوم: اسباب و عواملی که مانع از معرفت مفید و مضر می‌شوند.

در نتیجه ما در این ارتباط با چهار موضوع مواجه هستیم:

یکم: موضوعی محبوب، مطلوب و مفید.

دوم: قضیه‌ای ناپسند و غیر مطلوب و مضر.

سوم: وسایل رسیدن به امور محبوب و مطلوب.

چهارم: وسایل برطرف‌کنندۀ امور ناپسند و غیر مطلوب.

این چهار موضوع نه تنها برای انسان بلکه برای دیگر جانداران بسیار ضروری و حیاتی هستند، و وجود و مصلحت ایشان بدون توجه به آن امور امکان‌پذیر نیست.

 

 

ارتباط این امور با خداوند:

وقتی اهمیت آن امور مشخص گردیده معلوم می‌شود که هدف مطلوب و مقصود نهایی برای اهل ایمان عبادت و قربت و کسب رضایت خداوند است. و هم اوست که انسان را برای رسیدن به این هدف یاری می‌دهد.

اما عبودیت و قربت و تلاش برای کسب رضایت به غیر او، همان قضیه مضر و تباه‌کننده‌ای است که در نقطۀ مقابل آن قرار دارد.

خداوند خود نیز (از طریق هدایت و استعانتش) انسان را برای اجتناب از آن یاری می‌فرماید.

به همین خاطر خداوند متعال جامع همه آن امور چهارگانه است، و غیر او به هیچوجه این چنین نیست.

  • خداوند خود محبوب، معبود و مراد است.
  • او انسان را برای ادای وظایف بندگی و کسب رضایت خود یاری می‌فرماید.
  • ناروا و ناپسند همان چیزی است که مشیت و حکمت او اقتضاء می‌نماید.
  • و هم اوست که از طریق هدایت و حکمت خویش انسان را برای رویارویی با آن امور ناپسند یاری می‌دهد.

همانگونه که عارف‌ترین بشریت به حضرت احدیت می‌فرماید:

«أَعُوذُ بِرِضَاکَ مِنْ سَخَطِکَ، وَأَعُوذُ بِمُعَافَاتِکَ مِنْ عُقُوبَتِکَ وَأَعُوذُ بِکَ مِنْکَ»([۱]).

«خداوندا! از خشمت به رضایتت و از مجازاتت به عفوت و از خودت به خودت پناه می‌آورم».

همچنین فرموده است: «اللَّهُمَّ إِنِّى أَسْلَمْتُ نَفْسِى إِلَیْکَ، وَوَجَّهْتُ وَجْهِى إِلَیْکَ وَفَوَّضْتُ أَمْرِیْ إِلَیْکَ، وَأَلْجَأْتُ ظَهْرِیْ إِلَیْکَ، رَغْبَهً وَرَهْبَهً إِلَیْکَ، لاَ مَلْجَأَ وَلاَ مَنْجَا مِنْکَ إِلاَّ إِلَیْکَ»([۲]).

«پروردگارا! خودم را به تو سپردم به سوی تو رو نمودم. امورم را به تو واگذار کردم، و همراه با رغبت و رهبت به تو پناه آوردم، (برای نجات از خشم و عذابت) هیچ پناهگاه و راه نجاتی جز در کنار خود تو موجود نیست».

پناهگاه و نجات از همه بدی‌ها و گمراهی‌ها تنها در «توحید، توجه، توکل و عبودیت» خداوند است، و پناه‌بردن و همه آنچه از شر آن‌ها به او پناه برده می‌شوند، فعل اویند، یا آفریده‌هایی هستند که خداوند با اراده و مشیت خویش آن‌ها را آفریده است.

همه امر و فرمان و تمامی حمد و ستایش و همه ملک و دارایی و خیر و منفعت در اختیار اراده خداوند است، هیچیک از بندگانش از عهده حمد و ثنای او آنگونه که شایسته است برنمی‌آیند، و او همانگونه‌ای است که خود خویشتن را می‌ستاید، و بالاتر و برتر از ثنا و تعریف همه مخلوقات است.

﴿إِیَّاکَ نَعبُدُ وَإِیَّاکَ نَستَعِینُ ۵﴾ سرچشمه سعادت:

بدین صورت معلوم می‌شود که مصلحت و سعادت انسان مشروط است به تحقق معنای:

﴿إِیَّاکَ نَعبُدُ وَإِیَّاکَ نَستَعِینُ ۵﴾ [الفاتحه: ۵].

«تنها تو را عبادت و اطاعت می‌کنیم و تنها از تو یاری می‌جوییم».

  • زیرا عبودیت خالصانه خداوند مقصود و مطلوب آفرینش جن و انس است.
  • و مستعان کسی است که برای رسیدن به مطلوب از او یاری خواسته می‌شو.

اول: مرتبط با معنای الوهیت

و دوم: با معنی ربوبیت در ارتباط است.

زیرا «إله» همانی است که قلب‌ها از روی عشق، رغبت، رهبت، عظمت، اجلال، اکرام، خشوع، خضوع، خوف، رجاء و توکل به او روی می‌آورند و به او عشق می‌ورزند.

اما «رب» آن است که مخلوقش را می‌آفریند، او را تربیت می‌کند و رشد می‌دهد. و او را به خیر، مصالح، منافع و مضارش راهنمایی می‌کند. پس هیچ الهی به غیر از خداوند و هیچ ربی به جز او مشروعیت ندارد.

همانگونه که «ربوبیت» غیر او باطل‌ترین باطل‌هاست.

«الوهیت» غیر او نیز از بدترین و زشت‌ترین باطل‌ها و گمراهی‌هاست.

 

آیات توحید:

خداوند متعال در بسیاری از آیات خود، «الوهیت و ربوبیت» را در کنار یکدیگر قرار داده است.

همانگونه که می‌فرماید: ﴿فَٱعبُدهُ وَتَوَکَّل عَلَیهِ﴾ [هود: ۱۲۳].

«تنها او را عبادت کن و به او توکل بنما».

از زبان پیامبرش شعیب علیه السلام می‌فرماید: ﴿وَمَا تَوفِیقِی إِلَّا بِٱللَّهِ عَلَیهِ تَوَکَّلتُ وَإِلَیهِ أُنِیبُ ٨٨﴾ [هود: ۸۸]. «توفیقم تنها از جانب خداوند است و بر او توکل نمودم و به سوی او روی می‌آورم».

﴿وَتَوَکَّل عَلَى ٱلحَیِّ ٱلَّذِی لَا یَمُوتُ وَسَبِّح بِحَمدِهِۦ وَکَفَىٰ بِهِۦ بِذُنُوبِ عِبَادِهِۦ خَبِیرًا ۵٨﴾ [الفرقان: ۵۸]. «و بر خداوند زنده‌ای که هیچگاه نمی‌میرد توکل کن، و او را به وسیله حمد و ستایشش پاک دار و همین که او از گناه بندگانش خبر دارد کافی است».

﴿وَتَبَتَّل إِلَیهِ تَبتِیلٗا ٨ رَّبُّ ٱلمَشرِقِ وَٱلمَغرِبِ لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ فَٱتَّخِذهُ وَکِیلٗا ٩﴾ [المزمل: ۸- ۹]. «از همه چیز ببر و به او بپیوند. خداوند مشرق و مغرب هیچ فرمانروا و فریادرسی به غیر از او مشروعیت ندارد، و او را وکیل خویش بنما!».

﴿قُل هُوَ رَبِّی لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ عَلَیهِ تَوَکَّلتُ وَإِلَیهِ مَتَابِ ٣٠﴾ [الرعد: ۳۰].

«بگو: او پروردگار من است هیچ معبود و مستعالی به غیر از او مشروعیت ندارد و بر او توکل کردم و بازگشت و توبه به سوی اوست».

و از زبان حق‌گرایان اتباع حضرت ابراهیم علیه السلام می‌فرماید: ﴿رَّبَّنَا عَلَیکَ تَوَکَّلنَا وَإِلَیکَ أَنَبنَا وَإِلَیکَ ٱلمَصِیرُ ۴﴾ [الممتحنه: ۴]. «پروردگارا! بر تو توکل نمودیم و به سویت روی آوردیم و سرنوشت و بازگشت به سوی توست».

﴿إِیَّاکَ نَعبُدُ وَإِیَّاکَ نَستَعِینُ ۵﴾ و این هفت آیه، بیانگر آن دو اصل جامع برای «توحید» هستند که بدون تحقق آن‌هاهیچ انسانی طعم سربلندی دنیا و سعادت عقبی را نخواهد چشید.


[۱]– مسلم.

[۲]– متفق علیه.


جهت دانلود کتاب طب القلوب تالیف ابن قیم رحمه الله کلیک کنید

فهرست کتاب