فصل سوم: معالجه بیماری قلب از طریق محاسبۀ نفس

قسمت: ب 4

فصل سوم:
معالجه بیماری قلب از طریق محاسبۀ نفس

 

معالجه‌ی بیماری قلب:

منظور از معالجه قلب، معالجه و مداوای بیماری مغلوب‌شدن آن به وسیله نفس اماره است، معالجه این بیماری باطنی از دو طریق ممکن است:

  • محاسبه
  • مخالفت

زیرا غفلت از محاسبه نفس و موافقت و اطاعت از اوامر آن زمینه مرگ معنوی قلب را فراهم می‌کند.

در حدیثی که امام احمد و عده‌ای دیگر از محدثان از شداد بن اوسس روایت کرده‌اند، آمده است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرموده‌اند:

«الْکَیِّسُ مَنْ دَانَ نَفْسَهُ وَعَمِلَ لِمَا بَعْدَ الْمَوْتِ وَالْعَاجِزُ مَنْ أَتْبَعُ نَفْسَهُ هَوَاهَا وَتَمَنَّى عَلَى اللَّهِ»([۱]).

«آدم زیرک و هوشیار کسی است که نفس خویش را محاسبه و مهار نماید و برای پس از مرگش کار کند، و آدم ناتوان کسی است که از هواهای نفسانی پیروی کند و به (مغفرت) خداوند امیدوار باشد».

 

گفتار گذشتگان در مورد محاسبه نفس:

امام احمد بن حنبل/ از عمر بن خطابس نقل نموده که گفته است:

«حاسبوا أنفسکم قبل أن تحاسبوا، وزنوا أنفسکم قبل أن توزنوا، فإنه أهون علیکم فی الحساب غداً ان تحاسبوا الیوم وتزینوا للعرض الأکبر یومئذ تعرضون لا تخفی منکم خافیه».

«پیش از آن که مورد بازخواست قرار بگیرید، نفس خود را مورد بازخواست قرار دهید! و پیش از آن که مورد سنجش قرار بگیرید خود را بسنجید! اگر امروز حال و وضع خود را مورد بررسی قرار بدهید. بازخواست‌شدن فردایتان بر شما آسان‌تر خواهد بود، و خود را برای همایش روزی بزرگ (قیامت) آراسته کنید! در آن روز حضور پیدا خواهید کرد و هیچ چیزی از شما پنهان باقی نخواهد ماند».

همچنین از حضرت حسنس روایت نموده که: «هیچ انسان اهل ایمانی را نمی‌یابی که نفس خود را مورد بازخواست قرار ندهد و از خود نپرسد که چرا چنان گفتم؟ و چرا چنین چیزی را خوردم و یا نوشیدم؟ اما آدم اهل فسق و فجور بدون آن که خود را مورد سئوال و بازپرسی قرار بدهد، راه گمراهی خویش را همچنان ادامه می‌دهد».

قتاده/ در مورد این فرموده خداوند: ﴿وَکَانَ أَمرُهُۥ فُرُطٗا ٢٨﴾ [الکهف: ۲۸].

«و همه کار و بارش افراط و تفریط است».

گفته است که یعنی نفس خود را تباه نموده و فریب خورده و در عین حال دین خود را از دست داده و دو دستی دنیایش را چسپیده است.

حسن/ گفته است:

«اگر انسانی دارای اندرزگویی درونی باشد، در خیر و سلامت باقی خواهد ماند، و با همت و اراده تمام محاسبه خویش را فراموش نخواهد نمود».

میمون بن مهران گفته است:

«تنها زمانی انسان به راستی پرهیزکاری را پیشه‌ی خویش خواهد کرد که به همان صورت شریک نا اهل خود را مورد محاسبه قرار می‌دهد، نفس خویش را نیز مورد پرس و جو و بازخواست قرار بدهد. به همین دلیل است که گفته شده: نفس همچون شریک خائن است، اگر مراقبش نباشی سرمایه‌ی تو را حیف و میل خواهد کرد».

میمون بن مهران همچنین گفته است:

«انسان اهل تقوا بیشتر از آن که مراقب زورگویی حاکم ستمکار و شریک بدکار باشد، از نفس خود حساب می‌کشد».

امام احمد بن حنبل از وهب روایت نموده که:

«در مکتوبات آل داود آمده است: حق آن است که آدم عاقل از چهار ساعت در عمر خویش غفلت ننماید:

  • ساعتی که در آن به ذکر و مناجات با خداوند مشغول شود.
  • ساعتی که در آن نفس خویش را مورد محاسبه قرار بدهد.
  • ساعتی که با دوستان دلسوز و صادق خویش برای بیان عیوب و ضعف‌های یکدیگر خلوت نمایند.
  • ساعتی که در آن همه لذایذ و امور مطلوب نفس خویش را ترک کند، زیرا این کار در این ساعت او را به عملی‌نمودن قیام به ادای آن سه مورد قبلی یاری داده و برای قلب او نوعی گردش و تفریح به حساب می‌آید»([۲]).

می‌گویند: احنف بن قیس گاهی به چراغ نزدیک می‌شد و انگشت خود را بر روی شعله آن می‌نهاد و به خود می‌گفت:

«حُنَیف سوزش آتس را بچش! چرا فلان روز فلان گناه را مرتکب شدی؟ چرا فلان روز فلان کار ناروا را انجام دادی؟»

حضرت عمر بن خطابس در نامه‌ای به یکی از کارگزاران خود یادآوری نمود که «در شرایط رفاه و سلامتی و قبل از قرارگرفتن در شرایط سخت نفس خود را مورد محاسبه قرار بده! زیرا هرکس در شرایط آسودگی و قبل از فرارسیدن شرایط سخت نفس خود را مورد محاسبه قرار بدهد، وضع و حال او رضایت‌بخش خواهد گردید و دیگران به او غبطه خواهند خورد. اما هرکس که زندگی دنیوی و اهواء نفسانی او را از محاسبه نفس بازدارد، دچار ندامت، حسرت و خسران خواهد شد».

حسن/ می‌فرماید:

«انسان اهل ایمان به سختی مراقب نفس خویش است، در جهت رضایت خداوند آن را مورد محاسبه قرار می‌دهد، در قیامت بازخواست و محاسبه‌ی کسانی آسان خواهد بود که در دنیا نفس خویش را مورد بازخواست قرار داده باشند.

اما در قیامت محاسبه کسانی بسیار سخت خواهد بود که در دنیا مغلوب نفس خویش شده و از محاسبه آن غفلت ورزیده‌اند».

هرگاه انسان اهل ایمان با چیزی شگفتی‌ برانگیز و لذتبخش مواجه شود. می‌گوید: به خداوند سوگند علاقه و اشتهایت را دارم و به تو نیازمندم! اما از تو صرف‌نظر خواهم کرد. و هیچگاه به خاطر تو خداوندم را نافرمانی نخواهم نمود.

اما هرگاه در مورد کوتاهی به نفس خویش مراجعه می‌نماید می‌گوید: چرا چنین کردم؟ مرا چکار به این کارها! سوگند به خداوند! بار دیگر به این کار برنمی‌گردم!

اهل ایمان آنانی هستند که قرآن دست ایشان را گرفته و از نابودیشان جلوگیری نموده است.

اهل ایمان در این جهان خود را همچون اسیرانی می‌دانند که مدام در اندیشه آزادی خویش هستند.

مؤمنین راستین آنانی هستند که دل‌هایشان به ذکر و یاد خداوند آرامش پیدا نمی‌کند و به غیر از او به چیزی دلبستگی و وابستگی پیدا نمی‌کنند.

اهل ایمان همان‌هایی هستند که به یقین می‌دانند در مورد شنیدن، دیدن، گفتن و اعمال و کردار خویش مورد بازخواست و محاسبه قرار خواهند گرفت.

مالک بن دینار می‌گوید:

«خداوند کسی را که خطاب به نفس خویش می‌گوید: تو مگر فلان کردار ناروا را انجام ندادی و فلان گفتار ناپسند را نگفتی؟ سپس بینی آن را می‌گیرد و لگامش می‌کند و به تبعیت از کتاب و سنت ملزم می‌نماید و ایمان و اراده‌ی خود را رهبر و راهنمای او می‌گرداند».

 

مثالی برای کیفیت محاسبه نفس:

پیشتر نفس را به شریک تجاری غیر قابل اعتماد تشبیه کردم. همانگونه که اولاً: پس از مراعات حق، مسؤولیت شراکت از سوی شریک است و هدف از شراکت که حصول سود است، تحقق پیدا می‌نماید، و در مرتبه دوم: مراقبت از تصرفات و اقدامات او، و سوم: حسابرسی و مشخص‌نمودن اقدامات، و چهارم: جلوگیری از تکرار خیانت‌هایی است که احیاناً مرتکب شده باشد.

نفس نیز به همین صورت است، ابتدا در ارتباط با محافظت از اعضای هفت‌گانه که محافظت از آن‌ها حفظ سرمایه است و بعد از آن کسب سود و منفعت مطرح می‌باشد، زیرا کسی که دارای سرمایه نیست چگونه انتظار سود را دارد؟

آن اعضا و جوارح هفتگانه عبارتند از: چشم، گوش، دهان، عورت، دست و پا([۳]) و… که مرکب و وسایلی برای شقاوت یا سعادت می‌باشند، هرکس در مورد محافظت از آن‌ها کوتاهی نماید. دچار مشکلات و بدعاقبتی‌هایی می‌شود و هرکسی از آن‌ها محافظت کند از خیر و سعادت خویش محافظت کرده است. در واقع حفظ آن‌ها اساس همه خیر و مصالح و اهمالشان به معنای مبتلی‌شدن به همه شر و مفاسد است.

خداوند متعال می‌فرماید: ﴿قُل لِّلمُؤمِنِینَ یَغُضُّواْ مِن أَبصَٰرِهِم وَیَحفَظُواْ فُرُوجَهُم﴾ [النور:۳۰] «به مؤمنین بگو که چشمان خود را فرو بنهند (و سر به زیر باشند) و عورت‌های خود را (از زنا) حفظ کنند».

﴿وَلَا تَمشِ فِی ٱلأَرضِ مَرَحًا إِنَّکَ لَن تَخرِقَ ٱلأَرضَ وَلَن تَبلُغَ ٱلجِبَالَ طُولٗا ٣٧﴾ [الإسراء:۳۷] «بر روی زمین مغرورانه و متکبرانه راه مرو! چرا که تو نمی‌داتوانی زمین را بشکافی و به بلندای کوه‌ها برسی».

همچنین می‌فرماید: ﴿وَلَا تَقفُ مَا لَیسَ لَکَ بِهِۦ عِلمٌ إِنَّ ٱلسَّمعَ وَٱلبَصَرَ وَٱلفُؤَادَ کُلُّ أُوْلَٰئِکَ کَانَ عَنهُ مَس‍ُٔولٗا ٣۶﴾ [الإسراء: ۳۶].

«از چیزی که از آن ناآگاهی دنباله‌روی مکن! بیگمان که چشم و گوش و دل همه مورد بازخواست قرار می‌گیرند».

﴿وَقُل لِّعِبَادِی یَقُولُواْ ٱلَّتِی هِیَ أَحسَنُ﴾ [الإسراء: ۵۳].

«به بندگانم بگو که بهترین و زیباترین سخن‌ها را بگویند».

﴿یَٰأَیُّهَا ٱلَّذِینَ ءَامَنُواْ ٱتَّقُواْ ٱللَّهَ وَقُولُواْ قَولٗا سَدِیدٗا ٧٠﴾ [الأحزاب: ۷۰].

«ای کسانی که ایمان آورده اید، از خداوند پروا کنید، و سخن صحیح و سنجیده بگویید!».

همچنین در سوره الحشر می‌فرمایند: ﴿یَٰأَیُّهَا ٱلَّذِینَ ءَامَنُواْ ٱتَّقُواْ ٱللَّهَ وَلتَنظُر نَفسٞ مَّا قَدَّمَت لِغَدٖ﴾ [الحشر: ۱۸].

«ای کسانی که ایمان آورده اید! از خداوند پروا کنید، و هرکس نگاه کند که برای فردای (قیامت خود) چه توشه‌ای را اندوخته است».

اگر انسان بر نفس خود در مورد چگونگی اتسافده از اعضا سخت بگیرد به مرحله‌ی مراقبت و نظارت وارد می‌شود که به هیچوجه نباید دخل و تصرفات نفس را در مورد استفاده از اعضا مورد اهمال قرار بدهد، زیرا اگر یک لحظه هم از آن غفلت ورزد، قطعاً نفس مرتکب خیانت می‌شود، اگر هرچه بیشتر از مراقبت از آن غفلت کند نفس نیز بیشتر مرتکب انحراف و خیانت می‌شود و کار به نابودی قلب و اعضا کشیده می‌شود. به هر صورت کسی که احساس نقص و سود و منافع معنوی نمود، باید به مرحله محاسبه و بررسی نفس وارد شود.

پس از محاسبه و حسابرسی است که حقیقت سود و زیان بر او معلوم می‌شود، هرگاه در مورد زیان و مفاسد یقین پیدا کرد، همانگونه که شریک خاطی باید خیانتی را که مرتکب شد. جبران نماید، آن را جبران کند و نفس را به امانت‌داری و محافظت و مراقبت در آینده، ملزم نماید.

اما نباید فراموش کرد که در مورد فسخ شراکت با نفس انسان صاحب اختیار نیست و هیچ راهی برای قطع همه پیوندهایش با آن برای او ممکن نمی‌باشد، یعنی نمی‌تواند نفس دیگری را جایگزین آن بنماید، و در نتیجه تنها چاره او مراقبت و محاسبه از آن و پرهیز از غفلت در مورد تصرفات آن است.

 

آنچه کار محاسبه نفس را آسان می‌کند:

یکی از اموری که در کار محاسبه و مراقبه نفس انسان را یاری می‌دهند، شناخت و معرفت است که اگر هرچه بیشتر در زندگی دنیا به مراقبه و محاسبه نفس بپردازد، بیشتر خود را به آسایش و سعادت نزدیک می‌گرداند، و اگر امروز که محاسبه آن در اختیار خود اوست از آن غفلت ننماید، فردا که کار محاسبه به دست خداوند افتاد، آسوده‌خاطر خواهد بود، اما به هر اندازه که امروز در مورد آن غفلت کند، فردای قیامت کار بر او سخت‌تر خواهد شد.

همچنین آگاهی از این موضوع که سود آن تجارت دست‌یابی به سعادت ابدی در بهشت و نگاه‌نمودن به خداوند مهربان است، و زیان آن داخل‌شدن به دوزخ و محرومیت از ملاقات پروردگار خویش است، اگر کسی در این مورد ایمان و اطمینان داشته باشد، محاسبه نفس خویش در زندگی این جهان بر او آسان‌تر خواهد بود.

حق آن است که انسان‌های اهل ایمان، عزم و اراده که به دنیای پس از مرگ باور یقینی دارند، از محاسبه و مراقبه نفس خویش غافل نشوند و همه حرکات و سکنات و گام‌های آن را تحت کنترول و نظارت شدید خویش درآورند.

هرلحظه از لحظه‌های عمر گوهر گران‌بهایی به شمار می‌آیند که می‌توان به وسیله آن‌ها، خانه‌های پر از ناز و نعمت و ماندگار بهشت را خریدار کرد.

ضایع‌نمودن لحظات عمر یا معامله‌نمودشان در برابر چیزهایی که به غیر از زیان، تباهی و نابودی حاصلی ندارند، فقط کار جاهل‌ترین، احمق‌ترین و بی‌خردترین انسان‌هاست، و تنها در روز «تغابن» و ندامت است که به این حقیقت پی خواهند برد.

﴿یَومَ تَجِدُ کُلُّ نَفسٖ مَّا عَمِلَت مِن خَیرٖ مُّحضَرٗا وَمَا عَمِلَت مِن سُوءٖ تَوَدُّ لَو أَنَّ بَینَهَا وَبَینَهُۥ أَمَدَا بَعِیدٗا وَیُحَذِّرُکُمُ ٱللَّهُ نَفسَهُۥ وَٱللَّهُ رَءُوفُ بِٱلعِبَادِ ٣٠﴾ [آل عمران: ۳۰].

«روزی که هرکس آنچه را از نیکی انجام داده حاضر و آماده می‌بیند. و دوست می‌دارد که کاش میان او و آن بدی‌هایی که انجام داده فاصله زیادی می‌بود».

[۱]– ترمذی (۲۴۵۹) و ابن ماجه، (۴۲۶).

[۲]– رواه ابوحاتم و ابن حبان مرفوعاً.

[۳]– مؤلف فقط شش عضو را ذکر کرده است.

 


 

 

جهت دانلود کتاب طب القلوب تالیف ابن قیم رحمه الله برروی جلد کتاب کلیک کنید

 

دانلود کتاب طب القلوب

فهرست کتاب