فصل چهارم: محاسبه‌ی نفس

قسمت: ب 4

فصل چهارم: محاسبه‌ی نفس

 

محاسبه نفس دو نوع است: نوع قبل از عمل و نوع بعد از آن

محاسبه نفس قبل از عمل و اقدام:

حق آن است که انسان قبل از تصمیم و اراده به انجام کاری تمام جوانب آن را مورد بررسی قرار بدهد و هرگاه عملی‌نمودن آن را بر عملی‌نکردنش ترجیح داد، به آن اقدام نماید.

حسن بصری/ می‌فرماید:

«خداوند کسی را که به هنگام تصمیم‌گیری به انجام کاری تمام جوانب آن را مورد بررسی قرار می‌دهد، و بعد از آن اگر برای خدا و مورد رضایت او بود، آن را انجام دهد، و در غیر این صورت آن را ترک کند، مورد رحمت خویش قرار دهد».

برخی این کلام او را شرح و توضیح داده و گفته‌اند:

هرگاه نفس برای انجام‌دادن کاری پا پیش گذاشت و انسان نیز قصد آن را کرد. لازم است قبل از عمل و اقدام در مورد آن بیندیشد که آیا آن کار در حد توان او هست یا نیست؟

اگر در محدوده‌ی توانایی او نبود، به آن اقدام ننماید.

اگر در حد توان او بود، بازهم صبر کند و در مورد آن بیندیشد و بررسی کند که آیا عملی‌نمودن آن برایش بهتر است یا عملی‌نکردن آن؟

اگر انجام‌ندادن آن برایش بهتر بود، از آن خودداری کند.

اگر هم فکر می‌کرد که اقدام به آن برایش بهتر است، برای بار سوم لازم است. در مورد آن فکر کند که آیا انگیزه و عامل آن کسب رضایت خداوند و اجر اخروی است، یا هدف او کسب مقام، مال و دست‌یابی به شهرت و نام در میان مردم است؟

اگر هدف او مورد دوم بود از اقدام به آن خودداری کند، هرچند او را به مطلوبش برساند – تا نفس او به شرک آلوده نشود و به آن عادت نکند، و کار برای غیر خدا بر او آسان نگردد، زیرا به هراندازه که این کار بر او آسان شود، کار برای خداوند بر او سخت می‌شود، و آن را سنگین‌ترین بار بر دوش خود خواهد دانست.

اگر به این نتیجه رسید که کار او برای کسب رضایت خداوند و اجر اخروی است، بار دیگر صبر کند و ببیند. آیا اگر به همکاری نیازمند است یا نه، اگر نیازمند همکاری است آیا همکارانی برای او وجود دارند یا خیر؟

اگر همکاری یا همکارانی را نمی‌یافت از اقدام به آن کار خودداری کند، و همانگونه که رسول خدا صلی الله علیه وسلم در مکه از جهاد (به معنای رویارویی نظامی) با مشرکان تا زمان دست‌یابی به قدرت و یافتن اعوان و انصار خودداری کرد.

اما اگر همکاران و یاورانی را یافت به آن اقدام کند.

تنها کسانی به موفقیت دست نخواهند یافت که یکی از آن موارد را مراعات ننمایند، اما اگر همه آن مراحل مورد ملاحظه قرار بگیرند، قطعاً در آن کار موفقیت وجود خواهد داشت. آنچه بیان گردید، چهار مرحله بودند که قبل از هر اقدامی نفس را باید در موردشان مورد محاسبه قرار داد.

زیرا قضیه به آن صورت نیست که انسان هر کاری را که بخواهد بتواند انجام بدهد.

هر کار مقدوری هم به گونه‌ای نیست که انجام‌دادن آن از ترکش برای او بهتر باشد.

همه کارهای خیر و نیک هم که می‌خواهد انجام بدهد، بدین صورت نیست که حتماً در راستای رضایت خداوند باشد.

هر کاری هم که انسان در مورد نیت پاک خود مطمئن است، به صورتی نیست که بدون همکاری و یاری دیگران بتواند آن را عملی کند.

چنانچه انسانی در مورد این امور نفس خود را مورد محاسبه و بازخواست قرار بدهد، بر او معلوم می‌شود که چه کاری را انجام بدهد و از اقدام به چه کارهایی خودداری نماید.

 

محاسبه نفس بعد از عمل و اقدام:

نوع دوم که به محاسبه نفس بعد از عمل و اقدام برمی‌گردد، خود سه گونه است:

یکم: محاسبه آن در مورد عبادت و کار نیکی که در مورد هرچه بهتر و خالص‌تر انجام‌دادن آن کوتاهی صورت گرفته و آنگونه که لازم است حق خداوند مراعات نشده باشد.

حق خداوند در عرصه عبادت شش چیز است که عبارتند از: علم و آگاهی در مورد آن‌ها، اندرز صادقانه دیگران، تبعیت از رسول خدا، هرچه بهتر انجام‌دادن آن، و یادآوری نعمت هدایت الهی و توجه به کوتاهی‌های خود در مورد آن.

نفس خویش را در این رابطه باید مورد بازخواست قرار داد که آیا آن مراحل را به درستی مورد توجه قرار داده، و در آن عبادت آن موارد را مراعات نموده است یا خیر؟

دوم: نفس را در مورد کارهایی که ترک آن‌ها بهتر از انجام‌دادنشان بوده مورد بازخواست قرار بدهد.

سوم: در مورد اقدام به کارهای مباح و عادات نفس خود را مورد بازخواست قرار بدهد که چرا آن‌ها را انجام داده و آیا در جهت رضایت خداوند و کسب اجر اخروی بوده است یا خیر؟

اگر قصد نیک و درستی داشته سود برده و اگر هدف او مادیات و دنیای ناپایدار بوده، آن سود و منفعت را از کف داده است.

 

زیان‌های ترک محاسبه نفس:

بی‌توجهی به بازخواست و محاسبه نفس و آزادگذاشتن و فراهم‌کردن امور نفسانی و تسامح با آن، بدترین ضرر و زیان را به او وارد می‌نماید، و زمینه‌ی هلاکت و نابودیش را فراهم می‌گرداند.

این حال و وضع اهل غرور و فریب‌خوردگان است که چشم خود را در مورد عواقب غفلت از محاسبه نفس بر روی هم می‌گذارند و با شرایط روز همراه می‌شوند، و به عفو و رحمت خداوند بیهوده امید بسته‌اند.

هرگاه کسی آن چنان باشد، ارتکاب معصیت بر او آسان می‌شود، و به آن الفت می‌گیرد و ترک گناهان بر او گران می‌شود. اما اگر به عقل و خرد خویش بازگردد. می‌داند که پاسداری از اقدامات نفس از آزادگذاشتن آن و حتی گاهی ترک امور مباح و عادات برای او بهتر است.

ابن ابی دنیا می‌گوید:

«مردی قریشی برای من نقل می‌کرد که او از نسل طلحه بن عبیدالله است، او می‌گفت که نوبه بن صمه در روستای رقه زندگی می‌کرد او عادت داشت که به سختی نفس خود را مورد محاسبه و بازخواست قرار می‌داد.

او روزی در مورد عمر خویش فکر کرد و دید که به سن شصت سالگی رسیده است و تعداد روزهای آن ۲۱۶۰۰ روز است، او فریادی کشید و گفت: وای بر من! اگر هر روز یک گناه را انجام داده باشم، همراه با ۲۱۶۰۰ گناه به محضر خداوند باید برده شوم!؟ در حالی که ممکن است هر روز ده‌ها گناه را انجام داده باشم!؟

او از شدت اندوه بیهوش بر زمین افتاد و دار فانی را وداع گفت.

یکی می‌گفت: خوشا به سعادتت برای آن جهیدن به سوی بهشت!»

محاسبه نفس در مورد اخلاص و متابعه:

خلاصه‌ی این موضوع بدین صورت است که:

  • انسان در مورد ادای واجبات نفس خود را مورد بازخواست قرار بدهد. اگر نقصی و اشکالی را دید آن را از طریق جبران یا اصلاح اشکالات آن برطرف کند.
  • در کنار آن، نفس خویش را در رابطه با امور حرام مورد مراقبه و محاسبه قرار بدهد، هرگاه متوجه شد که کار ناروایی را مرتکب شده، به وسیله توبه و استغفار و اقدام به کاری نیک آن را جبران نماید.
  • در مورد غفلت از خداوند نفس خویش را محاسبه کند، اگر به راستی در مورد آن دچار اهمال و غفلت شده، با ذکر و توجه به خداوند آن را جبران نماید.
  • همچنین در مورد کلام، و رفت و آمد، و دیده‌ها و شنیده‌های خود نفسش را مورد بازخواست قرار بدهد، و از خود بپرسد که هدف او از آن‌ها چی بوده؟ برای چه کسی آن‌ها را عملی نموده؟ و به چه صورتی به آن‌ها اقدام کرده است؟

همچنین در این مورد یقین داشته باشد که برای هر کردار و گفتاری که انجام می‌دهد دو پرونده گشوده می‌شود:

  • یک پرونده در مورد هدف و انگیزه او
  • دومی در ارتباط با چگونگی و کیفیت آن

در پرونده اول از او در مورد «اخلاص»

و در پرونده دوم راجع به چگونگی تبعیت و میزان سازگاری گفتار و کردارش با شریعت از او پرسش می‌شود.

خداوند متعال می‌فرماید: ﴿فَوَرَبِّکَ لَنَس‍َٔلَنَّهُم أَجمَعِینَ ٩٢ عَمَّا کَانُواْ یَعمَلُونَ ٩٣﴾ [الحجر:۹۲- ۹۳] «پس سوگند به پروردگارت از همه ایشان در مورد آنچه که انجام می‌داده‌اند پرس و جو خواهیم نمود».

همچنین می‌فرماید: ﴿فَلَنَس‍َٔلَنَّ ٱلَّذِینَ أُرسِلَ إِلَیهِم وَلَنَس‍َٔلَنَّ ٱلمُرسَلِینَ ۶ فَلَنَقُصَّنَّ عَلَیهِم بِعِلمٖ وَمَا کُنَّا غَائِبِینَ ٧﴾ [الأعراف: ۶- ۷].

«(در روز قیامت) قطعاً از کسانی که پیامبران به سوی آنان روانه شده‌اند بازپرسی می‌نماییم و از پیامبران هم پرس و جو خواهیم کرد و از روی علم و آگاهی همه چیز را برایشان نقل می‌کنیم، زیرا که ما از کردارشان غافل نبوده ایم».

و در سوره احزاب می‌فرماید: ﴿لِّیَس‍َٔلَ ٱلصَّٰدِقِینَ عَن صِدقِهِم﴾ [الأحزاب: ۸].

«تا از صدیقین در مورد صدق‌شان سؤال صورت بگیرد».

وقتی که از صادقان در مورد صدق‌شان سؤال می‌شود، در مورد کاذبان چگونه گمان می‌برید؟

مقاتل در مورد آن آیات می‌گوید:

«خداوند می‌فرماید: از ایشان عهد و میثاق گرفته ایم که از صادقین – یعنی پیامبران – در مورد تبلیغ رسالت‌شان سؤال کنیم».

مجاهد می‌گوید:

«خداوند از اهل دعوت و تبلیغ می‌پرسد: همچنانکه پیامبران پیام خود را آنگونه که هست به مردم رسانیده‌اند، شما هم پیام و رسالت مرا به مردم ابلاغ کردید یا نه؟»

اما حقیقت موضوع این است که آیه هردو را شامل می‌شود، زیرا هم پیامبران و هم مبلغان هردو جزو صادقانند، و از پیامبران در مورد ابلاغ رسالت و از داعیان نیز راجع به دعوت به رسالت رسولان سؤال صورت می‌گیرد، و بعد از آن از آنانی که پیام دعوت به ایشان رسیده در مورد قبول پیام ایشان پرس و جو می‌شود.

همانگونه که خداوند می‌فرماید: ﴿وَیَومَ یُنَادِیهِم فَیَقُولُ مَاذَا أَجَبتُمُ ٱلمُرسَلِینَ ۶۵﴾ [القصص: ۶۵]. «روزی که خداوند مشرکین را مورد خطاب قرار می‌دهد و می‌گوید: به پیامبران چه پاسخی دادید؟».

قتاده می‌گوید: در مورد دو موضوع از گذشتگان و آیندگان سؤال خواهد شد.

  • چه کسی را عبادت می‌کردید؟
  • عکس العمل شما در مورد دعوت پیامبران چی بوده است؟

یعنی در مورد معبود، عبادت و نعمت هدایت از همه سؤال صورت می‌گیرد.

خداوند متعال می‌فرماید: ﴿ثُمَّ لَتُس‍َٔلُنَّ یَومَئِذٍ عَنِ ٱلنَّعِیمِ ٨﴾ [التکاثر: ۸].

«سپس به طور یقین آن روز در مورد نعمت‌ها مورد بازخواست قرار می‌گیرید».

محمد بن جریر طبری می‌گوید:

«خداوند متعال می‌فرماید: بعد از آن در مورد نعمت‌هایی که در دنیا از آن برخوردار بوده‌اید، سؤال خواهد شد که با آن‌ها چکار کرده‌اید؟ به وسیله آن‌ها به کجا رسیده‌اید؟ چگونه آن‌ها را به دست آورده و به چه صورت مورد استفاده قرارشان داده‌اید؟»

قتاده نیز می‌گوید:

«خداوند از همه انسان‌ها در مورد نعمت‌هایی که به ایشان ارزانی فرموده و مسؤولیت‌هایی که در مورد آن‌ها داشته‌اند، سؤال خواهد نمود».

نعمت‌هایی که در موردشان سؤال می‌شود، دو گونه‌اند:

  • نوع اول نعمت‌هایی هستند که از راه روا به دست آمده و در راه درست مورد استفاده قرار گرفته‌اند که آیا شکر خداوند را به خاطرشان به جا آورده است یا نه؟
  • نوع دوم، نعمت‌هایی است که از راه حرام به دست آمده و در راه حرام مورد استفاده قرار گرفته‌اند که در مورد به دست‌آوردن و استفاده‌نمودن از آن‌ها مورد بازخواست قرار می‌گیرند.

از آنجا که انسان‌ها در مورد نیروی شنیدن و دیدن و قلب و همه کردار و گفتارهای خود مورد محاسبه و سؤال قرار می‌گیرند.

همانگونه که خداوند متعال می‌فرماید: ﴿إِنَّ ٱلسَّمعَ وَٱلبَصَرَ وَٱلفُؤَادَ کُلُّ أُوْلَٰئِکَ کَانَ عَنهُ مَس‍ُٔولٗا ٣۶﴾ [الإسراء: ۳۶] «به راستی شنیدن و دیدن و دل همه آن‌ها در مورد کار خود مورد بازخواست قرار می‌گیرند».

حق و شایسته است که پیش از روز حساب و کتاب، خود خویشتن را راجع به کردار و گفتار مورد محاسبه و بازنگری قرار بدهید.

 

وجوب محاسبۀ نفس:

این فرموده خداوند به وجوب و ضرورت «محاسبه نفس» اشاره دارد که می‌فرماید:

﴿یَٰأَیُّهَا ٱلَّذِینَ ءَامَنُواْ ٱتَّقُواْ ٱللَّهَ وَلتَنظُر نَفسٞ مَّا قَدَّمَت لِغَدٖ﴾ [الحشر: ۱۸].

«ای کسانی ایمان آورده‌اید! از خدا وند پروا کنید و پرهیزکار باشید و هرکسی نگه کند که برای فردای (قیامت خود) چه توشه‌ای را اندوخته است».

یعنی خداوند متعال خطاب به اهل ایمان می‌فرماید: هریک از شما فکر کند و ببیند که چه توشه‌ای را برای قیامت خویش فراهم کرده است؟ آیا اعمال صالحه را انجام داده تا اسباب نجات و سعادت او را فراهم نمایند، یا مرتکب اعمال ناروا و معصیت شده که زمینه ذلت و شقاوتش را آماده کنند؟

قتاده می‌گوید:

خداوند در این آیه با کلمه «غد» یعنی فردا تعبیر فرموده که به نزدیکی زمان آن همچون فردا برای امروز اشاره دارد.

خلاصه مطلب این است که خیر، صلاح و اصلاح قلب تنها از طریق مراقبه و محاسبه آن و شر، تباهی و نابودیش بر اثر اهمال و رهاکردن آن تحقق پیدا می‌کند.

 


 

 

جهت دانلود کتاب طب القلوب تالیف ابن قیم رحمه الله برروی جلد کتاب کلیک کنید

 

دانلود کتاب طب القلوب

فهرست کتاب