فصل پنجم: فوائد محاسبه نفس

قسمت: ب 4

فصل پنجم: فوائد محاسبه نفس

 

محاسبۀ نفس بسیاری از مصالح را محقق می‌نماید که عبارتند از:

 

۱- اطلاع از معایب نفس:

یکی از فواید و مصالح محاسبه نفس آگاهی از عیوب آن است. هرکسی که از معایب نفس خویش مطلع نباشد نمی‌تواند آن‌ها را از میان بردارد، اما هرگاه از نقایص و بیماری‌های آن آگاه گردد، به خاطر کوتاهیش در عبودیت خداوند آن را مورد ملامت و محاسبه قرار خواهد داد.

امام احمد از ابودرداءب نقل می‌نماید که فرموده است:

«فقه و معرفت انسان زمانی کامل خواهد شد که دیگران را به خاطر کوتاهی در ادای وظایف دینی و بندگی خداوند اندرز نموده و مورد ملامت قرار دهد، اما به نفس خویش هم توجه کند و به خاطر ضعف‌ها و کوتاهی‌هایش آن را بیش از دیگران مورد ملامت قرار بدهد».

مطرف بن عبدالله گفته است:

«اگر به خاطر معرفت نفس خویش نبود با مردم قطع رابطه می‌کردم».

همچنین او در دعایی که در عرفات می‌خواند، می‌گفت:

«خداوندا! به سبب من مردم را از خود مران!»

بکر بن عبدالله مزی می‌گوید:

«وقتی به صحنه‌ی عرفات نگه می‌نمودم، فکر می‌کردم اگر من در میان ایشان نبودم. همه آن‌ها مورد مغفرت خداوند قرار می‌گرفتند».

ایوب سختیانی گفته است:

«هرگاه از صالحان سخن به میان می‌آید، شرم دارم خود را از ایشان به شمار بیاورم».

هنگامی که سفیان ثوری در لحظات پایانی مرگ قرار داشت، ابوالأشهب و حماد بن سلمه به عیادت او رفتند، حماد گفت: ابوعبدالله مگر از آنچه که از آن هراس داشتی مصون نمانده‌ای؟ تو به پیشگاه پروردگاری ارحم الراحمین می‌روی که به رحمت و مغفرت او امیدواری؟

گفت: ای ابوسلمه! فکر می‌کنی کسی همچون من از آتش دوزخ رهایی پیدا خواهد نمود؟

گفت: آری، سوگند به خداوند امیدوارم که اهل نجات باشی!»

یونس بن عبید می‌گوید: «یکصد صفت از خصال خیر را می‌شناسم که حتی یکی از آن‌ها را در نفس خود نمی‌یابم».

محمد بن واسع گفته است: «اگر گناه باعث وزیدن باد و طوفان می‌شد، هیچکس نمی‌توانست خود را بر روی زمین نگاه دارد».

نزد یکی از حاکمان کسی از داود طایی به نیکی یاد می‌کرد، او گفت: «اگر مردم از بعضی از آنچه که ما در آن قرار داریم باخبر می‌شدند، هیچگاه هیچکس کلامی را در تعریف ما بر زبان نمی‌آورد».

ابوحفص می‌گوید: «هرکس در هر اوقات و احوالی نفس خود را متهم نکند و مورد ملامت قرارش ندهد و در هر شرایطی با آن مخالفت ننماید و او را به آنچه که برایش سخت است وادار نکند! دچار زیان و خسران می‌گردد، و هرکس یکی از خصال نفسانی خود را مورد تحسین قرار بدهد، نفسش او را نابود خواهد کرد».

طبیعت نفس بشری به گونه‌ای است که او را به سوی پرتگاه هلاکت می‌کشاند، دشمنانش را یاری می‌دهد، به سوی همه زشتی‌ها روی می‌آورد، از همه پلشتی‌ها پیروی می‌کند، و خوی آن به گونه‌ای است که مدام در راه مخالفت گام می‌گذارد.

نعمت و سعادتی که با هیچ نعمت و سعادت دیگری قابل مقایسه نیست، نجات از دام‌های نفس و بردگی آن است، زیرا بدترین و بزرگ‌ترین مانع میان خداوند و انسان نفس است. هر انسانی که بیشتر آن را بشناسد. بیشتر مورد سرزنش و ملامتش قرار می‌دهد.

یونس بن حبیب می‌گوید: ابوداود از صلت بن دینار و او از بقیه بن صهبان هنانی نقل نموده که از ام المؤمنین عایشهل در مورد معنای آیه زیر سؤال شد:

﴿ثُمَّ أَورَثنَا ٱلکِتَٰبَ ٱلَّذِینَ ٱصطَفَینَا مِن عِبَادِنَا فَمِنهُم ظَالِمٞ لِّنَفسِهِۦ وَمِنهُم مُّقتَصِدٞ وَمِنهُم سَابِقُ بِٱلخَیرَٰتِ بِإِذنِ ٱللَّهِ﴾ [فاطر: ۳۲].

«سپس کتاب (قرآن) را به بندگان برگزیده خود (امت محمدی) عطا کردیم، اما برخی از آنان بر خود ستم می‌کنند و گروهی از ایشان میانه‌روند، و دسته‌ای از آنان به خاطر توفیقات الهی در نیکی‌ها پیشتازند».

حضرت عایشهل فرمود:

«فرزندم! آنان اهل بهشتند! پیشگامان در خیر و نیکی کسانی بودند که در عصر رسول خدا صلی الله علیه وسلم زندگی می‌کرده و رسول خدا صلی الله علیه وسلم به بهشتی‌بودن و برخورداریشان از نعمت‌های آن شهادت داده است، اما «مقتصدین» آن عده از اصحابی هستند که تا پایان عمر از راه و رسم و سنت رسول خدا صلی الله علیه وسلم تبعیت نمودند، اما ستمگران بر نفس خویش کسانی مثل من[۱] و شما هستند».

ملاحظه می‌کنید که حضرت عایشهل خود را جزو ستمگران بر خود به حساب آورده است. امام احمد روایت نموده که عبدالرحمنس نزد ام سلمهل بود، او گفت: از رسول خدا صلی الله علیه وسلم شنیدم که می‌فرمود: «برخی از این مردم پس از مرگم برای همیشه مرا نخواهند دید».

عبدالرحمن با نگرانی از نزد او خارج شد! پس از ساعاتی بار دیگر بازگشت و به ام سلمهل گفت: تو را به خداوند سوگند می‌دهم بگو که آیا من از آنان هستم یا نه؟!

ام سلمهل گفت: نه اما غیر از تو نمی‌توانم هیچکس دیگر را تبرئه کنم»([۲]).

از استاد خویش شنیدم که می‌گفت:

«منظور ام سلمهل این بوده که من این باب را بر روی خود نمی‌گشایم و در مورد هیچکس داوری نمی‌نمایم، منظور او این نبوده که از میان اصحاب تنها عبدالرحمنس بهشتی بوده است».

 

۲- ملامت نفس:

ملامت نفس به سبب کوتاهی در عبودیت و اطاعت خداوند کار صدیقین است. و این کار گاهی چندین برابر کردار و گفتاری نیک انسان را به خداوند نزدیک می‌نماید.

ابن ابی دنیا از مالک بن دینار نقل نموده که: «عده‌ای از مردم بنی اسرائیل روز عید در یکی از عبادتگاه‌های خود بودند که جوانی آمده و در کنار او در عبادتگاه ایستاد و گفت: شایسته نیست آدمی همچون من وارد جمع شما بشود! من آدم بدی هستم و فلان و فلان کار خلاف را انجام داده‌ام و همچنان از خود بدگویی می‌کرد.

تا این که خداوند بر پیامبر ایشان وحی فرستاد که فلان جوان از جمله صدیقین است».

امام احمد می‌گوید: محمد بن حسن بن انس می‌گوید: منذر از وهب نقل نموده که «مردی جهانگرد هفتاد سال خداوند را عبادت کرده بود. او روزی در پیشگاه خداوند عبادت‌های خود را اندک می‌شمرد، و از بارگاه با عظمت او عذرخواهی می‌کرد!

ندایی از جانب خداوند به او رسید که این دعا و سخنت از عبادت هفتاد ساله‌ات، برای من شیرین‌تر و محبوب‌تر بود!»

همچنین امام احمد روایت نموده که: «حضرت عیسی علیه السلام فرمود: من رقیق القلب هستم و نفس خود را ضعیف می‌شمارم! خود شما از من سؤال کنید!»

امام احمد از عبدالله بن رباح انصاری روایت نموده که:

«داود به میان بزرگترین اجتماع مردم بنی اسرائیل می‌رفت و در میان ایشان می‌نشست و می‌گفت: خداوندا! با من مسکین در میان این مساکین مهربان باش».

از عمران بن موسی القصیر روایت شده که گفته است:

«موسی علیه السلام روزی گفت: پروردگارا! کجا تو را جستجو کنم؟

خداوند فرمود: مرا نزد دل شکستگان بیاب! من هر روز مقداری به ایشان نزدیک می‌شوم، اگر این نبود نابود می‌شدند»

در کتاب «الزهد» امام احمد آمده است: «فردی از افراد بنی اسرائیل برای برآورده‌شدن نیازی شصت سال خداوند را عبادت کرد، اما به هدف و مقصود خود نرسید!

او روزی به خود گفت: سوگند به خداوند اگر خیر و نیکی در تو می‌بود، به مقصد خود می‌رسیدی!

شب کسی به خوابش آمد و به او گفت: همان لحظه‌ای را که نفس خود را در آن خوار شمردی و ملامت کردی می‌بینی؟ آن لحظه از عبادت آن شصت سال تو با ارزش‌تر بوده است».

 

۳- معرفت خداوند:

یکی از فوائد محاسبه نفس این است که از این طریق می‌توان به مسؤلیت خود در برابر خداوند معرفت پیدا کرد. زیرا هرکس از حق خداوند و مسؤلیت خود آگاه نباشد  عبادت او برایش سود چندانی را در بر نخواهد داشت و اثرات آن بسیار اندک خواهد بود.

امام احمد/ نقل نموده که:

«حضرت موسی علیه السلام بر مردی گذر کرد و او را در حال دعا و زاری دید! حضرت موسی علیه السلام گفت: خداوندا! او را مورد رحمت و مهربانی خویش قرار بده!

خداوند به او وحی فرستاد که اگر به حقوق من و مسئولیت‌های خود معرفت نداشته باشد، اگر آنقدر دعا کند تا رودهایش هم پاره شوند، دعای او را نخواهم پذیرفت».

یکی از مهم‌ترین و مفیدترین امور توجه به حقوق خداوند بر بندگان خویش است! زیرا چنین چیزی باعث می‌شود که انسان نفس خویش را مورد ملامت قرار بدهد و خوار و ضعیفش بشمارد و آن را از تکبر و خود برتر بینی و غرور به کردار خویش خالص گرداند، از طرف دیگر باب فروتنی و تواضع را در برابر خداوند متعال بر روی او بگشاید، و از خود برتر بینی رهایی پیدا کند، و به این نتیجه برسد که تنها به وسیله عفو و رحمت و مغفرت خداوند نجات پیدا خواهد کرد.

یکی از حقوق خداوند بر اهل ایمان این است که اطاعت شود و از فرمانش نافرمانی صورت نگیرد و یاد گردد و به دست فراموشی سپرده نشود و شکرش به جا آورده شود و از کفران نعمتش پرهیز به عمل بیاید.

هرکس به این حق خداوند بر خود معرفت پیدا نماید به یقین خواهد دانست که او حق بندگی خداوند را به جا نیاورده و تنها راه نجات و سعادتش امید به رحمت و مغفرت خداوند است و اگر معیار نجاتش اعمال او باشد، هلاک خواهد گردید.

این حال و احوال کسانی است که به خداوند و نفوس خویش معرفت پیدا کرده‌اند، این معرفت است که آنان را از اتکاء به خود برحذر می‌دارد و همه امید خود را به عفو و رحمت خداوند می‌بندند.

هرگاه در وضع و حال بیشتر مردم بیندیشی درمی‌یابی که برخلاف این هستند و مدام در فکر حق خود بر خداوندند، و در مورد حق خداوند بر خویش فکر نمی‌کنند! از همین جاست که زمینه قطع ارتباط ایشان با خداوند فراهم گردیده و میان دل‌هایشان و معرفت و محبت و شوق دیدار معبود و لذت‌بردن از ذکر و یاد او حجاب و مانع به وجود آمده است. این نهایت جهالت انسان به خداوند و خویشتن است.

 

محاسبه‌ی نفس:

  • ضرورت توجه و تفکر انسان ابتدا در مورد حق خداوند بر خود.
  • پس از آن در این مورد که آیا آنگونه که لازم است به مسئولیت‌های خویش عمل کرده است یا نه؟ نفس خود را محاسبه کند.

برترین اندیشیدن، اندیشیدن در این مورد است، زیرا قلب را به سوی معبود راستین سوق خواهد داد و او را در بارگاه با عظمت خداوند به خضوع و خشوع و تواضع وادار خواهد کرد و به تمام معنی خود را نیازمند او خواهد شمرد، نیازی که عین بی‌نیازی و تواضعی که عین سربلندی است. اما چنانچه انسان به هراندازه اعمال نیکی را که دوست می‌دارد انجام بدهد، اگر محاسبه نفس را فراموش نماید. فضیلت و نیکی بسیار بیشتری را از آنچه که انجام داده از دست داده است.

امام احمد می‌فرماید: ابن القاسم از صالح المری و او از عمران الجونی و او نیز از ابی الجلد نقل نموده است که:

«خداوند به حضرت موسی علیه السلام وحی فرستاد که هرگاه به ذکر من می‌پردازی اعضایت بر خود بلرزند و به هنگام ذکرم خاشع و آرام باش! به هنگام ذکر زبانت را در پشت قلبت قرار بده! هرگاه به پیشگاه من آمدی با حالت عبدی درمانده و ذلیل بیا! نفس خویش را که به مذمت اولی‌تر است مورد ملامت قرار بده! و هرگاه با من راز و نیاز می‌نمایی با قلبی نگران و زبانی پاک و صادق با من مناجات کن!»

یکی دیگر از فواید توجه انسان اهل ایمان به حقوق خداوند بر خویش آن است که به او اجازه نمی‌دهد بر کرداری از کردارهای خویش – هرچیزی که باشد – اعتماد و اتکاء کند، زیرا هرکس که تنها به کردار خود اعتماد کند به سوی خداوند صعود نخواهد نمود.

همانگونه که امام احمد/ از یکی از اهل معرفت خداوند نقل کرده که مردی به او گفته است: «من در نمازهایم آن چنان اشک می‌ریزم که نزدیک است از آب چشمانم سبزه و گیاه برویند».

آن اهل معرفت به آن آدم گفت: «اگر به حقیقت به خداوند معرفت پیدا می‌کردی و می‌خندیدی بهتر از آن بود که می‌گریستی و از عبادت و اعمال خود اسم می‌بردی! زیرا نماز کسانی که کار و عبادت خود را به رخ دیگران می‌کشند، از سر ایشان بالاتر نمی‌رود».

به او گفت: مرا وصیتی و نصیحتی کن!

گفت: در مورد دنیا اهل زهد و قناعت باش و با اهل دنیا بر سر آن نزاع مکن! و همچون زنبور عسل باش که از پاکی می‌خورد و پاکی پدید می‌آورد. و اگر بر روی شاخه‌ای بنشیند به آن زیانی نمی‌رساند!

به تو توصیه می‌کنم که از وفاداری سگ نسبت به صاحبش پند و عبرت بگیری! آنان گاهی او را گرسنه نگاه می‌دارند و گاهی از خود طرد می‌کنند، اما او از بودن در کنارشان و نگاهبانی از دارایی و ثروت‌شان کوتاه نمی‌آید».

امام شاطبی از این کلام الهام گرفته و این شعر را سروده است که:

کن کالکلب یقصیه أهله

ولا یأتل فی نصحهم متبذلاً

«همچون سگی باش که صاحبانش او را از خود دور می‌کنند، اما خشمگین نمی‌شود، و از خدمت به ایشان کوتاهی نمی‌ورزد».

[۱]– البته این یک نوع تواضع و فروتنی از جانب ام المؤمنین می­باشد. (مُصحح)

[۲]– بروایت امام احمد در المسند صلی الله علیه وسلم ۶ – ۲۹۸٫

 


 

 

جهت دانلود کتاب طب القلوب تالیف ابن قیم رحمه الله برروی جلد کتاب کلیک کنید

 

دانلود کتاب طب القلوب

فهرست کتاب