قرآن حاوی داروهای درونی

قسمت: ب 8 - فصل دوم

قرآن حاوی داروهای درونی

 

قرآن و معالجه بیماری شک و شبهات:

خداوند متعال می‌فرماید: ﴿یَٰأَیُّهَا ٱلنَّاسُ قَد جَاءَتکُم مَّوعِظَهٞ مِّن رَّبِّکُم وَشِفَاءٞ لِّمَا فِی ٱلصُّدُورِ وَهُدٗى وَرَحمَهٞ لِّلمُؤمِنِینَ ۵٧﴾ [یونس: ۵۷].

«ای مردم! به درستی اندرزی از سوی پروردگارتان برای شما آمده که شفای (بیماری‌های) درونی و قلبی است و وسیله هدایت و رحمت برای مؤمنین است».

همچنین فرموده‌اند: ﴿وَنُنَزِّلُ مِنَ ٱلقُرءَانِ مَا هُوَ شِفَاءٞ وَرَحمَهٞ لِّلمُؤمِنِینَ﴾ [الإسراء: ۸۲].

«ما از قرآن آیاتی را نازل می‌کنیم که برای مؤمنین وسیله شفا و مایه رحمت است».

پیشتر به این موضوع اشاره کردیم که شبهات و شهوات منبع همه بیماری‌های قلبی هستند.

اما قرآن حاوی نسخه‌های و راهکاری حیکمانه برای معالجه آن دو نوع بیماری است.

در آن دلایل آشکار و غیر قابل انکاری وجود دارند که حق را از باطل متمایز می‌گردانند، و امراض شک و شبهه‌ای را که علم و تصور و ادراک را مورد تهاجم قرار می‌دهند از بین می‌برند و امور و اشیاء را آنگونه که هستند خواهد دید.

در زیر سقف آسمان کتابی همچون قرآن وجود ندارد که شامل دلایل و براهین در مورد ارزش‌های والایی مانند: توحید، اثبات صفات، اثبات نبوت و معاد و ابطال عقاید انحرافی و آراء باطل باشد.

قرآن به صورتی بسیار بدیع و کامل و با روشی بسیار نزدیک به عقل و خرد و با رساترین بیان همه‌ی آن دلایل و براهین را در لابلای خود دارد.

 

 

قرآن شفابخش حقیقی:

قرآن به راستی شفابخش امراض شک و شبهه است، اما این شفادادن مشروط به فهم و معرفت خود از آن است.

خداوند هرکس را از این معرفت و ادراک بهره‌مند فرماید، حق و باطل را با بصیرت قلب خویش همانند دیدن شب و روز مشاهده خواهد کرد، و در خواهد یافت که کتاب‌ها و آراء و اندیشه‌های دیگران:

  • یا دانش‌هایی هستند که نمی‌توان به آن‌ها اعتماد کرد یا در واقع دیدگاه‌های هستند که غالباً تقلید از دیگرانند.
  • یا گمان‌های باطل و بدان دلیلی هستند که به هیچوجه نمی‌توانند جایگزین حق بگردند.
  • و یا امور و مسایل صحیحی هستند که قلب را از معرفت آن‌ها سودی حاصل نخواهد شد.
  • همچنین علوم و معارفی هستند که برای کسب آن‌ها رنج‌های بسیاری را متحمل شده و در عین اندک بودن فوایدشان، در مورد اثبات درستی آن‌ها مفصل سخن گفته‌اند، آنگونه علوم همچون:

«گوشت شتری لاغر است که آن را بر روی کوهی سخت قرار داده باشند که به آسانی به آن نمی‌توان رسید…»([۱]).

 

تکلفات و پیچیده‌نمودن مسایل توسط متکلمین:

بهترین و درست‌ترین آراء متکلمان و غیر آنان، همان مسایلی هستند که به صورتی بسیار دقیق و زیبا در قرآن بیان شده‌اند، تنها چیزی که در چنته اهل کلام وجود دارد، تکلف و تطویل و تعقید به عبارت دیگر بیهوده‌کاری و طول و تفصیل‌های غیر ضروری و پیچیده‌کردن مسایل ساده است.

همانگونه که گفته شده:

لولا التنافس فی الدنیا لما وضعت

کتب التناظر لا «المغنی» ولا «العمد»
یحللون بزعم منهم عقداً

وبالذی وضعوه زادت العقد

«اگر به خاطر رقابت بر سر امور دنیوی نبود، نه کتاب‌های مناظره نه «مغنی» و نه «العمده» نوشته نمی‌شدند، به گمان خویش گره‌هایی را گشوده‌اند، اما با کاری که کرده‌اند، گره‌ها فراوان‌تر و پیچیدگی‌ها محکم‌تر شده‌اند».

اهل کلام گمان برده‌اند که به وسیله آنچه گفته‌اند، شبهه و شک‌ها را برطرف کرده‌اند، اما اهل علم و تحقیق به درستی یافته‌اند که با آن پیچیده‌گویی‌های ایشان بر پیچیدگی و گنگی شبهه‌ها افزوده شده است.

محال است که شفاء و هدایت، و علم و یقین در کتاب خداوند و کلام پیامبران او یافت نشوند، اما در کتاب‌های آن آدم‌های حیران، سرگردان، شکاک و به شک‌انداز بسیار یافته می‌شوند کسانی که انسانی اهل تحقیق که به نهایت و نتیجه اقدام و مرام ایشان پی برده([۲]). در مورد آنان گفته است:

نهایه إقدام العقول عقال وأکثر سعی العالمین ضلال
وأرواحنا فی وحشه من جسومنا وحاصل دنیانا أذى ووبال
ولم نستفد من بحثنا طول عمرنا سوى أن جمعنا فیه قیل وقالوا

«سرانجام تلاش اندیشه‌ها به بن بست رسیدن و بیشتر تلاش تلاشگران گمراه‌گردیدن است، روح‌هایمان در جسم‌هایمان دچار غربت و وحشت شده‌اند و دست‌آوردهای ما در دنیا همه‌اش در درد و رنج خلاصه می‌شوند. از درس و بحث‌های خود در طول عمر خویش به غیر از جمع‌آوری قیل و قال سودی عایدمان نگردید».

من در مکاتب کلامی و فلسفی تحقیق و بررسی بسیار نموده‌ام. اما چیزی که دردی را درمان کند و آبی بر روی آتش بپاشد، در آن‌ها ندیده‌ام، و به این نتیجه رسیده‌ام که کوتاه‌ترین راه برای رسیدن به حق و حقیقت و سربلندی و سعادت قرآن است.

در مورد «اثبات» بخوانید! ﴿ٱلرَّحمَٰنُ عَلَى ٱلعَرشِ ٱستَوَىٰ ۵﴾ [طه: ۵].

«خداوند رحمن بر عرش قرار گرفت».

﴿إِلَیهِ یَصعَدُ ٱلکَلِمُ ٱلطَّیِّبُ﴾ [فاطر: ۱۰]. «سخن پاک و سنجیده به سوی او بالا می‌رود».

و در رابطه با «نفی» بخوانید!

﴿لَیسَ کَمِثلِهِۦ شَیءٞ﴾ [الشوری: ۱۱]. «هیچ چیزی همانند او نیست».

﴿وَلَا یُحِیطُونَ بِهِۦ عِلمٗا ١١٠﴾ [طه: ۱۱۰]. «علم ایشان به هیچ‌وجه همه چیز او را شامل نمی‌شود».

هرکس تجربه کند، به نتیجه‌ای همچون نتیجۀ من دست خواهد یافت.

آن اشعار را امام فخر رازی در پایان کتاب‌های خود می‌نوشت شخصیتی که در علم کلام و فلسفه استاد مطلق عصر و زمان خود بوده است.

امثال او از اینگونه سخنان بسیار بر زبان آورده‌اند. و ما آن‌ها را در کتاب «الصواعق المرسله» آورده‌ایم.

نظرات برخی از آگاهان از آراء اهل کلام را آوردیم، از جمله این سخن که:

«آخر أمر المتکلمین الشک، وآخر أمر المتصوفین الشطح».

«خلاصه و حاصل کار اهل کلام افزایش شک و تردید و حاصل کار اهل تصوف یاوه و خرافات است».

اما قرآن در ارتباط با عقاید صحیحه، اخلاق فاضله و اعمال صالحه که والاترین هدف انسان‌هاست، انسان را به حق و یقین می‌رساند. و خداوند که آن را نازل نموده آن را برای همین هدف فرستاده و شفای آنچه در دل وجود دارند قرار داده و وسیله هدایت و رحمت اهل ایمانش در زندگی گردانیده است.

 

قرآن شفای بیماری شهوات:

قرآن از طریق هدایت‌های حکیمانه و موعظه‌‌های خردمندانه و تشویق‌کننده و ترساننده و ترغیب به زهد دنیوی و دلبستگی اخروی و امثال و حکایت‌هایی که حاوی عبرت‌ها و اندرزها هستند، به معالجه بیماری شهوت قلب می‌پردازد، و صاحبان قلب‌های سلیم را که بصیرت خود را باز یافته‌اند تشویق می‌نماید که برای به دست‌آوردن همه آنچه برای معاش و معاد آنان مفیدند تلاش نمایند و از هرآنچه برای دنیا و آخرت ایشان مضرند دوری کنند، تا در نهایت قلوب آن‌ها دوستدار رشد و تکامل شوند و از گناه و گمراهی گریزان گردند.

قرآن برطرف‌کننده بیماری‌هایی است که سبب فساد قصد و اراده می‌شوند، قرآن قلب را اصلاح می‌کند تا خواست و اراده انسان اصلاح بگردد. و به فطرتی که براساس آن به وجود آمده بازگردد و کردارها و گفتارهای ارادی و اختیاریش اصلاح و رو به راه شوند، همانگونه که جسم پس از بهبودی از بیماری صحت و سلامت دوباره خود را بازمی‌یابد و به وضع طبیعی برمی‌گردد.

قلب در حالت صحت و سلامت به جز حق هیچ چیزی را نمی‌پذیرد. همانگونه که نوزادی تازه به دنیا آمده به جز شیر مادر چیز دیگری را نمی‌خورد.

وعاد الفتی کالطفل، لیس بقابل سوى المحض شیئاً واستراحت عواذله

«آن جوانمرد دوباره همانند کودکی گردید که به جز شیر خالص پذیرای چیز دیگری نیست و ملامت‌گران او آسوده شدند».

قلب آنچه را که باعث تغذیه و تقویت، تزکیه، و سرور و شادمانی می‌گردد و حاکمیت آن را تثبیت می‌نماید، تنها از قرآن می‌تواند بهره بگیرد. همانگونه که بدن آنچه را که سبب رشد و تقویتش می‌شود. از غذاها می‌گیرد.

قلب و بدن هردو برای رسیدن به کمال، صلاح و سلامت به رشد و تکامل احتیاج دارند، همانگونه که جسم برای رشد و کسب قوت به تغذیه مناسب و حمایت در برابر امور مضر نیازمند است، و جز از طریق فراهم‌کردن آنچه که برای آن مفید است و تنها بدین وسیله است که تزکیه خواهد شد و تقویت خواهد گردید، و هیچ راهی هم برای تحقق این هدف به غیر از مراجعه به قرآن وجو ندارد. اگر از غیر قرآن چیزی را در این راه یافت، به غیر از امری اندک که هیچگاه او را به تمامی هدف خود نمی‌رساند، نخواهد بود.

محصول کشاورزی هم به همین صورت است و با تحقق آن دو موضوع (جلب منفعت و دفع مضرت) است که رشد نموده و کامل خواهد شد و به بار خواهد نشست.

از آنجا که تنها از طریق تزکیه و طهارت است که قلب به حیات و نعمت و سعادت خواهد رسید. چاره‌ای جز واردشدن به بحث «تزکیه و طهارت» قلب وجود ندارد.


[۱]– متفق علیه بخاری ۵۱۸۹ و مسلم ۲۴۴۸٫

[۲]– امام فخرالدین رازی متوفی سال ۶۰۶۰ هـ . ق


 

 

جهت دانلود کتاب طب القلوب تالیف ابن قیم رحمه الله برروی جلد کتاب کلیک کنید

 

دانلود کتاب طب القلوب

فهرست کتاب