محبت دنیا و رؤیت آخرت

قسمت: ب 11 - فصل دوم

محبت دنیا و رؤیت آخرت

 

دومین عاملی که سعادت انسان را تأمین می‌نماید، ایمان به این حقیقت است که خداوند مخلوقات را به خاطر عبادت، معرفت، توجه، محبت و اخلاص برای خویش آفریده است.

خداوندی که دل‌ها با یاد او آرامش پیدا می‌کنند، و نفس‌ها به آسودگی می‌رسند.

و با رؤیت او در آخرت است که دل‌هایشان به اوج شادمانی و روشنایی می‌رسد و برخورداری از نعمت و سعادت‌شان کامل می‌گردد، و در قیامت خداوند هیچ نعمتی را برتر و بالاتر از نعمت دیدار و شنیدن بدون واسطه کلام خود، به اهل سعادت عطا نمی‌فرماید.

در این جهان نیز خداوند هیچ چیزی را بهتر و محبوب‌تر و سعادت آفرین‌تر از ایمان، محبت و اشتیاق دیدار و عشق به وصال و لذت ذکر و عبادتش به ایشان عطا ننموده است.

رسول خدا صلی الله علیه وسلم در دعایی که احمد و نسایی و ابن حبان آن را روایت کرده‌اند، فرموده است:

«اللَّهُمَّ بِعِلْمِکَ الْغَیْبَ وَقُدْرَتِکَ عَلَى الْخَلْقِ، أَحْیِنِی مَا عَلِمْتَ الْحَیَاهَ خَیْرًا لِی، وَتَوَفَّنِی إِذَا کَانَتْ الْوَفَاهَ خَیْرًا لِی وَأَسْأَلُکَ خَشْیَتَکَ فِی الْغَیْبِ وَالشَّهَادَهِ، وَأَسْأَلُکَ کَلِمَهَ الْحَقِّ فِی الرِّضَا وَالْغَضَبِ وَأَسْأَلُکَ الْقَصْدَ فِی الْفَقْرِ وَالْغِنَى، وَأَسْأَلُکَ نَعِیمًا لاَ یَنْفَدُ، وَأَسْأَلُکَ قُرَّهَ عَیْنٍ لاَ تَنْقَطِعُ، وَأَسْأَلُکَ الرِّضَاءَ بَعْدَ الْقَضَاءِ وَأَسْأَلُکَ بَرْدَ الْعَیْشِ بَعْدَ الْمَوْتِ وَأَسْأَلُکَ الشَّوْقَ إِلَى لِقَائِکَ، فِی غَیْرِ ضَرَّاءَ مُضِرَّهٍ وَلاَ فِتْنَهٍ مُضِلَّهٍ، اللَّهُمَّ زَیِّنَّا بِزِینَهِ الإِیمَانِ وَاجْعَلْنَا هُدَاهً مُهْتَدِینَ»([۱]).

«خداوندا! به سب آگاهیت از غیب و توانایی‌ات بر خلق تا زمانی که می‌دانی زندگی به سود من است مرا زندگی ارزانی بدار! و اگر خیر من در مردن است مرا بمیران! از تو می‌خواهم که در پیدا و پنهان مرا توانایی خشیت از خویش را عطا فرمایی. و از تو می‌خواهم که به هنگام خشم و خشنودی تنها سخن حق را بر زبان بیاورم! و به هنگام ثروتمندی و مستمندی میانه‌رو باشم (و از اسراف و ناسپاسی دوری نمایم).

خداوندا! نعمتی بی‌پایان را از تو می‌خواهم و شادمانی و چشم روشنی پایان ناپذیری را از تو درخواست می‌کنم: و رضایت و تسلیم پس از قدر و قضا را از تو می‌خواهم، و آرامش بعد از مرگ را از تو طلب می‌نمایم، شوق به دیدارت را بدون سختی و مشکلات زیانبار و بدون گروهی گمراه‌گر از تو خواستارم، خداوندا! ما را با زیبایی ایمان بیارا و از هدایت‌یافتگان هدایتگر قرار بده!»

رسول گرامی اسلام صلی الله علیه وسلم در این دعای بسیار ارزشمند – برترین و گرامی‌ترین نعمت دنیا یعنی شوق و اشتیاق به دیدار خداوند و بهترین لذت و نعمت آخرت یعنی رؤیت او را از معبود خویش خواسته است.

از آنجا که کمال چنین چیزی مشروط به مصون‌ماندن از مضرات دنیوی و فتنه‌های دینی است، رسول خدا صلی الله علیه وسلم فرموده‌اند:

«در غیر زیان و خسران و بدون فتنه و فسادی گمراه‌کننده».

و از آنجا که کمال انسان در معرفت و تبعیت از حق و هدایت دیگران به آن است، فرموده‌اند:

«خداوندا! ما را راهنمایانی هدایتگر قرار بده!»

و بدین جهت که رضایت و تسلیم مفید و حاصل‌کننده مقصود رضایت بعد از رویداد و قضاء الهی است، نه قبل از آن، زیرا قبل از قضا عزم و تصمیم به رضایت است. و پس از وقوع است که دیگر جایی برای عزم باقی نمی‌ماند، و آزمون از آنجا شروع می‌شود به همین سبب رسول خدا صلی الله علیه وسلم رضایت و تسلیم خود را پس از وقوع قضاء و قدر از خداوند خواستار شده است.

زیرا در مورد مقدور دو قضیه مطرح است:

اول- استخاره پیش از وقوع.

دوم- تسلیم و رضایت پس از وقوع.

جمع‌نمودن میان این دو نشانه سعادت انسان است. همانگونه که در مسند و… از رسول خدا صلی الله علیه وسلم روایت شده است که:

«إن من سعاده ابن آدم استخاره الله ورضاه بما قضى الله وإن شقاوه ابن آدم ترک استخاره الله وسخطه بما قضى الله»([۲]).

«استخاره (قبل از قضاء) خداوند و رضایت پس از وقوع آن، علامت سعادتمندی انسان است، و ترک استخاره خداوند، و نارضایتی از قدر و قضا خداوند، نشانه شقاوتمندی آدمی است».

بدین سبب که خشیت از خداوند اساس همه خیر و منافع در دنیا و آخرت است، رسول گرامی از خداوند خواسته است، خشیت خود را در پنهان و آشکار در دل او قرار بدهد.

و به این علت که بسیاری از مردم در اوضاع و احوال مطلوب و رضایت‌بخش از حق سخن می‌گویند. اما هرگاه اوضاع دگرگون گردید و باب طبع نبود و خشم و ناراحتی ایشان را در برگرفت به سوی باطل گام برمی‌دارند. گاهی هم اوضاع و احوال مطلوب ایشان را به سوی باطل و ناروا سوق می‌دهد، رسول گرامی از خداوند خواسته است که او را برای بیان حق در هنگام خشم و به هنگام رضایت توفیق بدهد.

به همین خاطر است که بعضی از پیشینیان گفته‌اند: «از آنانی نباشید که اگر در وضعیتی مطلوب و رضایت‌بخش قرار داشتند به باطل و بدی روی می‌آورند، و هرگاه در وضعیتی نامطلوب و ناخوشایند قرار داشته باشند، خشم و نگرانی آنان را به باطل و ناروایی سوق بدهد».

از آنجا که ثروتمندی و مستمندی هردو وسیله امتحان و آزمون‌اند و خداوند به وسیله آن‌ها بندگان خود را می‌آزماید. در حالت بی‌نیازی دستش را باز و در شرایط نیازمندی دست او را می‌بندد، به همین خاطر رسول گرامی صلی الله علیه وسلم از خداوند خواسته که در هردو شرایط او را از اسراف، انحراف و ناسپاسی و یأس مصون فرماید. و به اعتدال و اقتصاد توفیق بدهد.

و به این خاطر که نعمت‌ها دوگونه‌اند:

اول- نعمت‌های جسمی و مادی.

دوم- نعمت‌های قلبی و معنوی.

برخورداری از نعمت‌های قلبی مایه سعادت و سربلندی است و کمال آن بستگی به دوام و استمرار آن دارد، به همین خاطر رسول خدا صلی الله علیه وسلم هردوی آن‌ها را از او درخواست نموده و فرموده است:

«خداوندا! نعمتی بر دوام و شادمانی بی‌پایانی را از تو خواستارم».

و به این خاطر که دوگونه زیبایی و آراستگی وجود دارند.

اول- یکی زیبایی و آراستگی مادی و جسمی.

دوم- زیبایی و آراستگی قلبی و معنوی.

آراستگی و زیبایی قلب مهم‌تر و باارزش‌تر است و هرگاه آن زیبایی و آراستگی برای آن حاصل شود، زیبایی ظاهری با کامل‌ترین صورت حاصل می‌شود. رسول خدا صلی الله علیه وسلم هردو زیبایی ظاهری و باطنی را از خداوند خواستار شده و فرموده است:

«خداوندا! ما را به زینت ایمان بیارا!»

از آنجا که زندگی در این جهان پر از زحمت و مشقت به کام هیچکس نیست و همه‌اش درد و رنج‌های ظاهری و باطنی است. از خداوند خواسته است: او را از آرامش و سعادت بعد از مرگ بهره‌مند فرماید:

منظور این است که رسول خدا صلی الله علیه وسلم در آن دعا همه نیکی‌ها و پاکی‌های دنیا و آخرت را از خداوند درخواست نموده است.

 

آیا توحید ربوبیت کفایت می‌کند؟

نیاز انسان‌ها به معرفت الوهیت خداوند و عبادت او همچون نیازشان به آفریده‌شدن و روزی‌دادن و سلامتی‌بخشیدن و ستر و پوشیدن پنهانی‌ها و امنیت‌دادن به نگرانی‌های ایشان به وسیله خداوند است.

نیاز انسان‌ها به الوهیت، محبت و عبودیت خداوند به راستی برتر از آن امور هم هست. زیرا هدف از آفرینش ایشان و خیر، مصلحت، لذت، سعادت و رستگاریشان در گرو آن عبودیت و محبت خداوند قرار دارد.

به همین علت است که «لا اله الا الله» اساس همه خیر و نیکی‌ها و پایه سربلندی دنیا و سعادتمندی آخرت است.

هم مسلمان و هم کافر به توحید ربوبیت اقرار می‌نمایند، و متکلمین در کتاب‌های خود به آن اعتراف دارند، اما این اقرار و اعتراف نه این که ایشان را کفایت نمی‌کند، بلکه حجت و دلیلی علیه ایشان به شمار می‌آید. حقیقتی که خداوند آن را بارها در قرآن بیان فرموده است:

بر همین اساس این حق خداوند بر بندگان خویش است که تنها او را عبادت و اطاعت نمایند و کسی و چیزی را با او در عبودیت و استعانت شریک نکنند. همانگونه که در حدیث صحیحی از معاذ بن جبلس روایت شده که رسول خدا صلی الله علیه وسلم به او فرموده‌اند:

«می‌دانی حق خداوند بر بندگانش چیست؟»

گفتم: خداوند و پیامبرش بهتر می‌دانند!

فرمود: «حق خداوند بر انسان‌ها این است که تنها او را عبادت کنند و کسی و چیزی را برای او شریک ننمایند!»

سپس فرمود: «می‌دانی حق انسان‌هایی که این چنین می‌کنند بر خداوند چیست؟»

گفتم: خداوند و پیامبرش بهتر می‌دانند.

فرمود: «حق آن‌ها این است که خداوند ایشان را عذاب ندهد»([۳]).

به همین خاطر خداوند متعال به راستی بندگان موحد خویش را دوست می‌دارد و از توبۀ ایشان شادمان می‌شود. این برترین لذت و سعادتی است که انسان موحد از آن برخوردار می‌گردد. زیرا در تمامی کائنات به غیر از خداوند کسی چیزی را نمی‌یابد که قلبش با یاد او آرامش پیدا کند و به وسیله انس و الفت با او احساس لذت بنماید و خیر و سعادت را در توجه به او بداند.

هرکس که غیر خداوند را عبادت نماید، نوعی منفعت و لذت برای او حاصل می‌شود، مضرت و شقاوت او چندین برابر آن است و کار او همچون خوردن غذایی لذیذ اما مسموم است.

همانگونه که اگر در آسمان‌ها و زمین غیر از خداوند خدایان دیگری می‌بودند، نظم و اداره آن‌ها به هم می‌خورد: ﴿لَو کَانَ فِیهِمَا ءَالِهَهٌ إِلَّا ٱللَّهُ لَفَسَدَتَا﴾ [الأنبیاء: ۲۲].

«اگر در آسمان‌ها و زمین به جز خداوند خدایان دیگری می‌بودند، نظام آن‌ها به هم می‌ریخت و تباه می‌شدند».

قلب نیز همچون آسمان‌ها و زمین است، و چنانچه غیر از خداوند معبود و محبوب دیگری در آن حضور پیدا کند، دچار تباهی و بیماری و نابسامانی می‌شود. و تنها زمانی معالجه و مداوا خواهد شد که آن معبود و محبوب از قلب او بیرون رانده شود و معبود و محبوب او تنها خداوند دانای توانا و همه امید، رجا، توکل و توجهش به او باشد و بس!


[۱]– به روایت نسایی: شماره (۱۳۰۴ – ۱۳۰۵).

[۲]– به روایت ترمذی (۲۱۵۱).

[۳]– متفق علیه.


جهت دانلود کتاب طب القلوب تالیف ابن قیم رحمه الله کلیک کنید

فهرست کتاب