منفعت خالق و منفعت مخلوق

قسمت: ب 11 - فصل هفتم

منفعت خالق و منفعت مخلوق

 

عامل هشتم در رابطه با سعادت انسان معرفت این حقیقت است که خداوند همه نعمت‌ها و امکانات را در اختیار انسان‌ها قرار داده و خود او کاملاً از آن‌ها بی‌نیاز می‌باشد.

خداوند بی‌نیاز، بخشنده، گرامی و مهربان است و در عین بی‌نیازی همه آنچه را که لازم است در اختیار آفریده‌های خویش قرار داده است، نسبت به ایشان اراده خیر دارد و شر را از ایشان دور می‌دارد، آن هم نه به خاطر آن که مخلوقاتش منعفتی را برای او فراهم نمایند یا زیانی را از او برطرف کنند. زیرا خداوند متعال مخلوقاتش را نیافریده، تا کمبود خود را به اکثریت ایشان، و ضعف خویش را با قوت آنان برطرف فرماید، و به هیچوجه نیازی ندارد که آنان او را روزی دهند و منفعتی رسانند و یا از او دفاع کنند.

خداوند متعال می‌فرماید: ﴿وَمَا خَلَقتُ ٱلجِنَّ وَٱلإِنسَ إِلَّا لِیَعبُدُونِ ۵۶ مَا أُرِیدُ مِنهُم مِّن رِّزقٖ وَمَا أُرِیدُ أَن یُطعِمُونِ ۵٧  إِنَّ ٱللَّهَ هُوَ ٱلرَّزَّاقُ ذُو ٱلقُوَّهِ ٱلمَتِینُ ۵٨﴾ [الذاریات: ۵۶- ۵۸].

«جن و انسان را جز برای عبادت و اطاعت از خود نیافریده‌ام و رزق و روزی را از ایشان نمی‌خواهم، به راستی این خداوند است که بسیاری روزی‌رسان و دارای توان استوار است».

همچنین می‌فرماید:

﴿وَقُلِ ٱلحَمدُ لِلَّهِ ٱلَّذِی لَم یَتَّخِذ وَلَدٗا وَلَم یَکُن لَّهُۥ شَرِیکٞ فِی ٱلمُلکِ وَلَم یَکُن لَّهُۥ وَلِیّٞ مِّنَ ٱلذُّلِّ وَکَبِّرهُ تَکبِیرَا ١١١﴾ [الإسراء: ۱۱۱].

«بگو: حمد و سپاس خداوندی را سزا است که برای خود فرزندی را برنگیزده و در فرمانروایی و مالکیت جهان شریکی را انتخاب نکرده و از روی ناتوان نیست که برای خود شریک و هم‌نشینی را قرار نداده. بنابراین، او را به عظمت و بزرگی ستایش کن».

خداوند به هیچوجه به خاطر ضعف و کبود خویش نیست که از مخلوقات سرپرستی و حمایت می‌کند – برخلاف دوستی و سرپرستی و حمایت انسان‌ها از یکدیگر – او تنها بر پایه رحمت، محبت و احسان است که دوستداران خود را دوست می‌دارد و با آنان مهربانی می‌نماید.

اما انسان‌ها همانگونه که خداوند در موردشان می‌فرماید: ﴿وَٱللَّهُ ٱلغَنِیُّ وَأَنتُمُ ٱلفُقَرَاءُ﴾ [محمد: ۳۸] «خداوند غنی و بی‌نیاز است و شما به او نیازمند هستید».

انسان‌ها به خاطر فقر و نیاز در حال یا آینده است که به یکدیگر نیکی می‌کنند، اگر با هدف کسب چنان منفعی مادی یا معنوی نمی‌بود، هیچگاه به یکدیگر نیکی ننموده و از هم حمایت نمی‌کردند. در واقع شخص حمایت‌کننده، از خود حمایت کرده و احسان و نیکی با دیگران را وسیله‌ای برای جلب منافع و دفع مضار از خویش نموده است.

قصد آدمی که از دیگران حمایت می‌کند و ایشان را یاری می‌دهد از دو حال بیرون نیست، یا این که انتظار دارد که در اسرع وقت در مقابل نصرت و حمایت از دیگران، از جانب آنان مورد حمایت قرار بگیرد، یا با او نیکوکاری بشود و مورد تعریف و تمجیدشان قرار بگیرد، یعنی به این علت از آنان حمایت می‌کند و نیازشان را برطرف می‌کند که خود او نیز به همان حمایت و برطرف‌شدن نیاز محتاج می‌باشد. در واقع با حمایت از دیگران و رفع نیاز ایشان از خود حمایت کرده است.

یا این که هدف او آن است که به اجرا اخروی از جانب خداوند دست پیدا کند، در این صورت بازهم او به خود نیکی نموده، و انتظار دارد در روزی که هیچ ثروت و سامانی و زن و فرزند و قوم خویشی ندارد، آن کار نیک و رفع نیازمندی دیگران سبب بی‌نیازی و رستگاریش بشود، اما به هیچوجه او به خاطر این مقصد مورد ملامت هیچکس قرار نمی‌گیرد، زیرا او در آن روز به سختی مستمند و نیازمند و فقر و نیاز جزو لوازم ذات اوست، و کمال بشری آن است که در مورد جلب منافع و دفع مضار از خویش، فعال و جدی باشد.

خداوند متعال می‌فرماید: ﴿إِن أَحسَنتُم أَحسَنتُم لِأَنفُسِکُم﴾ [الإسراء: ۷].

«اگر نیکی کردید به خاطر خویش نیکی نموده‌اید».

همچنین می‌فرماید: ﴿وَمَا تُنفِقُواْ مِن خَیرٖ یُوَفَّ إِلَیکُم وَأَنتُم لَا تُظلَمُونَ ٢٧٢﴾ [البقره:۲۷۲].

«هر کار خیری را که بیندوزید، پاداش آن را به تمام و کمال دریافت می‌کنید و به شما ستمی صورت نمی‌گیرد».

و خداوند متعال در حدیثی قدسی که رسول گرامی‌اش آن را بیان نموده می‌فرماید:

«یَا عِبَادِیْ! إِنَّکُمْ لَنْ تَبْلُغُوا نَفْعِى فَتَنْفَعُونِى وَلَنْ تَبْلُغُوا ضَرِّیْ فَتَضُرُّونی، یَا عِبَادِی! إِنَّمَا هِىَ أَعْمَالُکُمْ أُحْصِیهَا لَکُمْ، ثُمَّ أُوَفِّیکُمْ إِیَّاهَا، فَمَنْ وَجَدَ خَیْرًا فَلْیَحْمَدِ اللَّهَ وَمَنْ وَجَدَ غَیْرَ ذَلِکَ فَلاَ یَلُومَنَّ إِلاَّ نَفْسَهُ»([۱]).

«ای بندگان من! به حقیقت شما به جایی نخواهید رسید تا مرا نفعی برسانید، و به حدی نخواهید رسید که مرا زیانی برسانید!

ای بندگان من! آنچه را که انجام می‌دهید کردار خودتان است که آن‌ها را برایتان برمی‌شمارم و نگاه می‌دارم و آن‌ها را ملاک معامله با شما قرار می‌دهم، هرکس خیری را انجام داد، خداوند را حمد و ستایش کند و هرکس غیر آن را عملی نمود، جز خود کسی دیگر را مورد ملامت قرار ندهد».

 

هدف دیگران منفعت تو نیست:

قصد و هدف دیگران از نصرت و حمایت تو در درجۀ اول خیر و منفعت تو نیست، بلکه پیش از آن در پی سود و منافع حال و آینده خویش می‌باشند. اما خداوند بی‌نیاز و بخشنده هدفی به غیر از سود و منفعت تو را ندارد، منفعت خالصی که هیچ شائبه‌ای از جلب منفعت و دفع مضرت برای او را در پی ندارد. اما سودی که دیگران می‌خواهند به شما برسانند، گاهی به زیان تو تمام خواهد گردید. هرچند تنها منت‌نهادن بر شما باشد.

در این مورد بیندیش! زیرا توجه و تدبر در این مورد تو را به پرهیز از توجه به مخلوق و توکل بر ایشان برحذر می‌دارد! و تو را بر آن می‌دارد که برخلاف هدایت شریعت الهی انتظار جلب منفعت و دفع مضرتی را از ایشان نداشته باشی و به آنان دلبستگی و وابستگی پیدا ننمایی، زیرا دیگران بیش و پیش از آن که در پی خیر و مصلحت تو باشند به دنبال سود و منفعت خویش‌اند.

این چیزی است که در میان اکثریت قاطع مردم رایج و در روابط و تعامل میان آنان معمول است. فرزند با پدر و مادر و زن با همسر و کارگر با کارفرما و شریک با همکار و شریک خود، همین هدف را دنبال می‌کنند.

کسی سعادتمند است که تنها در راستای رسیدن به رضایت خداوند از ایشان حمایت کند و احسان نماید، و در مورد آنان از خداوند هراس داشته باشد، در هراس از خداوند ایشان را با او شریک ننماید و امیدش به خداوند باشد، آنان در این امید با او همسان ننماید، آنان را به خاطر خداوند دوست بدارد. و از محبت ایشان همراه با خداوند دوری نماید.

همانگونه که دوستان و محبان خداوند می‌گویند: ﴿إِنَّمَا نُطعِمُکُم لِوَجهِ ٱللَّهِ لَا نُرِیدُ مِنکُم جَزَاءٗ وَلَا شُکُورًا ٩﴾ [الإنسان: ۹] «ما به خاطر رضایت خداوند شما را طعام می‌دهیم و پاداش و تشکری را از شما نمی‌خواهیم».

 

دیگران مصلحت تو را تشخیص نمی‌دهند:

عامل و جهت نهم این است که دیگران تنها زمانی مصلحت و منفعت شما را تشخیص می‌دهند که خداوند آنان را با آن‌ها آشنا فرماید. و تنها زمانی توانایی آن را دارند که خداوند به ایشان توانایی بدهد، و تنها زمانی در پی آن برخواهند آمد که خداوند اراده و مشیت را در ایشان ایجاد فرماید.

پس همۀ امور در نهایت به خداوندی برمی‌گردد که همه چیز از او آغاز شده و تمامی خیر و منافع در اختیار اوست و به او ارجاع می‌گردد.

در نتیجه دلبستگی و وابستگی، خوف و رجا و بیم و امید، توجه، توکل و عبودیت ایشان همه‌اش ضرر و زیان است، و سودی و منفعتی را در بر ندارد، و هر منفعتی هم که حاصل شود، درست همانی است که او مقدر فرموده و آن را در اختیارت نهاده است.

 

منفعت‌طلبی دیگران:

عامل و وجه دهم این است که دیگران در پی برطرف‌کردن نیازهای خود از شما هستند، هرچند به زیان دین و دنیایتان تمام شود، و در پی منافع خویش‌اند، هرچند مضاری را برای شما در پی داشته باشد.

اما خداوند متعال خیر و منفعت و مصلحت شما را می‌خواهد و در پی آن است که شر و مضرت و مفسدت را از شما برطرف فرماید، پس چگونه به خود اجازه می‌دهی که به غیر او امید و انتظار داشته باشی و از غیر او خوف و هراسی را به دل راه بدهی؟!

خلاصه همه آنچه بیان گردید. معرفت این حقیقت است که:

«اگر همه مردم برای واردکردن زیانی به شما دست به یکی کنند، جز آنچه خداوند مقدر کرده، نمی‌توانند زیانی را بر شما وارد نمایند»([۲]).

خداوند متعال می‌فرماید: ﴿قُل لَّن یُصِیبَنَا إِلَّا مَا کَتَبَ ٱللَّهُ لَنَا هُوَ مَولَىٰنَا وَعَلَى ٱللَّهِ فَلیَتَوَکَّلِ ٱلمُؤمِنُونَ ۵١﴾ [التوبه: ۵۱].

«بگو: جز آنچه که خداوند بر ما نوشته و مقرر نموده چیزی بر ما واقع نمی‌شود. او مولی و بزرگ ماست و اهل ایمان بر خداوند توکل کنند».


[۱]– به روایت مسلم شماره (۲۵۷۷).

[۲]– بخشی از حدیثی که ترمذی با شماره (۲۵۱۶) آن را روایت نموده است.


جهت دانلود کتاب طب القلوب تالیف ابن قیم رحمه الله کلیک کنید

Download Best WordPress Themes Free Download
Download WordPress Themes Free
Download Best WordPress Themes Free Download
Download WordPress Themes Free
udemy free download
download samsung firmware
Download Best WordPress Themes Free Download
online free course

فهرست کتاب