نیاز انسان به عبادت خداوند

قسمت: ب 11 - فصل سوم

نیاز انسان به عبادت خداوند

 

عامل سوم برای تأمین سعادت انسان معرفت این حقیقت است که نیاز انسان به خداوند این است که تنها او را عبادت نماید و کسی و چیزی را در عبودیت و استعانت با او شریک نگرداند.

زیرا که هیچکس و هیچ چیزی همانند او نیست.

این نیاز انسان از بعضی جهات مانند نیاز او به خوردن، نوشیدن و نفس‌کشیدن است، و تنها با آن‌ها تشبیه می‌شود، هرچند تفاوت زیادی میان آن‌ها وجود دارد.

سعادت و مصلحت حقیقی انسان و اصلاح قلب و روح او در گرو معرفت الوهیت است، الهی که غیر از او هیچ معبود، مستعان و محبوبی راستین وجود و مشروعیت ندارد.

خداوندی که تنها با یاد او دل‌ها آرامش می‌یابند و معرفت و محبت او دلبستگی و تعلق خاطر پیدا می‌کنند.

خداوندی که اهل توحید و معرفت از هیچ تلاشی برای کسب رضایتش در دنیا و ملاقاتش در آخرت کوتاهی نمی‌ورزند.

خداوندی که هیچ خیر و مصلحتی جز در توحید، محبت، عبادت و امید و هراس از او امکان‌پذیر نیست.

اگر مصلحت‌ها و لذت‌هایی از جهت غیر او حاصل شود، بسیار اندک، ظاهری و ناپایدار است، از نوعی به نوعی دیگر و از شخصی به شخص دیگر منتقل می‌شود، و در شرایطی از آن شادمان و در شرایطی دیگر از آن نگران می‌گردند. و در بیشتر موارد آن نعمت و لذت برای او به بدترین مضرت و زحمت تبدیل می‌شود.

اما در هیچ زمان و مکانی و در هیچ احوال و اوضاعی انسان از عبودیت و محبت خداوند بی‌نیاز نیست و ذکر و یاد او لذیذترین و بهترین غذا و مایه قوت قلب و استواری ایمان و اراده اوست، و به شهادت قرآن و سنت و قلب و فطرت این تنها اهل ایمان هستند که از چنین نعمت و سعادتی برخوردار می‌باشند.

 

عبادت تکلیف سنگینی نیست:

آنگونه که کم‌بهره‌گان از علم و عرفان و محرومان از حظ نیکی و احسان می‌گویند: عبادت و ذکر و شکر خداوند باری است سنگین و تکلیفی است شاق، به هیچ وجه صحیح نیست.

  • عده‌ای هم می‌گویند: عبادت و یاد خداوند سبحان تنها به خاطر آزمون و امتحان است. و بس.
  • یا تنها در راستای کسب اجر و پاداش در معاد و معاش است.
  • یا عبادت تنها در راستای ریاضت و ورزش نفس بشری است، تا از درجه حیوان به منزلت انسان ارتقاء پیدا کند.

این‌ها سخنان مفلسان و کم‌بهره‌گان از معرفت خدای رحمن و محرومان از چشیدن لذت حقایق ایمان و شادمانان از پس‌مانده‌های اذهان دیگران است.

اما در حقیقت توحید و عبادت حضرت احدیت و ستایش صاحب نعمت خلقت عین لذت، سعادت، هدایت و بصیرت است. برترین عامل لذت روح و قلب و گرامی‌ترین نعمتی است که آنانی که شایسته‌اند از آن بهره‌مند گردیده‌اند.

در این راه یاری را از خداوند باید جست و بر او باید توکل نمود.

هدف از عبادت او در درجه اول ایجاد زحمت و مشقت نیست، و اگر اندک مشقتی در عبادت موجود باشد، فرعی و تبعی است، و اسبابی ضروری آن را سبب گردیده است، زیرا تلاش و تحمل مشقت جزو لوازم این خیزش و جنبش است.

 

عبادت عامل سلامت، سرور و سعادت:

اوامر خداوند متعال و تکالیفی که بر بندگان خویش واجب فرموده و احکام شریعتی که برایشان مقرر گردانیده، همه‌اش مایه و پایه سعادت و لذت قلب و روح‌اند. و تنها از این طریق است که در معاش و معاد راه کمال و رشد خود را در پیش خواهند گرفت. به راستی هیچگونه شادمانی و لذت و برخورداری از نعمت جز با گام‌نهادن در این راه ممکن و میسر نیست.

همانگونه که خداوند متعال می‌فرماید: ﴿یَٰأَیُّهَا ٱلنَّاسُ قَد جَاءَتکُم مَّوعِظَهٞ مِّن رَّبِّکُم وَشِفَاءٞ لِّمَا فِی ٱلصُّدُورِ وَهُدٗى وَرَحمَهٞ لِّلمُؤمِنِینَ ۵٧ قُل بِفَضلِ ٱللَّهِ وَبِرَحمَتِهِۦ فَبِذَٰلِکَ فَلیَفرَحُواْ هُوَ خَیرٞ مِّمَّا یَجمَعُونَ ۵٨﴾ [یونس: ۵۷- ۵۸].

«ای مردم! به راستی از سوی پروردگارتان اندرزی برای شما آمد که شفای (دردهای درونی و قلبی است) و برای مؤمنان مایۀ هدایت و رحمت است. بگو به سبب فضل و رحمت خداوند و به خاطر این شادمانی کنند، این از همه آنچه جمع‌آوری می‌نمایند بسیار بهتر است».

ابوسعید خدری رضی الله عنه می‌فرماید: «فضل خداوند، یعنی: قرآن، و رحمت او این است که شما را از اهل و اتباع قرآن گردانیده است».

هلال بن یساف می‌گوید: «اسلامی که شما را به آن هدایت فرموده، و قرآن که آن را به شما آموخته، از همه‌ی ثروت‌های طلا و نقره جهان ارزشش بیشتر است».

ابن عباسب و حسن و قتاده می‌فرمایند: «فضل خداوند، اسلام و رحمت او، قرآن است».

عده‌ای از گذشتگان گفته‌اند: «فضل او قرآن و رحمت او اسلام است».

اما پس از تحقیق و بررسی به این نتیجه می‌رسیم که هم در قرآن و هم در اسلام دو صفت فضل و رحمت وجود دارند، فضل و رحمتی که خداوند به خاطر آن‌ها بر پیامبر خویش منت نهاده و فرموده است: ﴿وَکَذَٰلِکَ أَوحَینَا إِلَیکَ رُوحٗا مِّن أَمرِنَا مَا کُنتَ تَدرِی مَا ٱلکِتَٰبُ وَلَا ٱلإِیمَٰنُ﴾ [الشوری: ۵۲].

«بدین صورت روحی از امر خویش را به سوی تو وحی کردیم، تو پیشتر نمی‌دانستی کتاب چیست و ایمان کدام است».

خداوند به وسیله کتاب و ایمان است که عده‌ای را رفعت و منزلت بخشیده، و عده‌ای را به خاطر رویگردانی از آن‌ها دچار خواری و ذلت گردانیده است.

 

پاسخ به یک پرسش:

اگر کسی سؤال کند، پس چرا قرآن از اوامر خداوند به عنوان تکلیف نام برده و فرموده است:

﴿لَا یُکَلِّفُ ٱللَّهُ نَفسًا إِلَّا وُسعَهَا﴾ [البقره: ۲۸۶]. «خداوند هیچکس را بیش از توانایی او مکلف نمی‌کند».

﴿لَا نُکَلِّفُ نَفسًا إِلَّا وُسعَهَا﴾ [الأنعام: ۱۵۲]. «هیچ انسانی را بیش از توانایی او مکلف نمی‌کنیم».

در پاسخ باید گفت: همانگونه که از ظاهر و باطن این دو آیه معلوم می‌شود، نه این که خداوند تکلیف و مشقت‌بودن شریعت و اوامر خود را نفی فرموده، بلکه آن‌ها را روح، روشنایی، شفا، هدایت، رحمت و زندگی سعادت‌آمیز و اندرز و توجیه و… نامیده است.


جهت دانلود کتاب طب القلوب تالیف ابن قیم رحمه الله کلیک کنید

فهرست کتاب