فصل ششم: وعده‌ی قرآنی در سوره حج

قسمت: ب 3

فصل ششم:
وعده‌ی قرآنی در سوره حج

 

میان مفسرین در خصوص سوره حج اختلاف وجود دارد، که آیا این سوره مکی است یا مدنی؟ به رغم آنکه بسیاری از آنان معتقدند که این سوره مکی است، اما ما با آن دسته هم رأی هستیم که این سوره را مدنی می‌دانند، زیرا این سوره خصوصیات و نشانه‌های سوره‌های مدنی را دارد. آیات سوره با قاطعیت وعده‌هایی مسلّم در خصوص پیروزی مؤمنین، و شکست کفار، و استمرار رویاروی میان حق‌طلبان و باطل‌گرایان بیان می‌دارد. باید در این (یکپارچگی) هماهنگ بنگریم، و در برابر وعده‌ی صادقانه واقعی که در آن است درنگ کنیم، وعده‌ای که در گذشته رخ داده، و ناگزیر در آینده نیز رخ خواهد داد.

 

وعده‌ی قرآنی در خصوص پیروزی

 

خداوند می‌فرماید:

﴿۞إِنَّ ٱللَّهَ یُدَٰفِعُ عَنِ ٱلَّذِینَ ءَامَنُواْ إِنَّ ٱللَّهَ لَا یُحِبُّ کُلَّ خَوَّانٖ کَفُورٍ٣٨ أُذِنَ لِلَّذِینَ یُقَٰتَلُونَ بِأَنَّهُم ظُلِمُواْ وَإِنَّ ٱللَّهَ عَلَىٰ نَصرِهِم لَقَدِیرٌ٣٩ ٱلَّذِینَ أُخرِجُواْ مِن دِیَٰرِهِم بِغَیرِ حَقٍّ إِلَّا أَن یَقُولُواْ رَبُّنَا ٱللَّهُ وَلَولَا دَفعُ ٱللَّهِ ٱلنَّاسَ بَعضَهُم بِبَعضٖ لَّهُدِّمَت صَوَٰمِعُ وَبِیَعٞ وَصَلَوَٰتٞ وَمَسَٰجِدُ یُذکَرُ فِیهَا ٱسمُ ٱللَّهِ کَثِیرٗا وَلَیَنصُرَنَّ ٱللَّهُ مَن یَنصُرُهُۥ إِنَّ ٱللَّهَ لَقَوِیٌّ عَزِیزٌ۴٠ ٱلَّذِینَ إِن مَّکَّنَّٰهُم فِی ٱلأَرضِ أَقَامُواْ ٱلصَّلَوٰهَ وَءَاتَوُاْ ٱلزَّکَوٰهَ وَأَمَرُواْ بِٱلمَعرُوفِ وَنَهَواْ عَنِ ٱلمُنکَرِ وَلِلَّهِ عَٰقِبَهُ ٱلأُمُورِ۴١﴾ [الحج: ۳۸-۴۱].

«خداوند از مؤمنان دفاع می‌کند (و به سبب ایمان‌شان پیروزشان می‌گرداند). چرا که مسلّماً خداوند خیانت‌پیشگان کافر را دوست نمی‌دارد. اجازه‌ی (دفاع از خود) به کسانی داده می‌شود که به آنان جنگ (تحمیل) می‌گردد، چرا که بدیشان ستم رفته است و خداوند توانا است بر اینکه ایشان را پیروز کند. همان کسانی که به ناحق از خانه و کاشانه‌ی خود اخراج شده‌اند و تنها گناه‌شان این بوده است که می‌گفته‌اند پروردگار ما خدا است! اصلاً اگر خداوند بعضی از مردم را به وسیله‌ی بعضی دفع نکند دیرهای (راهبان و تارکان دنیا) و کلیساهای (مسیحیان) و کنشت‌های (یهودیان)، و مسجدهای (مسلمانان) که در آن‌ها خدا بسیار یاد می‌شود، تخریب و ویران می‌گردد. و به‌طور مسلّم خدا کسانی را یاری می‌دهد که (با دفاع از آئین و معابد) او را یاری دهند. خداوند نیرومند و چیره است. (آن مؤمنانی که خدا بدیشان وعده‌ی یاری و پیروزی داده است) کسانی هستند که هرگاه در زمین ایشان را قدرت بخشیم، نماز را برپای می‌دارند و زکات را می‌پردازند، و امر به معروف و نهی از منکر می‌نمایند، و سرانجام همه‌ی کارها به خدا باز می‌گردد».

آیات از این خبر می‌دهند که خداوند با لطف و توفیقش با مؤمنین است، زیرا اینان بندگان و یاوران (دین) اویند، و خداوند از آنان در برابر دشمنان‌شان دفاع می‌کند، و به بندگان مؤمن‌اش اجازه‌ی جهاد داده، و به آنان وعده داده که یاری‌شان نموده و پیروزشان می‌گرداند، کفار اینان را بدون هیچ حقی یا گناهی یا جریمه‌ای از خانه و کاشانه‌یشان بیرون رانده است و همه‌ی آنچه را که این مؤمنان انجام داده‌اند این بوده که اعلان داشته‌اند فقط به خداوند یگانه ایمان دارند.

آیات از تداوم نبرد و اختلاف و درگیری میان مردم خبر می‌دهد، و اینکه این حالت یک سنّت الهی است و اگر این فشار و درگیری مردم نمی‌بود زمین تباه می‌شد، و کفار خودسرانه در زمین فرمانروایی می‌کردند، و خانه‌های خدا را در هم می‌کوبیدند، خانه‌هایی که بسیار نام خدا در آن برده می‌شود.

آیه وعده‌ی یاری خدا را می‌دهد اما این یاری فقط از آن کسانی است که (دین) خدا را یاری می‌دهند، کسانی که بندگان صادق و مجاهد اویند آنان که با برپایی نماز و پرداخت زکات و امر به معروف و نهی از منکر، از پیروزی و استقرار دین خدا محافظت می‌کنند. سخن خدا که می‌فرماید: ﴿أُذِنَ لِلَّذِینَ یُقَٰتَلُونَ بِأَنَّهُم ظُلِمُواْ وَإِنَّ ٱللَّهَ عَلَىٰ نَصرِهِم لَقَدِیرٌ٣٩﴾ [الحج: ۳۹].

اولین آیه‌ایست که در آن به مؤمنین اجازه داده شده که به جهاد بپردازند، زیرا مؤمنین در مکه مکلف بودند که از جنگیدن دست نگه داشته و خودداری کنند، و خداوند فقط بعد از هجرت به آنان اجازه جهاد داد، و این دلیلی قوی برای کسانی است که معتقدند سوره حج مدنی است.

می‌توان از این یکپارچگی حقائق و وعده‌های قرآنی این موارد را دریافت:

۱- خداوند از مؤمنین دفاع می‌کند

خداوند وعده داده که از بندگان مؤمن نیکوکارش دفاع می‌کند، زیرا آنان لشکریان و یاری‌کنندگان (دین) خداوندند، و دشمنان کافرشان نبردی خشن و سخت، و بدون نرمش و تساهل با آنان می‌نمایند، و خداوند قدرتمند بوده و یاوران دینش را رها نمی‌کند، و آنان را تسلیم دشمنان‌شان نمی‌کند تا بر آنان چیره شده و به قتل‌شان برسانند.

دفاع خداوند از مؤمنین منحصر به شیوه‌ای خاص نیست، بلکه شکل‌های بسیاری دارد، گاه این دفاع به شکل پیروزی نظامی، یا بروز و نمود فراخوانی و دعوت به اسلام، یا پیروزی دین‌شان آن‌هم بعد از شهادت یا وفات آنان است.

این وعده‌ی قرآنی راست است، شامل همه مؤمنین در همه‌ی زمان‌ها و مکان‌هایی می‌شود که در آن با کفار رویاروی می‌شوند، پیشتر خداوند از مؤمنین پیشین دفاع کرده است و هم او اینک از مؤمنین معاصر دفاع می‌کند، حتی اگر کفار اقدام به زندانی نمودن و شکنجه بعضی، یا قتل دسته‌ای دیگر نمایند، اما دین‌شان اسلام آشکار و علنی بوده، و دعوت اسلامی‌شان تداوم دارد، و این به معنی توجه خداوند به آنان، و دفاعش از ایشان است!

۲- اجازه‌دادن به مؤمنین ستمدیده برای جهاد

کفار نسبت به مؤمنین ستم روا داشته، و آنان را به خاطر ایمان‌شان تحت فشار و شکنجه و آزار و اذیت قرار می‌دهند، و آنان را به خاطر دین‌شان می‌کشند، و خداوند به این مؤمنین ستم‌دیده در جنگ اجازه داده تا با دشمنان‌شان که کافر و ستمگرند بجنگند، و این به خاطر پس‌راندن دشمنی متجاوزان، و دفع ستم از ستمدیدگان است.

کفار متجاوز در هیچ زمان و مکانی اجازه ندارند که مؤمنینی را که تجاوز آنان را پس می‌زنند و می‌کوشند که ستم آنان را دفع کنند، به تجاوز و تروریسم متهم نمایند، زیرا این خود کفارند که آغازگر تجاوز و جنگند، و معروف است که آغازگر پست و تبهکار است!، و متجاوزان کافر نباید چنین انتظاری داشته باشند که مسلمانان را مورد حمله و تهاجم قرار دهند و در مقابل مسلمانان ساکت مانده، سر تسلیم فرود آورده، و تسلیم شوند!

۳- خداوند به ستم‌دیدگان وعده‌ی پیروزی داده

خداوند وعده‌ی پیروزی بندگان ستمدیده‌اش را داده است، کسانی که به آنان اجازه نبرد با دشمنان متجاوز داده شده، بر آنان واجب است که ابزار را مهیا نموده و شروط پیروزی را عملی نمایند، همچنین در اعتماد و توکل بر خداوند وفادار باشند و در نبرد با دشمنان خدا رشادت به خرج دهند، بر آنان واجب است که به وعده الهی اطمینان مطلق داشته، و منتظر پیروزی! این وعده، وعده‌ای راست و تحقق یافتنی است که تخلف نمی‌پذیرد، زیرا خداوند خلاف وعده نمی‌کند!

۴- کفار، متجاوز و مجرمند

کفار به مؤمنین هجوم آورده، اموال‌شان را مصادره کرده، حقوق‌شان را پایمال نموده، آنان را از املاک و دارایی‌های‌شان محروم کرده، و از خانه و کاشانه‌یشان بیرون می‌کنند. و مؤمنین گناهی ندارند جز اینکه به خدا ایمان دارند. اما آیا ایمان به خدا، به تنهایی گناه و جرم است که مؤمن به خاطر آن مجرم محسوب شده و همه‌ی اموال و دارایی‌اش مصادره گردید و از سرزمینش آواره گردد؟! چه عدالتی در این اقدامات جاهلی و کافرانه وجود دارد؟!:

﴿ٱلَّذِینَ أُخرِجُواْ مِن دِیَٰرِهِم بِغَیرِ حَقٍّ إِلَّا أَن یَقُولُواْ رَبُّنَا ٱللَّهُ﴾ [الحج: ۴۰].

«همان کسانی که به ناحق از خانه و کاشانه‌ی خود اخراج شده‌اند و تنها گناه‌شان این بوده است که می‌گفته‌اند پروردگار ما خدا است!».

به مضمون این آیه خداوند می‌فرماید:

﴿یُخرِجُونَ ٱلرَّسُولَ وَإِیَّاکُم أَن تُؤمِنُواْ بِٱللَّهِ رَبِّکُم﴾ [الممتحنه: ۱].

«پیغمبر و شما را به خاطر ایمان آوردن به خدا که پروردگارتان است (از شهر و دیارتان) بیرون می‌رانند».

و یا می‌فرماید:

﴿وَهُم عَلَىٰ مَا یَفعَلُونَ بِٱلمُؤمِنِینَ شُهُودٞ٧ وَمَا نَقَمُواْ مِنهُم إِلَّا أَن یُؤمِنُواْ بِٱللَّهِ ٱلعَزِیزِ ٱلحَمِیدِ٨﴾ [البروج: ۷-۸].

«و ایشان چیزی را تماشا می‌کردند که بر سر مؤمنان می‌آورند. شکنجه‌گران هیچ ایرادی و عیبی و جرمی بر مؤمنان نمی‌دیدند جز اینکه ایشان به خداوند قادر و چیره و شایسته‌ی هرگونه ستایشی، ایمان داشتند!!».

این موضع‌گیری کفار در برابر مؤمنین موحد، قطع نظر از زمان و مکان است، کفار گذشته‌ی پیش از رسول الله صلی الله علیه وسلم، کفار بعدی، و کفار این عصر و دوره، کسانی که مدعی عدالت و (دموکراسی) و انسانیت‌اند، و متمایل به آزادی انسان و حقوق اویند!

۵- سنّت خداوند در دفع برخی از مردم به وسیله‌ی برخی دیگر

از جمله سنت‌های تخلف‌ناپذیر خداوند: دفع برخی از مردم به وسیله‌ی برخی دیگر در زمین است، این سنّت از زمان آدم علیه السلام تا برپایی قیامت ادامه داشته و دارد، خداوند آدمیان را گوناگون، متخاصم و دفع‌کننده‌ی همدیگر آفریده است، مصلحت‌ها و امیال و خواست و آرزوهای‌شان باهم برخورد داشته در نتیجه باهم دست و پنجه نرم کرده، رقابت و کشمکش نموده، باهم جنگیده و همدیگر را دفع می‌کنند. کسی جاودانه در مسئولیتی باقی نمی‌ماند، گروهی تا ابد حکمرانی نمی‌کنند، ملتی یا دولتی به عنوان قدرت بلامنازع باقی نخواهد ماند! حاکم، کسی را می‌بیند که او را رانده و بر جایش تکیه می‌زند؛ و گروه، کسانی را می‌بیند که با او رقابت کرده و او را از صحنه به در می‌کند؛ و دولت قوی ناگهان با دولتی که از او پیش می‌افتد روبرو می‌شود، دولتی (جدید) که با او می‌جنگد و او را پس زده و شکستش می‌دهد. با این بر سر و کله‌ی هم زدن و دفع کردن میان اشخاص و احزاب و ملت‌ها و دولت‌ها زمین مرمت و اصلاح می‌شود و اگر چنین نمی‌بود بی‌شک دیرهای راهبان و کلیساهای مسیحیان و کنشت‌های یهودیان و مساجد مسلمانان که نام خدا در آن فراوان برده می‌شود، ویران می‌شدند: ﴿ وَلَولَا دَفعُ ٱللَّهِ ٱلنَّاسَ بَعضَهُم بِبَعضٖ لَّهُدِّمَت صَوَٰمِعُ وَبِیَعٞ وَصَلَوَٰتٞ وَمَسَٰجِدُ یُذکَرُ فِیهَا ٱسمُ ٱللَّهِ کَثِیرٗا﴾ [الحج: ۴۰].

به مضمون این آیه خداوند می‌فرماید:

﴿وَلَولَا دَفعُ ٱللَّهِ ٱلنَّاسَ بَعضَهُم بِبَعضٖ لَّفَسَدَتِ ٱلأَرضُ﴾ [البقره: ۲۵۱].

«و اگر خداوند برخی از مردم را به وسیله‌ی برخی دیگر دفع نکند، فساد زمین را فرا می‌گیرد».

و یا می‌فرماید:

﴿وَلَو شَاءَ رَبُّکَ لَجَعَلَ ٱلنَّاسَ أُمَّهٗ وَٰحِدَهٗ وَلَا یَزَالُونَ مُختَلِفِینَ١١٨ إِلَّا مَن رَّحِمَ رَبُّکَ وَلِذَٰلِکَ خَلَقَهُم﴾ [هود: ۱۱۸-۱۱۹].

«اگر پروردگارت می‌خواست مردمان را ملت واحدی می‌کرد ولی آنان همیشه متفاوت خواهند ماند. مگر کسانی که خدا بدیشان رحم کرده باشد و خداوند برای همین (اختلاف و تحقق اراده و رحمت) ایشان را آفریده است».

۶- سنّت خداوند در یاری‌دادن مؤمنین

سنت ثابت ربانی چنین است که هر آنکه (دین) خدا را یاری دهد خداوند نیز او را یاری می‌دهد:

﴿وَلَیَنصُرَنَّ ٱللَّهُ مَن یَنصُرُهُۥ إِنَّ ٱللَّهَ لَقَوِیٌّ عَزِیزٌ۴٠﴾ [الحج: ۴۰].

«و به‌طور مسلّم خدا یاری می‌دهد کسانی را که (با دفاع از آئین و معابد) او را یاری دهند. خداوند نیرومند و چیره است».

آنان که خدا را یاری می‌دهند همان مؤمنین نیکوکار صادقند، کسانی که پایبند دین خدایند، و احکامش را اجرا می‌نمایند، و (دیگران را) به سوی او فرا می‌خوانند، و با دشمنان خدا رویارویی می‌شوند، و در نبرد با آنان صبر پیشه می‌سازند. خداوند با یاری و تأیید خود بر اینان منت می‌نهد، و آنان را در زمین چیره می‌سازد، و دشمنان‌شان را خوار و ذلیل می‌گرداند.

این یک وعده‌ی مسلّم از سوی خدا است، که در خصوص مؤمنینی تحقق یافته و منطبق می‌شود که به شرط یاری پایبند باشند، هنگامی که مسلمانان پیشین از صحابه و تابعین (دین) خدا را یاری کردند، خداوند با یاری خود آنان را تکریم نمود. و هنگامی که مسلمانان معاصر از به جای آوردن شرط نصر تخطی کردند، یاری خدا به دادشان نرسید، و خود مسبب چنین چیزی‌اند، همانا وعده خداوند تخلف‌ناپذیر است.

در مضمون همین آیه است که خداوند می‌فرماید:

﴿یَٰأَیُّهَا ٱلَّذِینَ ءَامَنُواْ إِن تَنصُرُواْ ٱللَّهَ یَنصُرکُم وَیُثَبِّت أَقدَامَکُم٧﴾ [محمد: ۷].

«ای مؤمنان! اگر (دین) خدا را یاری کنید، خدا شما را یاری می‌کند (و بر دشمنان‌تان پیروز می‌گرداند) و گام‌های‌تان را استوار می‌دارد».

۷- شرط یاری و توانایی بخشیدن

مؤمنین صادق بر توانایی و تسلطی که خداوند در زمین بدانان بخشیده است مراقبت و محافظت می‌کنند، و شرط مراقبت از این توانایی و تسلط، پایبندی به اسلام و اجرایی نمودن احکام آن است:

﴿ٱلَّذِینَ إِن مَّکَّنَّٰهُم فِی ٱلأَرضِ أَقَامُواْ ٱلصَّلَوٰهَ وَءَاتَوُاْ ٱلزَّکَوٰهَ وَأَمَرُواْ بِٱلمَعرُوفِ وَنَهَواْ عَنِ ٱلمُنکَرِ﴾ [الحج: ۴۱].

«(آن مؤمنانی که خدا بدیشان وعده‌ی یاری و پیروزی داده است) کسانی هستند که هرگاه در زمین ایشان را قدرت بخشیم، نماز را برپای می‌دارند و زکات را می‌پردازند، و امر به معروف و نهی از منکر می‌نمایند».

تثبیت و تحکیم و توانایی مؤمنین در زمین فقط توسط خدا میسر است، زیرا این خدا است که همه چیز از آن اوست، او هرکه را بخواهد حکومت و دارایی می‌بخشد و از هرکه بخواهد حکومت و دارایی را بازپس می‌گیرد، و هرکس را بخواهد عزّت و قدرت می‌دهد و هرکس را بخواهد خوار می‌دارد، خوبی در دست اوست و بی‌گمان او بر هرچیزی تواناست.

مؤمنین از اینکه خداوند توانایی و قدرت را به آنان ارزانی داشته شکرش را به جای آورده، در نتیجه نماز را برپای داشته، و زکات را پرداخت نموده، امر به معروف و نهی از منکر می‌نمایند و این پایبندی صادقانه به احکام اسلام شرط تداوم توانایی و قدرت (مسلمانان در زمین) است، اگر مسلمانان این شرط را علمی نکنند توانایی و قدرت برای آنان عملی نخواهد شد.

این وعده‌ای دیگر برای بندگان مؤمن خداوند است که آنان در زمین قدرت و سلطه را به دست خواهند گرفت بی‌شک خداوند به وعده‌اش وفا نموده و می‌نماید و آغاز تحقق این وعده برپایی دولت اسلامی در مدینه بود که خداوند آن را سرزمین اسلام و ایمان گردانید، هنگامی که مسلمانان پیشین شرط دستیابی به قدرت و سلطه را عملی نمودند خداوند نیز در زمان خلفای راشدین ش سرزمین‌ها را به روی آن‌ها گشود.

۸- سرانجام کارها به دست خدا است

آیات یک حقیقت مسلّم ایمانی را بیان می‌دارند و آن اینکه این خداوند است که کارها را تقدیر می‌نماید و آن‌ها را براساس حکمتش به جریان می‌اندازد پس هرکه را بخواهد یاری و پیروزی ارزانی می‌دارد، و هرکه را بخواهد درهم می‌شکند، و سرانجام کارها و رویدادها و چیزها به دست خدا است: ﴿وَلِلَّهِ عَٰقِبَهُ ٱلأُمُورِ۴١﴾ و سرانجام کارها به دست خدا است.

این خداوند است که رویدادها را کنار هم می‌چیند، و سنّت بر سر و کله‌ی هم‌زدن اشخاص و اقوام و ملت‌ها و دولت‌ها را پدید آورده است، لذا شخصی قدرتمند می‌شود و دیگری ضعیف، حاکمی عزل می‌شود و دیگری جایش قرار می‌گیرد، سپاهی شکست می‌خورد و دیگری پیروز می‌گردد، قدرت و توان ملتی از بین رفته و جایش را ملتی دیگر می‌گیرد. هیچ چیزی در این هستی تصادفی روی نمی‌دهد بلکه همه به تقدیر خداوند است. به دلیل اینکه سرانجام کارها در دست خدا است، لذا خداوند حکیم سرانجام را از آن بندگان مؤمن پرهیزگارش قرار داده است، این مؤمنین گاه مورد اذیت و آزار و شکنجه قرار می‌گیرند و گاه زخمی و کشته می‌شوند و گاه در برهه‌ای از زمان دشمنان‌شان بر آنان مسلط می‌شوند، و گاه مرحله‌ی ضعف و ناتوانی را پشت سر می‌گذراند اما همه‌ی این‌ها موقتی است و ناگزیر در پی این‌ها یاری و پیروزی استقرار خواهد بود.

هرچند دولتی کافر قوی باشد، اما قدرتش موقتی است و ناگزیر در پی آن قدرت و نفوذ آن دولت زایل شده و از بین می‌رود؛ زیرا سرانجام کارها در دست خدا است و خداوند سرانجام و پایان را از بندگان پرهیزگارش قرار داده است. کفار زیان دیده و قدرت‌شان رو به زوال است، خداوند کفار گذشته را درهم کوبید و نشانه‌های‌شان را جهت عبرت باقی گذارد و کفار بعدی را فرا می‌خواند تا از آن پند و اندرز گیرند.

 

عملی‌شدن و عده‌های سوره

 

در پایان سخن‌مان از این (یکپارچگی قرآنی) وعده‌دهنده و آینده‌دار در سوره حج، به عملی شدن وعده‌های مسلّم ربانی موجود در آن در خصوص مسلمانان گذشته اشاره می‌کنیم، آنجا که خداوند از آنان دفاع نمود و به آنان اجازه داد تا با دشمنان‌شان بجنگند، دشمنانی که به آنان ظلم کرده و حقوق‌شان را پایمال نموده بودند، خداوند آنان را در زمین سلطه و چیرگی بخشید و سرانجام را از آنِ آنان گردانید.

امام ابن کثیر در تفسیر این آیات سخن خلیفه راشد عثمان بن عفان رضی الله عنه را نقل می‌کند که فرمود: «این سخن خداوند: ﴿ٱلَّذِینَ إِن مَّکَّنَّٰهُم فِی ٱلأَرضِ أَقَامُواْ ٱلصَّلَوٰهَ وَءَاتَوُاْ ٱلزَّکَوٰهَ وَأَمَرُواْ بِٱلمَعرُوفِ وَنَهَواْ عَنِ ٱلمُنکَرِ﴾ [الحج: ۴۱]، در مورد ما نازل شد، ما فقط به جرم ابن که گفتیم: الله پروردگارمان است از خانه و کاشانه‌یمان بیرون رانده شدیم، سپس در زمین قدرت و سلطه یافتیم، نماز را برپای داشته و زکات را پرداختیم امر به معروف و نهی از منکر نمودیم، و سرانجام کارها در دست خدا است، این (آیه) از آنِ من و یاران من است».[۱]

این آیه شامل همه‌ی مسلمانان صادق مجاهد می‌شود، خداوند سرانجام (پیروزی) را از آنان می‌گرداند، مسلمانان معاصر منتظر عملی شدن این وعده‌ی صادقند همچنان که برای مسلمانان صادق گذشته عملی شد.

 


 

[۱]– تفسیر ابن کثیر: ۳/۲۳۱٫

 


 

 

وعده‌های قرآن در خصوص پیروزی اسلام

فهرست کتاب