پاکی قلب و قالب

قسمت: ب 9 - فصل یکم

پاکی قلب و قالب

 

خداوند متعال فرموده‌اند:

﴿وَثِیَابَکَ فَطَهِّر ۴﴾ [المدثر: ۴] «و جامه‌ات را پاکیزه گردان».

این بخش هرچند با بخش قبلی بی‌ارتباط نیست و پیشتر گفتیم که «تزکیه» بدون «طهارت» و تحلیه‌ بدون تخلیه امکان‌پذیر نیست، اما آن را به صورت مستقل مورد بررسی قرار می‌دهیم تا بیشتر به تبیین معنای طهارت بپردازیم، و ضرورت آن را دریابیم به همین خاطر توجیهات و رهنمودهای قرآن و سنت را در مورد آن بررسی می‌کنیم.

خداوند متعال فرموده‌اند: ﴿یَٰأَیُّهَا ٱلمُدَّثِّرُ ١ قُم فَأَنذِر ٢ وَرَبَّکَ فَکَبِّر ٣ وَثِیَابَکَ فَطَهِّر ۴﴾ [المدثر: ۱-۴]. «ای جامه بر خود پیچیده! برخیز و مردم را هشدار بده و پرورگارت را به بزرگی یاد کن و لباست را پاکیزه دار».

و در سوره مائده می‌فرماید: ﴿أُوْلَٰئِکَ ٱلَّذِینَ لَم یُرِدِ ٱللَّهُ أَن یُطَهِّرَ قُلُوبَهُم لَهُم فِی ٱلدُّنیَا خِزیٞ وَلَهُم فِی ٱلأخِرَهِ عَذَابٌ عَظِیمٞ ۴١﴾ [المائده: ۴۱].

«آنان کسانی هستند که خداوند نخواسته دل‌هایشان را پاک گرداند، در این جهان خوار و سرافکنده شده و در دنیای دیگر به عذابی بزرگ دچار خواهند شد».

 

منظور از «ثیاب»:

اکثر مفسرین متقدم و معاصر بر این باورند که منظور از کلمه‌ی «ثیاب» در آیه ﴿وَثِیَابَکَ فَطَهِّر ۴﴾ قلب است. و منظور از طهارت، اصلاح اخلاق و اعمال است.

واحدی می‌گوید: مفسرین در مورد معنا و مقصود از «ثیاب» در این آیه اختلاف نظر دارند. عطاء از ابن عباسب روایت نموده که یعنی خود را از گناه و از آنچه که جاهلیت آن را اجازه می‌داده پاک کن!

رأی قتاده و مجاهد نیز همین گونه است، آنان گفته‌اند:

«یعنی نفس خود را از آلودگی گناه پاک کن!»

شعبی، ابراهیم، ضحاک و زهری نیز همچنین نظری دارند.

بر این اساس منظور از «ثیاب» در اینجا «نفس» بشری است. و مردم عرب کلمه ثیاب را به کنایه برای نفس به کار می‌گرفته‌اند، برای مثال شماخ در یکی از اشعار خود می‌گوید:

رموها بأثواب خفاف فلا ترى

لها شبهاً إلا النعام المنفرا

«او را با لباسی نازک طرد کردند و او را تنها همچون شتر مرغی بدقواره مشاهده می‌کردی».

عنتره نیز می‌گوید:

فشککت بالرمح الطویل ثیابه

لیس الکریم على القنى بمحرم

«با نیزه‌ای بلند لباس او را پاره کردم، اما آدم‌های اهل فضل و بزرگ از شرم و حیا بی‌بهره نیستند».

حسن نیز می‌گوید: ﴿وَثِیَابَکَ فَطَهِّر ۴﴾ یعنی: «اخلاق خویش را نیکو بگردان!» قرطبی هم همین نظر را دارد.

بر این اساس ثیاب به معنای اخلاق است، زیرا اخلاق انسان همانگونه که لباس بدن او را می‌پوشاند، – احوال و اوضاع او را شامل می‌شود.

عوفی نیز از ابن عباسب در مورد این آیه روایت می‌نماید که:

«یعنی لباسی را که می‌پوشی از درآمد ناپاک و حرام تهیه نشده باشد و سعی کن از اموال غصبی و غیر شرعی استفاده ننمایی!

از سعید بن جبیرس نیز روایت شده که: ﴿وَثِیَابَکَ فَطَهِّر ۴﴾ یعنی «قلب و نیت خویش را پاک بگردان!».

ابوالعاص می‌گوید: «ثیاب» یعنی لباس، و برای قلب هم به کار برده می‌شود، برای مثال گفته شده: «فسُلّی ثیابی من ثیابک تنسلی».

«آرامش و تسلی پیدا کن چون قلب من از قلب تو آرامش می‌یابد».

 

 

معنای ظاهری آیه:

برخی از مفسرین آیه را با توجه به ظاهر آن معنی کرده‌اند، و گفته‌اند: خداوند او را به پاک‌کردن لباس خود از آلودگی‌هایی که با وجود آن‌ها نماز جایز نیست، دستور فرموده است این سخن ابن سیرین و ابن زید است.

ابواسحاق گفته است: ﴿وَثِیَابَکَ فَطَهِّر ۴﴾ «یعنی لباست را کوتاه کن! تا بر روی زمین کشید نشود و آلوده نگردد!».

 

دیدگاهی دیگر:

برخی از مفسران از جمله ابن عرضه می‌گویند:

﴿وَثِیَابَکَ فَطَهِّر ۴﴾: «یعنی همسران خود را پاکیزه بنما! زیرا کلمه ثیاب و لباس به عنوان کنایه برای زنان به کار گرفته می‌شوند.

خداوند متعال می‌فرماید: ﴿أُحِلَّ لَکُم لَیلَهَ ٱلصِّیَامِ ٱلرَّفَثُ إِلَىٰ نِسَائِکُم هُنَّ لِبَاسٞ لَّکُم وَأَنتُم لِبَاسٞ لَّهُنَّ﴾ [البقره: ۱۸۷].

«در شب‌های ماه رمضان هم‌بستری با همسران‌تان برای شما روا گردانیده شده، آنان لباس شما و شما لباس ایشان هستید».

 

رأی ما:

من برای این باورم که آن آیه همه مواردی را که گفته شده هرچند در ظاهر لفظ اینگونه نباشد، اما از طریق جلب توجه و لازمه – شامل می‌گردد. زیرا آنچه به طهارتش دستور داده شده هرچند قلب است، اما طهارت و حلالی لباس و درآمد نیز تکمیل‌کننده طهارت قلب می‌باشند.

 

نقش لباس و خوراک در ماهیت قلب:

خوراک و لباسی که از حرام تهیه شده و یا آلوده باشند، وضعیت و شرایط ناپسندی را برای قلب به وجود می‌آورند.

به همین خاطر است که پوشیدن پوست پلنگ و دیگر درندگان از زبان رسول خداج در چند حدیث صحیح – بدون آن که احادیث دیگری مخالف آن باشند – حرام گردیده است، زیرا زمینه را فراهم می‌نماید که قلب انسان خو و طبیعت آن حیوانات را پیدا کند، چون پوشش و لباس ظاهری به مرور زمان بر باطن انسان تأثیر خواهد داشت.

همچنین به این دلیل است که پوشیدن لباس ابریشم و استفاده از طلا برای مردان حرام گردیده است، زیرا استفاده مردان از آن‌ها باعث می‌شود که به مرور زمان طبیعت زنان و گاهی آدم‌های اهل فسق و فجور در آن‌ها به وجود بیاید.

خلاصه کلام این است که پاکی و حلالی لباس و خوراک جزو کمال طهارت قلب‌اند. اگر آنچه به آن دستور داده شده، پاکی و حلالی لباس باشد، در واقع وسیله‌ای است و هدف چیز دیگری است، و آنچه که هدف است، دستور مراعات آن در اولویت قرار دارد.

اما اگر آنچه به آن دستور داده شده طهارت قلب و تزکیه نفس باشد، بدون پاکی و حلالی پوشاک و خوراک تحقق پیدا نخواهد نمود، پس معلوم می‌شود که قرآن بر هردوی آن‌ها تأکید می‌ورزد.


 

جهت دانلود کتاب طب القلوب تالیف ابن قیم رحمه الله برروی جلد کتاب کلیک کنید

فهرست کتاب