سوره فیل با صدای عبدالله خیاط

  • جهت دانلود فایل مورد نظر بر روی جعبه سبز رنگ کلیک کنید
  • در صفحه جدید بعد از 5 ثانیه بر روی دکمه "مشاهده لینک دانلود فایل" کلیک کنید
  • جهت گوش دادن آنلاین به فایل مورد نظر جعبه قرمز رنگ را پلی فرمائید.
  • در صورت خراب بودن لینک دانلود و یا پخش آنلاین لطفا مورد را گزارش دهید

جعبه دانلود

سوره فیل عبدالله خیاط

تعداد بازدید: 150

توضیحات سوره فیل از کتاب و تفسیر انوارالقرآن

سوره فیل مکی‌ است‌ و داراي‌ 5 آيه‌ است‌.

 

وجه‌ تسميه سوره فیل : اين‌ سوره‌ بدان‌ جهت‌ «فيل‌» ناميده‌ شد كه‌ با يادآوري‌ از داستان‌ اصحاب‌ فيل‌ افتتاح‌ شده ‌است‌. داستان‌ اصحاب‌ فيل‌ به‌ اختصار اين‌ است‌كه: در يمن‌ حكمفرمايي‌ بود به‌ نام‌ ابرهه ‌بن‌ صباح‌ اشرم‌ كه‌ از سوي‌ نجاشي‌ پادشاه‌ حبشه‌ منصوب‌ شده‌ بود. آن‌ حكمران‌ كليساي‌ زيبا و بزرگي‌ به‌ نام‌ «قليس‌» در يمن ‌بنا كرد با اين‌ هدف‌ كه‌ مردم‌ را از حج‌ كعبه‌ به‌ سوي‌ آن‌ كليسا برگرداند. پس‌ مرد اعرابي‌اي‌ از قبيله‌ كنانه‌ شبانگاه‌ در آن‌ كليسا مدفوع‌ كرد و آن‌ را ملوث‌ ساخت‌. اين‌ كار، سبب‌ خشم‌ ابرهه‌ گرديد و سوگند خورد كه‌ كعبه‌ را ويران‌ مي‌كند. اما در واقع‌ او با اين‌ بهانه‌ مي‌خواست‌ مكه‌ را فتح‌ نموده‌ و يمن‌ را با شام‌ متصل‌ گرداند و ساحه‌ قلمرو نصرانيت‌ را توسعه‌ دهد.

پس‌ لشكري‌ گران‌ با فيل‌هاي‌ مهيبي‌ آماده‌ كرد و رو به‌ مكه‌ نهاد تا به‌ موضعي‌ به‌ نام‌ «مغمس‌» در نزديكي‌ مكه‌ رسيد. لشكر ابرهه‌ كه‌ به‌ مكه‌ نزديك‌ شد، او به ‌چپاول‌ اموال‌ اعراب‌ فرمان‌ داد و در ميان‌ آن‌ اموال‌ دويست‌ شتر از عبدالمطلب ‌بن ‌هاشم‌ جد رسول‌اكرم‌ صلّی الله علیه و سلّم وجود داشت‌. سپس‌ پيكي‌ را نزد بزرگترين ‌و شريف‌ترين‌ فرد قريش‌ فرستاد. مردم‌، عبدالمطلب‌ را به‌ او معرفي‌ كردند و او پيغام‌ ابرهه‌ به‌ مردم‌ مكه‌ را به‌ عبدالمطلب‌ رسانيد. ابرهه‌ در آن‌ پيغام‌ اعلام‌ كرده‌ بود كه‌ براي‌ جنگ‌ با آنان‌ نيامده ‌است‌ بلكه‌ آمده‌است‌ تا كعبه‌ را ويران‌ كند. عبدالمطلب‌ در پاسخ‌ وي‌ گفت: به‌ خدا سوگند كه‌ نه‌ ما با ابرهه‌ سر جنگ‌ داريم‌ و نه‌ ما را بدين‌ كار نيرو و تواني‌ است‌، اين‌ بيت ‌الحرام‌ الهي‌ و خانه‌ خليل‌ وي ‌ابراهيم‌علیه السلام  است‌ پس‌ اگر خداوند جلّ جلاله  آن‌ را از هجوم‌ شما باز دارد، اين‌ خانه‌ و حرم‌ اوست‌ و اگر هم‌ راه‌ را بر شما باز كند تا آن‌ را ويران‌ كنيد، او مي‌داند و خانه‌اش‌ زيرا سوگند به‌ ذات‌ او كه‌ ما توان‌ دفاع‌ از خانه‌اش‌ را نداريم‌. نماينده‌ ابرهه‌ گفت: پس‌ بيا با من‌ نزد ابرهه‌ برويم‌. از آن‌ سوي‌ ديگر مكيان‌ كار را بزرگ‌ پنداشته ‌از اين‌ خبر سخت‌ تكان‌ خوردند و قصد نبرد با ابرهه‌ را كردند اما ديدند كه‌ تاب‌ رويارويي‌ با لشكر عظيم‌ وي‌ را ندارند لذا ناگزير به‌ كوه‌ها پناه‌ بردند و ناظر صحنه‌ بودند كه‌ چه‌ روي‌ خواهد داد.

عبدالمطلب‌ نزد ابرهه‌ رفت‌ و او تحت‌ تأثير هيبت‌ و شخصيت‌ وي‌ كه‌ مردي ‌تنومند و نيكومنظر بود، قرار گرفت‌ و از وي‌ خواست‌ كه‌ نياز خويش‌ را بگويد. عبدالمطلب‌ گفت: نياز من‌ اين‌ است‌ كه‌ پادشاه‌ دويست‌ شتري‌ را كه‌ از من‌ گرفته ‌است‌، باز پس‌ دهد. ابرهه‌ تعجب‌ كرد و گفت: چگونه‌ است‌ كه‌ درباره‌ شتران‌ خود با من‌ سخن‌ مي‌گويي‌ اما درباره‌ خانه‌اي‌ كه‌ دين‌ تو و دين‌ پدران‌ توست‌ و من‌ براي‌ ويران‌ كردن‌ آن‌ آمده‌ام‌، هيچ‌ سخني‌ نمي‌گويي‌؟ عبدالمطلب‌ در پاسخ‌ وي‌ گفت: من‌ صاحب‌ اين‌ شتران‌ هستم‌ اما خانه‌ كعبه‌ نيز از خود صاحبي‌ دارد كه‌ يقينا تو را از آن‌ باز خواهد داشت‌. ابرهه‌ گفت: چنين‌ نيست‌، من‌ كعبه‌ را ويران‌ مي‌كنم‌. عبدالمطلب‌ گفت: بسيار خوب‌؛ اين‌ تو و اين‌ هم‌ كعبه‌. سپس‌ از نزد وي‌ بازگشت‌ و آن‌گاه‌ با شماري‌ از افراد قريش‌ به‌ در خانه‌ كعبه‌ آمد و حلقه‌ در را گرفت‌ و به‌ زاري ‌به‌ بارگاه‌ خداوند جلّ جلاله  دعا كرد كه‌ اين‌ غائله‌ را از كعبه‌ دفع‌ نمايد.

لشكر ابرهه‌ به‌ سوي‌ مكه‌ پيشروي‌ كرد و وارد مكه‌ شد، همراه‌ وي‌ فيل‌ بزرگي‌ به‌نام‌ «محمود» بود كه‌ هرگاه‌ او را به‌ سوي‌ حرم‌ مي‌راندند زانو بر زمين‌ مي‌افگند و جلو نمي‌رفت‌ اما چون‌ روي‌ او را به‌ سوي‌ يمن‌، يا ساير جهات‌ مي‌چرخاندند، به‌ تاخت‌ مي‌دويد.

روز بعد درحالي‌كه‌ عبدالمطلب‌ مشغول‌ دعا بود، مشاهده‌ كرد كه‌ پرندگاني‌ از جانب‌ دريا و از سمت‌ يمن‌ ظاهر شده‌اند و با هر پرنده‌اي‌ سنگريزه‌هايي‌ بود كه‌ آنها را با منقارها و چنگالهاي‌ خويش‌ حمل‌ مي‌كرد. عبدالمطلب‌ گفت: به‌ خدا سوگند كه‌ اين‌ها پرندگاني‌اند عجيب‌ كه‌ نه‌ از سرزمين‌ نجد اند و نه‌ از سرزمين‌ تهامه‌! پس‌آن‌ پرندگان‌ سنگريزه‌ها را بر سر لشكر ابرهه‌ فروريختند به‌ طوري‌كه‌ هيچ‌ سنگي‌ به‌ احدي‌ اصابت‌ نمي‌كرد مگر اين‌كه‌ او را نابود مي‌ساخت‌. لشكر ابرهه‌ فراركنان‌ به‌سوي‌ يمن‌ گريختند، آنها در راه‌ مي‌افتادند و هلاك‌ مي‌شدند. ابرهه‌ خود نيز مورد اصابت‌ يكي‌ از آن‌ سنگها قرار گرفت‌ پس‌ سر انگشتانش‌ يكي‌يكي‌ افتاد و گوشت ‌تنش‌ فروريخت‌ تا اين‌كه‌ او را به‌ صنعا بردند و در آنجا به‌ بدترين‌ مرگ‌ هلاك‌ شد.

اين‌ شكست‌ در تاريخ‌ و در ميان‌ اعراب‌ اثر بس‌ بزرگي‌ داشت‌ به‌طوري‌ كه‌ پس‌ از آن‌، مردم‌ قريش‌ را بزرگ‌ پنداشتند و گفتند: ايشان‌ اهل‌ الله هستند زيرا خداوند جلّ جلاله  از جايشان‌ جنگيد و دشمن‌ را از ايشان‌ باز داشت‌. بدين‌سان‌ بود كه‌ اين‌جريان‌ بر بزرگداشت‌ خانه‌ كعبه‌ و ايمان‌ مردم‌ به‌ جايگاه‌ آن‌ در نزد خداوند جلّ جلاله  افزود. آري‌! خداوند جلّ جلاله  خواست‌ تا با اين‌ رويداد، عظمت‌ خانه‌اش‌ را به‌ جهانيان ‌نشان‌ داده‌ و امت‌ عرب‌ را براي‌ حمل‌ رسالت‌ اسلام‌ به‌ سوي‌ همه‌ عالم‌ آماده‌ گرداند.

شايان‌ ذكر است‌ كه‌ اين‌ رويداد مهم‌ تاريخي‌ در سال‌ تولد رسول‌ اكرم‌ صلّی الله علیه و سلّم (570 م) واقع‌ شد. يعني‌ فاصله‌ ميان‌ بعثت‌ رسول ‌اكرم‌ صلّی الله علیه و سلّم و آن‌ سال‌ كه‌ به‌ سال ‌فيل‌ معروف‌ گرديد، چهل‌ سال‌ بود به‌طوري‌ كه‌ در هنگام‌ بعثت‌ ايشان‌ نيز هنوز جمعي‌ در مكه‌ زنده‌ بودند كه‌ واقعه‌ فيل‌ را به‌ چشم‌ سر مشاهده‌ كرده ‌بودند. پس‌ اين‌ واقعه‌ در حقيقت‌ از مقدمات‌ نبوت‌ آن‌ حضرت‌ صلّی الله علیه و سلّم بود.

  

سوره فیل

فیل

سوره فیل

توضیحات سوره

بیوگرافی و زندگینامه شیخ عبدالله خیاط

ایشان ابوعبدالرحمن عبدالله بن عبدالغنی بن محمد بن عبدالغنی خیاط می باشند، که نسبش به قبیله بنی قضاعة می رسد که برخی از فروع آن از سرزمین حجاز هجرت نموده و در شام سکنی گزیدند، سپس اجدادش در قرن دوازدهم هجری به حجاز بازگشتند.

ولادت شیخ عبدالله خیاط :

شیخ عبدالله خیاط در 29 ماه شوال سال 1326 هـ ق در مکه مکرمه دیده به جهان گشود و در خانواده ای دیندار رشد نمود، پدر بزرگوارشان انسان خردمندی بود که اهتمام بسیاری به فقه حنفی، تفسیر و حدیث می داد.

کسب دانش شیخ عبدالله خیاط :

تحصیلات ابتدایی خود را در مدرسه خیاط در مکه مکرمه گذراند، و در زمان حکومت بنی هاشم بر حجاز موفق شد دوره دبیرستان را در مدرسه راقیه به پایان رساند.
ایشان از علمای مسجدالحرام دانش آموخته و در مدرسه فخریه موفق به حفظ کامل قرآن کریم شدند.
پس از آن وارد مرکز علمی سعوی شده و در سال 1360 هـ ق تحصیلات خود را به پایان رساندند.

استاتید شیخ عبدالله خیاط :

شیخ عبدالله بن حسن آل الشیخ رئیس قضاة سرزمین حجاز (ده سال همراه و ملازم ایشان بود).
شیخ عبدالظاهر محمد أبو السمح إمام وخطیب مسجد الحرام و مدرس در آن.
شیخ محمد عبدالرزاق حمزة إمام وخطیب مسجد النبوی و مدرس در آن.
شیخ أبو بكر خوقیر مدرس در مسجد الحرام.
شیخ عبید الله السندی مدرس در مسجد الحرام.
شیخ سلیمان الحمدان مدرس در مسجد الحرام
شیخ محمد حامد الفقی مدرس در مسجد الحرام
شیخ المحدث مظهر حسین مدرس در مسجد الحرام
شیخ إبراهیم الشوری مدیر مرکز علمی عربستان سعودی
شیخ محمد عثمان الشاوی مدرس در مسجد الحرام و مرکز علمی عربستان سعودی
شیخ محمد بن علی البیز مدرس مرکز علمی عربستان سعودی.
شیخ بهجت البیطار مدرس فی مرکز علمی عربستان سعودی.
شیخ تقی الدین الهلالی مدرس در مسجد الحرام و مرکز علمی عربستان سعودی
شیخ حسن عرب مدرس مدرسه ی الفخریة.
شیخ محمد إسحاق القاری مدیر مدرسه ی الفخریة و مدرس در آن.

مهمترین فعالیتها و مسئولیتهای شیخ عبدالله خیاط :

طی حکمای در سال 1346 هـ ق ایشان بعنوان امام مسجدالحرام تعیین شدند که شیخ عبدالظاهر ابوالسمح را در نماز تراویح یاری می داد، اما نماز قیام را خود به تنهایی می خواند.
در هجده محرم سال 1347 هـ ق طی حکمی وی بعنوان عضو هیئت امر به معروف و نهی از منکر تعیین شدند.
براساس حکم مدیر معارف در دوازدهم صفر سال 1352 هـ ق ایشان بعنوان مدرس در مدرسه فیصلیه در مکه مکرمه تعیین شدند.
ملک عبدالعزیز بنیانگذار حکومت عربستان سعودی او را برگزید تا مربی فرزندانش باشد، لهذا طی حکمی او را بعنوان مدیر مدرسه امراء انتخاب نمود و تا زمان وفات ملک عبدالعزیز در سال 1373 هـ ق در این مهم مشغول فعالیت بود.
در هفت ربیع الثانی به حجاز منتقل شده و بعنوان مشاور آموزش مشغول خدمت شد.
در سال 1375 هـ ق مدیریت دانشکده شریعت مکه به ایشان واگذار شد و تا سال 1377 هـ ق در این مهم فعالیت می کرد.
در سال 1376 هـ ق مسئولیت نظارت آموزشی به ایشان واگذار شد.
در سال 1373 هـ ق طی حکمی ایشان بعنوان امام وخطیب مسجدالحرام منصوب شدندو تا سال 1404 هـ ق به این مهم مشغول بود تا اینکه پس از آن از پادشاه درخواست نمود تا به علت مشکلات بیماری با استعفای وی موافت کند.
طی حکمی ایشان بعنوان رئیس دانشگاه اسلامی مدینه منوره انتخاب شدند که وی را شیخ محمد بن ابراهیم آل الشیخ مفتی اعظم عربستان سعودی برگزیده بودن، امام ایشان بعلت مشکلات بیماری از پذیرفتن این منصب امتناع ورزیدند.
در بیست و هفت ذوالقعده بر اساس حکم وزارت معارف وی بعنوان عضو اداری دانشکده های شریعت و تربیت برگزیده شدند.
نیز بعنوان رئیس مجلس اداره ی دارالحدیث مکه و عضو کمیته فرهنگی رابطة العالم الاسلامی تعیین شدند.
در بیست و هفت جمادی الاولی سال 1364 هـ ق بعنوان عضو کمیته بررسی چگونگی تحصیلات عالی در عربستان تعیین شدند.
بر اساس حکم وزارت معارف در سیزدهم شوال سال 1384 هـ ق بعنوان نماینده وزارت معارف در کنفرانس های رابطة العالم الاسلامی تعیین شدند.
طی حکمی در هشتم رجب سال 1391 هـ ق وی بعنوان عضو هیئت کبار علما منصوب شدند.
در سال 1393 هـ ق به عضویت مجمع فقه اسلامی که تابع رابطة العالم الاسلامی می باشد در آمدند.
طی حکمی در هجدهم جمادی الآخر سال 1391 هـ ق از فعالیتهی دولتی بازنشسته شدند.

تالیفات شیخ عبدالله خیاط :

1.التفسیر المیسّر (ثلاثة أجزاء).
2.الخطب فی المسجد الحرام (ستة أجزاء).
3.دلیل المسلم فی الاعتقاد، على ضوء الكتاب والسنة.
4.اعتقاد السلف.
5.ما یجب أن یعرفه المسلم عن دینه.
6.حِكم وأحكام من السیرة النبویة.
7.تأملات فی دروب الحق و الباطل.
8.صحائف مطویة.
9.لمحات من الماضی.
10.الفضائل الثلاث.
11.الرواد الثلاث.
12.على درب الخیر.
13.الربا فی ضوء الكتاب والسنة.
14.الحدود فی الإسلام على ضوء الكتاب والسنة.
15.تحفة المسافر ( أحكام الصلاة و الصیام و الإحرام فی الطائرة).
16.البراءة من المشركین.
17.قصة الإیمان.
18.شخصیات إسلامیة.
19.المصدر الثانی للتشریع الإسلامی.
20.عندما ینعكس الوضع.
21.قال لی محدثی.
22.التربیة الاجتماعیة فی الإسلام.
23.الخلیفة الموهوب.
24.مبادىء السیرة النبویة.
25.دروس من التربیة الإسلامیة.
26.حركة الإصلاح الدینی فی القرن الثانی عشر.
شیخ عبدالله خیاط علاوه بر موارد مذکور، مشارکت های گسترده ای در رسانه های جمعی داشت.

وفات شیخ عبدالله خیاط :

وی صبح روز یکشنبه هفتم ماه شعبان 1415 هـ ق پس از عمری تلاش در راستای دعوت و خدمت به مسلمین دار فانی را وداع گفتند، که جمعیتی بسیار انبوه در تشییع جنازه ی وی به هم رساندند که پیشگام همه آنها امراء و علماء و وزراء متفکرین و فرهنگیان بودند.

عبدالله خیاط

بیوگرافی